نیروهای اطلاعات و عملیات دفاع مقدس به معنای واقعی شب زنده دار بودند
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
سردارفتح ا... جعفری در جمع هیئت انصارالمهدی (عج) مطرح کرد
  

بچه های اطلاعات و عملیات، به معنای واقعی شب زنده دار‌ بودند. شب های شناسایی اوج شب زنده داری بود. رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این نگاه را مستند کرد به دست نوشته امام خمینی(ره) بر حاشیه عکس شهیدحسن باقری که نوشته بودند، خدا، شهید شب زنده د ار ما را با شهدای کربلا محشور کند. سردارفتح ا... جعفری با شرح این نگاه امام، شب زنده داری برای عبادت را ستود اما این را هم اضافه کرد که شب زنده داری حسن باقری و باقری ها، شناسایی برای اطلاعات و عملیات بود که اینان شب زنده داران واقعی هستند. وی که در جلسه ماهیانه هیئت انصارالمهدی به یاد شهیدمحمد عطارخراسانی سخن می گفت، افزود: بچه های اطلاعات و عملیات از مومن ترین، شجاع ترین، کارآمدترین و امین ترین نیروهای جبهه بودند و در اسارت هم اطلاعات خود را حفظ می کردند و سراغ نداریم که این نیروها، اطلاعاتی را لو داده باشند.

وی با ارائه تحلیلی از شرایط اول جنگ، سبک شناسایی نیروهای اطلاعات و عملیات را ابداع شهیدباقری دانست و گفت: عراقی ها چنین نیرویی نداشتند و سبک شناسایی آنان این نبود. سردارجعفری، شهیدعطارخراسانی و دیگر شهدای اطلاعات را از ناب ترین بچه های جنگ دانست و تاکید کرد: منش زندگی آنان باید سرلوحه زندگی ما باشد. پس از سردار نوبت به خاطره گویی همرزمان شهید رسید که ماندگاری تریبون دار شد و از ویژگی های اخلاقی شهید و از چهره بشاش و طبع شوخ و روحیه ساز او گفت که در اوج دشواری ها، باز انرژی مثبت می داد. او، این را هم اضافه کرد: وقتی در تربیت معلم قرعه کشی شد برای رفتن به جبهه و اسم شهید در نیامد او در خود فرو رفت، به خلوت شد و به بررسی این پرداخت که چرا نباید اسم او در فهرست برندگان فرصت جهاد باشد. اما سرانجام این فرصت نصیب او شد و او با شهادت بهترین بهره را برد.

پس از ماندگاری، برادر شهید لب به سخن گشود و از محمد گفت، که عطر وجودش هنوز در خانه جاری است.

وی به روایت دو رویای صادقه پرداخت و افزود: بعد از شهادت محمد را به خواب دیدم که می گفت باید به جبهه بروم. پرسیدم باز هم؟ گفت: ما در خون همه شهدا شریک هستیم و با هر شهید تجدیدحیات می کنیم. برادرشهید رویای دیگرش را هم چنین روایت کرد: برای یکی از خواهرانم خواستگار آمد، پدر به من گفت برو تحقیق کن، من اما یادم رفت، شب شهید را خواب دیدم که گفت پسر خوبی است قبول کنید، تحقیق لازم نیست و ما به مشورت شهید عمل کردیم و درست هم بود.

دل ها به یاد شهید معطر بود و فضا به نامش، چشمان تاثیرگذارش از قاب عکس گویی پیغام عشق می داد و در میان صلوات همرزمانش، سرهنگ خویشاوندی، معاون هماهنگ کننده سپاه امام رضا(ع) که از صمیمی ترین دوستان شهید بود، لب به سخن گشود و از عشق گفت و از محمد که ترجمان عشق بود. صدای سرهنگ در تکرار نام محمد به بغض می نشست و چشمانش با لب هایش همراه می شد. وقتی خاطرات را ورق می زد، او شهید را در مردانگی، در فتوت، در خوش خلقی، یک نمونه معرفی می کرد و از شوخ طبعی های محمد می گفت که در سخت ترین شرایط به همه روحیه می داد. وی گفت: وقتی در عملیات والفجر یک، نیروها در کانال زیر آتش پرحجم عراقی ها گرفتار شدند و هر لحظه، روحیه ها فرسوده می شد، این محمد بود که با روحیه بالا و شوخ طبعی هایش نیروها را بر سر شوق و غیرت آورد تا آن بن بست را بشکنند. سرهنگ خویشاوندی سپس لایه های زیرین شخصیتی محمد عطارخراسانی را واکاوی کرد و گفت: او اهل معنویت حقیقی بود و شاید حتی خانواده اش ندانستند او حافظ دعای کمیل و ندبه و زیارت عاشورا و ... بود.

وی افزود: محمد هم مسئله دان بود و هم به مسائل شرعی عمل می کرد، اهل معنویت بود اما در برابر خرافات محکم می ایستاد. اطاعت پذیر بود اما حرف ها و انتقادهایش را صریح بیان می کرد ...

سخنان سرهنگ خویشاوندی به پایان آمد و نوای خوش مداح اهل بیت به یاد شهیدان در فضا پیچید و ما را در یک آغاز دیگر قرار داد ...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1391/07/30 شماره انتشار 18248 /صفحه۷/فرهنگی