وقتی خانواده بمباران می شود
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 
 
حتما خبری که جناب مولوی باعث فزونی جان می داند، معنایی متعالی دارد به قدر و قیمت جان وگرنه برخی خبرهای اجتماعی شنیدنش باعث کاهش جان و افزایش نگرانی جان و جهان می شود. آن وقت نه تنها «جان  ما از جان حیوان بیشتر »نیست چون اصلا صدق نمی کند که «از چه؟ زان رو که فزون دارد خبر» اما امروز خبرها از جنسی است که نه تنها باعث بیشتر شدن از حیوان نمی شود که از حیوان هم فرو می کاهد قدر و منزلت را. اجازه بدهید به احترام معنویت مثنوی، حرمت داری کنیم از کلام مولانا تا مبادا، آلوده شود این گهربار سخنان درس آموز و به امروز جامعه خود نگاه کنیم. در کلام معاون سیاسی و امنیتی استاندار خراسان رضوی که موی را بر بدن راست می کند و آدمی را بر سر ایمان خویش به شیون وامی دارد و به راستی اگر قحط سالی غیرت و خشکسالی معرفت نیامده است باید باران ببارد از چشم ها وقتی قصه چنین دردناک می شود که زنگ خطر درباره فسادهای اخلاقی به صدا درمی آید و سردار غفاری در جلسه کارگروه بانوان وخانواده از چالش های پیچیده و گسترده ای می گوید که کیان خانواده را هدف گرفته است. از «زوج های آزاد»، همسر مصنوعی، طلاق عاطفی، زندگی مجردی و تردامنی هایی که قلم نه از شرح که از نام بردن آن هم شرم دارد. حال آیا جای فریاد نیست و نباید زبان به فریاد باز کرد که چرا چنین شده است؟ در قرآن مجید آیه ۱۴۸ سوره نساء خوانده ایم که «خداوند بانگ برداشتن به بدزبانی را دوست ندارد» اما یک گروه را هم مستثنا فرموده است: «مگر [از] کسی که بر او ستم رفته باشد و خداوند شنوای داناست» و حالا ما مصداق آن گروهیم که بر ما ستم رفته است حالا چه از بدپنداری و رفتاری خود یا بد عمل کردن مسئولان، از گناه خویش یا غفلت دیگران، فرقی نمی کند، مسئله این است که شخصیت انسانی ما و جامعه ما مورد ستم قرار گرفته است و ما باید بر سر خود و دیگران و به ویژه مسئولانی که در این حوزه مکلف و موظف بودند و به اندازه ای که باید انجام وظیفه نکرده اند فریاد بکشیم باید از خود و آحاد جامعه و به ویژه صاحب تریبون ها و قدرت ها و مسئولیت ها که می توانیم و می توانستند کاری بکنند اما همت بلند نداشتند و کوتاه همتی شان جامعه را به این روز رساند یقه بگیریم و به محکمه بکشیم خویش را که چرا چنین شده است؟ آیا در ایران که نهاد خانواده حرمتی همچون جایگاه آدمیان دارد باید شاهد این بیماری های سلامت سوز و سعادت کش باشیم که چون طاعون به جان جامعه بیفتد؟ آیا این همه جان،بهای این شده است تا آن چه دشمن به هزار حیله و نامردی بر سر ما آورد و نتوانست بشکند ما را، خود ما به انجام برسانیم؟ آیا زوج های آزاد، هم خانگی دختران و پسران نامحرم، تردامنی و پلشت چشمی و حتی چشم در چشم شدن هم جنس ها و... باید به واقعیت در جامعه ما تبدیل شود؟ مگر قرار نبود حقیقت سر لوحه کار ما باشد پس چرا این واقعیت های تلخ و عاری از حقیقت دارد شکل می گیرد؟ و... حرف آخر، چنین گناهانی از قوم های گذشته به عقوبت خداوند پاسخ گرفت این سنت خداوند است و تغییر نیز نکرده است پس اگر دامن بیرون نکشیم از این ورطه بر ما نیز چنان خواهد رفت که بر امت های پیشین رفت. پس هشدار و هشدار که فردا نگویند بعضی ها که مرغ گران است و گوشت گران است و... حالا چه جای این مسائل که پیش کشیده شود که گفتن از گرانی هیچ گاه دلیل نمی شود این بیماری هولناک را باز نگفت و گفتن از این درد، نباید ما را از دیگر مشکلات جامعه باز دارد. ما اصحاب قلم قسم خورده ایم در برابر ناهنجاری ها تمام قد بایستیم و به حرمت خون شهدا می ایستیم...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1391/05/08 شماره انتشار 18179 /صفحه اول و ۶