امنيت حداکثري
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

  زمان: شنبه ساعت 30/19، مکان: حاشيه صدمتري شهيد همت اول درياي دوم (وحيد شمالي)، موضوع: زورگيري.
يک خودروي پيکان با چهارسرنشين، پشت يک وانت مي‌ايستد، دو نفر از آن پياده مي‌شوند، يک نفر از سمت شاگرد وارد وانت مي‌شود که راننده توي آن نشسته است، از دور پيداست کلنجار مي‌روند، ناگهان مرد از در سمت راننده سر بيرون مي‌آورد و فرياد مي‌زند: کمک، آي مردم کمک... هيچ‌کس نمي‌شنود انگار، مرد با نا‌اميدي باز فرياد مي‌زند: آي کمک، سپس خود را از سمت راننده بيرون مي‌اندازد و باز فرياد مي‌زند، آي کمک... مردم، لختم کردند... دار و ندارم را بردند.
مرد زورگير هم پياده مي‌شود، دو کشيده توي صورت راننده وانت مي‌زند و سوار پيکان مي‌شود پيکان که جلوي ايستگاه اتوبوس ايستاده است، دنده عقب مي‌گيرد و پس از طي چند متري وارد خيابان درياي دوم مي‌شود و گاز را مي‌گيرد... صداي مرد از فرياد به زجه تبديل مي‌شود. اما باز هم شنيده نمي‌شود، مردم بي‌توجه از کنار او مي‌گذرند و عکس‌العملي نشان نمي‌دهند، حتي دلداري‌اش هم نمي‌دهند. به سلامت بينايي و شنوايي خود شک مي‌کنم، چشمانم را مي‌مالم و گوشهايم را نيز، اما نه، من بيدارم، چشمانم هم مي‌بيند، گوش‌هايم هم مي‌شنود، اما چرا مردم نمي‌شنوند؟ راستي چرا چنين شده‌ايم؟ اين را پيشتر هم مطرح کردم، از مردم هم پرسيدم.
بعضي‌ها مي‌گفتند:ما ماليات مي‌دهيم، تا پليس امنيت ما را حفظ کند. پس چرا ما مداخله کنيم؟ گفتم: ما ماليات مي‌دهيم پول نفت مي‌دهيم، از بيت‌المال مي‌دهيم و ارتش آراسته مي‌کنيم تا در روز جنگ از کشور دفاع کند، اما به گاه جنگ ما هم پشت به پشت ارتش مي‌دهيم و شانه به شانه آنها از کشور دفاع مي‌کنيم، چنانکه کرديم، سپاه در همين دفاع مقدس شکل گرفت و بسيج در همين عرصه به فرهنگي سترگ تبديل شد. آن روز نگفتيم ارتش بجنگد و خود کنج عافيت گيريم. براي «دفاع حداکثري» از کشور همه بايد به گاه نياز لباس سربازي بپوشند، چنانکه پوشيديم و اين از سنگيني بار ارتش نکاست. امروز هم براي رسيدن به «امنيت حداکثري» بايد، لباس انفعال را از تن بدر کرد.
در بي‌عملي فرو رفتن و پليس را «بهانه کردن» و «بها» نپرداختن کودکان را هم قانع نمي‌کند. همه بايد نسبت به اين مسايل حساس، هوشيار، فعال و کنش‌گر باشيم والا کار به سامان نخواهد آمد. صدالبته با هم «هم‌عقيده»‌ايم که پليس بايد فعالتر از پيش در پي سالم‌سازي محيط از اراذل و اوباش و باج‌گيران و زورگيران باشد. خط مقدم اين جبهه، همت پليس را مي‌طلبد. توان مردمي هم پشتيبان پليس خواهد بود. اما واقعيت اين است که توان پليس، توليد «امنيت حداقلي» است.
به هر روي، اوضاعي چنين قمر در عقرب، عنقريب بايد به سامان شود والا هزينه را چنان بالا خواهد برد که شايد پرداخت آن طاقت‌فرسا باشد.
جامعه، از پليس انتظار قاطعيت و هوشياري دارد و در اين صورت از آن حمايت خواهد کرد والا قرار نيست مردم خطر کنند و بار پليس را بر دوش کشند. امنيت مضاعف عزم و همت همگاني مي‌طلبد. راستي ما که براي بهداشت، سلامت، تحصيل و... به صورت‌هاي گوناگون «خودياري» مي‌پردازيم، در بحث امنيت هم با حساسيت و کنشگري «خود» را «ياري» کنيم و «جامعه» خود را هم،