کربلایی هستیم آیا؟
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 

کربلایی هستیم آیا؟ این سوال را می شود جلوی اندیشه همه گذاشت مخصوصاً کسانی که داعیه دار ماجرایند، به ویژه کسانی که با سفر به عتبات و زیارت کربلا، برای خود شأن کربلایی قائلند و دستار کربلایی بر سر و جامه کربلایی بر تن، نام خود را هم با پیشوند «کربلایی...»می خوانند اما آیا کربلایی هستیم ما؟ آیا با سفر به کربلا، کربلایی می شویم یا برای کربلایی شدن باید جوری زندگی کرد که حسینی شدن معنا می شود؟ بله، کربلا رفتن یا در آرزوی کربلا رفتن، اشک از بصر باریدن حرمت دارد، اجر دارد، عزیز است و عزت می آورد، اما آن چه در حقیقت «کربلایی» می سازد، فراتر از این هاست، هزار فرسنگ فراتر. کربلا یک شهر و یک خاک نیست که با سفر به آن کربلایی شد و همه چیز را تمام دانست بلکه خاک و کوی این شهر حتی حرم مطهر، سنگ نشانی است که ره گم نشود و راه را به رهدار برساند و راهیان را به مقصد. همان مقصدی که حضرت سیدالشهدا(ع) برای رساندن مردم به آن تلاش می کردند. همان مقصدی که غدیر برای آن شکل گرفت. همان مقصدی که هدف بعثت رسول خاتم خدا(ص) و همه انبیای الهی بود، کسی می تواند خود را کربلایی بخواند که اهل مقصد باشد و جوری زندگی کند که هر کس او را دید آیت حسین(ع) بپندارد و با تماشای او یاد حسین علیه السلام و کربلا بیفتد... ما، اما آیا چنین هستیم، آیا هر کس ما را و رفتار و گفتار ما را ببیند و بشنود آیا یاد مولا می  افتد؟ یاد عباس می افتد، یاد زهیر و بریر و حبیب می افتد؟صادق باشیم با خود. آیا ما که خود را «کربلایی» می خوانیم آیت و نشانه حسین علیه السلام هستیم؟

این دعوی سنگینی است، شانه های بسیاری از ما را تاب کشیدن این بار نیست موضوع سفر به کربلا، هم همان ماجرای حج است و «ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج» این فرمایش روشن معصوم علیه السلام است در بیان حقیقت آن چه در مکه و منا شکل می گیرد. در کربلا نیز ماجرا همین است. کربلاروها و آرزومندانش زیادند اما «کربلایی ها» کم اند شاید خیلی کم. البته «کربلایی» خواندن خویش یک سویه دیگر هم می تواند داشته باشد و آن این است که فرد با دریافت درست از موقعیت خود «نقشه راهی» برای خود تعریف کند و پا به آن بگذارد که او را به کربلا برساند و در این مسیر هم هرگز پای از این راه بیرون نگذارد، این نیز قابل احترام است چون اگر امروز کسی با دیدنمان یاد کربلا نمی افتد، چنان زندگی خواهیم کرد که فردا یادآور حسینی زیستن باشیم، اما این کربلایی خواندن یک سویه دیگر هم می تواند داشته باشد و آن این که با همه کاستی هایی که داریم، با همه آن چه ما را زمین گیر می کند، اگر خود را «کربلایی» می خوانیم از این روست که برای خود هویتی قائل نیستیم، بلکه جامه نام و نشان خویش از تن به در کرده ایم تا فقط و فقط خود را با کربلا تعریف کنیم. آن گونه که وقتی آن غلام در صحرای کربلا به میدان رفت بر خلاف همه که هر کس خود را به قوم و قبیله خود معرفی می کرد و به قدرت شمشیر پدرانش می نازید، این غلام خود را به امام حسین(ع) تعریف کرد؛ «امیری حسین و نعم الامیر» من آقایی چون حسین(ع) دارم... آری اگر از این زاویه خود را کربلایی بدانیم، خوب است و جان افزا که «حسین(ع)» روحی است جاری در جان های عاشق و ما از همه نام ها و نسبت ها گذشته ایم و کربلایی شده ایم. آیا چنین می شویم ما؟...

خراسان - مورخ یکشنبه 1391/08/28 شماره انتشار 18271/صفحه۱۲/اندیشه