گرانی، فاتحه و نقطه سرخط
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 

فاتحه اش را خواندیم، شما هم بخوانید و ... تمام!این کلمات را بارها شنیده ایم و خوانده ایم و شاید هم خیلی هامان آن را بر زبان رانده باشیم وقتی می خواهیم پایان کار یک شخص یا یک موضوع را قطعی تلقی کنیم، اما ...

اما اگر اندکی دقت کنیم و تنها هم در معنای کلمات تامل کنیم درخواهیم یافت که «فاتحه»، نه پایان که آغاز است، فاتحة الکتاب، پایان نیست، آغاز است. سوره حمد را فاتحة الکتاب می گویند که قرآن با آن آغاز می شود. این که در مجالس «ختم»، «فاتحه» می خوانند، دقیقاً برای این است که به همگان توجه دهند، این «ختم» پایان نیست و آدمی، با مرگ به نقطه پایان نمی رسد بلکه این نقطه، درست، نقطه سرخط است فتح خط تازه است. پس به «فاتحه» زبان می گشاییم. در باور «حیات تازه» پس از مرگ، باوری که می تواند زندگی این دنیایی ما را هم مهندسی کند، می تواند ما را نسبت به حرف هایی که می زنیم، نسبت به طول و عرض حرکت دست ها و پاهامان و حتی چرخش نگاهمان و ... به تامل وادارد و ما را به این فهم برساند که «الدنیا مزرعةالآخرهًْ» یک حقیقت است و یک واقعیت نیز. پس این فصل را باید «کاشت» به ایمان و باید «داشت» به معرفت و «برداشت» آن به فصلی است که برایش «فاتحه» می خوانیم و آغازش می کنیم که اگر به این معرفت برسیم به سوی عدالت خواهیم رفت و خود را، در همه شئون بر اساس عدالت تعریف خواهیم کرد و وجدان مومنانه مان را به ترازوداری خواهیم گماشت تا مباد، کم بفروشیم، مباد غش در معامله کنیم، مباد ترازوی ما بیمار شود، مباد که گران فروشی را به حدی برسانیم که رویمان نشود به آیینه نگاه کنیم و از خود هم خجالت بکشیم، مباد کالای خرید قبل را امروز به قیمت سال آینده بفروشیم! مبادا نیاز مردم را بهانه کنیم برای ناز کردن و قیمت را بالاتر بردن، مبادا دستی که حرکت می دهیم یا برای کلاه برداشتن باشد یا کلاه گذاشتن. مبادا سرعت افزایش قیمت ها را چنان زیاد کنیم که از «الان» تا «حالا» کلی فرق کند.مبادا جوگیر شویم و نیاز یک ساله را یک روزه بخریم، مبادا بر تب بازار بدمیم و یک مباد مهم و حیاتی، مباد که بی تدبیری، بدتدبیری، ندانم کاری و گاه لجاجت ما در مقام مسئول باعث شود که مردم به مشقت بیفتند و جامعه ملتهب شود. مباد غرور و کبر، ما را از مشورت و کمک خواهی اهل خرد بازدارد و چون ابلیس بر خوی خودبزرگ بینی پای بفشاریم که پای فشردن، گاه جهنم را، زیر پای آدم باز می کند. مباد که وقتی بهتر از ما و کاردان تر از ما هست ما به اصرار جایگاه ها را در اختیار داشته باشیم که این عین بی عدالتی است و در فردای حساب، مو را از ماست عملکردمان خواهند کشید. مباد همه نابایستگی ها و فراوان باد بایستگی ها و خوبی ها، چراغ هایی که با فاتحه روشن می شود و جهانی را روشنی می بخشد پس باور کنیم فاتحه را و سرای دیگر را و در این سرای، درست کار کنیم...

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1391/07/18 شماره انتشار 18238/صفحه9/اجتماعی