شوشتری، زوال ناپذیر است
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

 سفارش بردار نیست کار جنگ، نمی شود با توصیه این و اعمال نفوذ آن، به فرماندهی رسید.کار جنگ، خویشاوندسالاری و حزب سالاری را بر نمی تابد بلکه این مردانگی است که مردان جنگی را برجسته می کند. مردانی که شایستگی فرماندهی را دارند و بایستگی های این جایگاه را فرا گرفته اند و در کوره آتش عملیات زبده می شوند، می توانند فرماندهی  کنند. اصلاً فرماندهی در جنگی که به نام «دفاع مقدس»، نام بردار شد و بدیلی دیگر برای آن سراغ نداریم مثل عرفان عملی است. نمی شود خود عامل نبود، راه را طی نکرد و هادی راه شد.

کسانی که به حقیقت عارف اند و هادی خلق و دلیل راه، که خود راه را رفته باشند و به همه زوایای آن اشراف داشته باشند. بعد مردم را راه بنمایند.

دفاع مقدس هم چنین بود و فرماندهانش نیز هم و شهید والامقام سرلشکرنورعلی شوشتری از نمونه های تام و تمام این نگاه بود.

شوشتری با توصیه این و آن فرمانده نشد، بلکه به عنوان رزمنده ای ساده پا به جبهه گذاشت. تفنگ به دست گرفت. نفس به نفس رزمندگان داد و هر روز چیزی یاد گرفت و دیگر روز او را قامت کشیده تر از دیروز یافتیم و باور داشتیم شوشتری، فردا، رشیدتر از امروز خواهد بود هم به لحاظ دانش نظامی و هم توش و توان معرفتی و چنین بود که هرچه مدارج نظامی اش بالاتر می رفت، جانش هم فربه تر می شد.

شاید او دانش آکادمیک چندانی نداشت. دانشگاه نرفته بود و حوزه ندیده بود، اما می شد «نور» را در گفتار و رفتارش دید. نور علم را، همان علمی که در کلام خداوند می خوانیم «العلم نور یقذفه الله فی قلب من رشاد» نه علمی که صاحب علم را به سیاهی کبر و غرور و ... دچار می کند.

از این منظر، نورعلی شوشتری، عالم بود و چه علمی بالاتر از علم جهاد و شهادت؟ چه نوری بالاتر از تعبد و عبادت؟ شوشتری از استثناهایی بود که انقلاب هر روز فرادید می گذاشت، مردانی به ارزش گنج که در جنگ از آن ها رونمایی می شد، ستاره های پرنوری که آسمان جبهه، آنان را به تماشا می گذاشت. مردان بزرگی، که معلمان بزرگواری هم بودند.

این که امام خمینی(ره) می فرمود: جنگ از الطاف خفیه الهی است، اشاره به این دستاوردهای بزرگ داشت. کشف استعداد یک ملت در قامت فرزندان برومندش، کشف عنصر سعادت خواهی و شهادت طلبی که می تواند سرفرازی را برای همیشه یک ملت بیمه کند. رونمایی از استعدادهای شگرف ملی که قرن ها، ایمان به خویشتن را از دست داده اند. بیدار کردن اعتماد به خویشتن را که می تواند فرداها را بسازد. لطف های خفیه الهی است که در جنگ علنی و شکوفا شد.

کشف امثال شوشتری ها بودند که فرماندهی مومنانه را مثال بودند و توان جنگ را نمونه و مدیریت انقلابی و اسلامی را مثل. شوشتری در فرماندهی، یک نمونه از شجاعت و تدبیر بود. کلید قفل بسیاری از مشکلات در اندیشه او ساخته می شد. شجاعت او یکی دیگر از این کلیدها بود که او را تا جنگ تن به تن با سرهنگ جاسم می کشاند تا پس از به خاک مالیدن پشت این افسر ارشد و اثرگذار ارتش صدام، یک عملیات به موفقیت برسد.

