«اعجاز» خاک «حجاز»
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

مي‌گويند، حاجي وقتي از احرام به در مي‌آيد، نوزادي را مانند مي‌شود که تازه زاده شده است و از هر گناهي پاک است. اين، صد البته در ساحت آناني مصداق پيدا مي‌کند که قبل از سفر حج، حساب خود را با خدا و خلق خدا پاک کرده باشند و در حج نيز به فيض درک مقلب‌القلوب و الابصار نايل گشته باشند. مردمي چنين به حق، پرونده‌شان، چونان لباس احرامشان سفيد است. اما پاسباني از اين سفيدي سخت دشوار است و تکليف فرد از حج آمده را بسيار مشکل مي‌کند چرا که او هم بايد مراقب خود باشد و هم مواظب، جايگاه تازه اجتماعي که مي‌يابد و هم نگهبان اعتمادي که از اين پس به او پيدا مي‌شود و تقويت مي‌گردد. خوب مي‌دانيم که ما در اسلام چيزي به نام
«غسل تعميد» نداريم که کساني بخواهند سفر الهي حج را بدان مانند کنند و هر ساله بروند و در حج خود را از گناه پاک کنند و باز روز از نو و روزي از نو و باز «حکايت سياه» پيش را تکرار نمايند. اين را از آن رو مي‌گويم که بسيار مي‌شنوم و مي‌شنويم که فلان حاجي به هر کاري دست مي‌زند و به ديگر عبارت از هر سياهکاري و کثيف‌کاري رويگردان نيست و هر سال هم به حج مي‌رود و وقتي پرسيده مي‌شود، با اين کردار سفر حج و دشواري‌هاي آن چرا؟ مي‌گويد به حج مي‌روم که پاک بشوم، به يقين بدانيد، حج، هرگز چنين تجسم فسادي را پاک نمي‌تواند کرد. پاکي هم تا در درون آدم‌ها جريان نيابد، نمي‌تواند ظاهرشان را زينت دهد. «حاجي» خودش بايد حاجي بماند به سعي و تقوا و الا خاک «حجاز» هيچ «اعجازي» نمي‌کند، حاجي خود بايد طبق آموزه‌هاي حج سواي خود، ديگران را هم ببنيد به معناي وسيع کلمه. حاجي نمي‌تواند ديگر نسبت به نياز نيازمندان و ناز برخورداران بي‌توجه باشد که اگر چنين بود بايد در حج و نمازش به ديده ترديد نگريست.
حاجي نمي‌تواند سفره‌اي بيندازد که علوي نباشد. نمي‌تواند کاري کند که به جاي رايحه بهشت، بوي جهنم از او به مشام برسد. حاجي نمي‌تواند، حيف و ميل را تاب بياورد نه تنها درباره «بيت‌المال» که حتي درباره «مال‌البيت»، حاجي بايد بداند که در کسب مال حلال هم بايد درباره نحوه کسب آن پاسخگو باشد هم درباره چگونگي معرف آن. حاجي، مخصوصا" حاجي خراساني که افتخار همسايگي امام‌رضا را دارد، بايد حساسيتي صد چندان داشته باشد که گفتار و کردارش زينت امام رضا باشد و هر کس با ديدن او ياد امام‌رضا و خداي امام‌رضا بيفتد. حاجي شهر امام‌رضا بايد دستگير شيعيان فرودست امام‌رضا باشد. چه اشکالي دارد به جاي هزينه‌هايي که يک شب شکم چند نفر را سير مي‌کند، يک عمر زندگي يک نفر را نجات دهند؟ چه مي‌شود چند حاجي دست همت به هم بدهند و چند زنداني بدهکار را در ايام غديريه به آغوش خانواده‌هايشان باز گردانند و جواناني را بر سر سفره سفيد بخت بنشانند، چرا «خيرانديشان» حاجي ما، «صالحي» انجام ندهند که «باقي» باشد براي هميشه‌ها «باقيات الصالحات» در همه اشکال خود همت حجاج «نيک تدبير» را مي‌طلبد. حيف است با وجود حاجياني چنين موىمن هنوز در بسياري از روستاها و مناطق، مدارس وضع خوبي نداشته باشند و دانش‌آموزان مستعد از تحصيل درمانند و بسياري به علت نداشتن هزينه درمان، خود را براي مرگ آماده کنند. حيف است اين همه حاجي داشته باشيم و آن وقت گروهي گرسنگي، آشناي هميشگي‌شان باشد. بيابيم و سنت علوي کمک به نيازمندان را عملي کنيم.