شوشتری، در بسیاری از عملیات ها، نقش تعیین کننده داشت از جمله در عملیات مرصاد که شاهکار فرماندهی او و شهیدصیادشیرازی، «فروغ جاویدان» منافقان را به «مرصاد» خداوند برای آنان بدل کرد و آنان را که آمده بودند در تهران حکومت کنند، راهی جهنم کرد.

شهیدشوشتری، علاوه بر جایگاه فرماندهی و شأن برجسته نظامی، یک مدیر متعهد و مومن بود. نسبت به بیت المال حساسیت وافر داشت و بر رعایت حرمت و حفظ آن تاکید داشت، اما ترازوی مدیریت او تنها یک پله نداشت که فقط بر حفظ «بیت المال مسلمین» تاکید داشته باشد و از خود «مسلمین» فراموش کند، او به همان دقت و شدتی که مراقب بود، دستی به نادرستی به سوی ذره ای از بیت المال دراز نشود، مواظب بود برخی مدیرانش، به بهانه حفظ بیت المال، چشم بر حق و حقوق مردم ببندند.

او اعتقاد داشت باید حق الناس و حقوق افراد نیز در اندازه حفظ بیت المال مورد دقت و حرمت قرار گیرد. او نمی توانست بپذیرد مسئولی، حقوق یک سرباز، یک بسیجی، یک پاسدار را تحت عنوان حفظ بیت المال، ادا نکند. نگاه سردارشهید مثل ترازو عدالت داشت، هر دو طرف را می دید و رعایت هر دو را توصیه می کرد و این عین عدالت در اندیشه و عمل است.

بگذریم، شوشتری شخصیت «ذوابعادی» داشت که کمتر مثل او را می توان یافت. این فرمانده با تدبیر، یک مدیر حساب گر هم بود. تنها به هدایت نیروهایش در جنگ بسنده نمی کرد بلکه برای فردای پس از جنگ این نیروها هم برنامه داشت و برای تحقق آن تلاش می کرد. علاوه بر معاد مومنانه رزمندگان، معاش حلال و امکان فراهم آمدن لقمه حلال برای آنان را هم وجهه همت خود قرار می داد که پروژه های برجسته اقتصادی استان همچون طرح احیای صنایع خراسان و ... از جمله تلاش های او بود.

شوشتری علاوه بر وضعیت اقتصادی رزمندگان پس از جنگ، به حفظ روحیه و آرمان گرایی و تعمیق و توسعه ارزش های دفاع مقدس هم عنایت داشت و باور داشت برای موفقیت فردا، باید نقاط روشن دیروز حفظ شود، لذا تلاش او در برگزاری کنگره ۲۳هزارشهید استان های خراسان و مجتمع آیه ها که فضای جبهه را برای مخاطب امروز بازسازی کند، بسیار چشم گیر بود و در آخر نیز خودش را به کنگره رساند و اجلاسیه کنگره نورانی ۲۳هزار شهید استان های خراسان زمانی در رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر رضوی(ع) برگزار شد، که چشم ها هنوز از گریه بر شهادت مظلومانه اما اثرگذار شوشتری خیس بود و ...

باز هم بگذریم، شهیدشوشتری، فرماندهی آگاه و ولایت پذیر، مدیری هوشمند و تدبیرگر، انسانی برجسته و چندبعدی بود که بازخوانی شخصیت او نگارش ده ها کتاب را می طلبد، هرچند باز قلم در شرح بزرگی های او احساس کوچکی می کند.

و حرف آخر؛ شهیدشوشتری، آن چهره برجسته جنگ و مدیر باخداست، روزهای پس از جنگ و شخصیت وحدت آفرین روزهای حضور در سیستان و بلوچستان حیف بود بمیرد. هیچ بستری نمی توانست، زیبنده در آغوش کشیدن پیکر او باشد.

او باید شهید می شد، فصل انتظار، باید به شکوه شهادت اجابت می شد و شد تا این چهره ماندگار و زوال ناپذیر باشد و نه یک نسل در یک عصر، که همه نسل ها در همه عصرها از او الگوبرداری کنند که هر شهید، یک اسوه حسنه است، یک سرمشق برای مشق زندگی ... 

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1391/07/26 شماره انتشار 18245 /صفحه3/خبر