«شبه پیامبر» را مدعیان مسلمانی کشتند
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 
 
لبخندهایش، نگاهش، راه رفتنش به پیامبر می مانست و حتی صدایش وقتی به اذان می ایستاد برای نمازی که امامش حسین(ع) بود. به رفتارش که دقیق می شدی باز گویی پیامبر جوان شده است به امانت داری، به صداقت، به مهربانی، به دستگیری، به همه خوبی ها و من در عجبم که چگونه مردم کوفه در سپاه شوم عمرسعد او را دیدند و بر خود نلرزیدند، او را، علی اکبر را، دیدند و باز تیغ کشیدند و اما... نه، تعجب ندارد، نیای این مردم، پیشتر رو درروی خود پیامبر هم تیغ کشیده بودند. ابوسفیان جد یزید- ابوجهل، پدر اخلاقی خیلی از این مردم و... پیامبر (ص) را دیدند و تیغ کشیدند. ولی آن ها کافر بودند به پیامبر اما اینان ادعای ایمان دارند، اما به روی شبه پیامبر (ص) تیغ می کشند و چون زبانشان این است و جز این نمی فهمند، علی اکبر، حیدر کرار می شود در جهاد دفاع از امام حق و به هر ضربتی که می زند، خصمی را بر خاک می اندازد، کسی را یارای هماوردی با او نیست. چنان که با جدش نبود، علی اکبر می رزمد و تو گویی، علی است، حیدر است که بدر و احد و خندق و خیبر و... را ورق می زند. علی اکبر می رزمد و دشمن را یارای نبرد تن به تن نیست پس دسته جمعی بر او هجوم می آورند و تیغ است که در جان «شبه پیامبر» فرود می آید و گویی پیکر پیامبر است که «عربا عربا» می شود. گویی ابن ملجم ده ها تن شده است و تیغ بر سر علی می زند و ... علی اکبر، تشنه لب به شهادت می رسد، در حالی که سر خونینش به دامن پدر است و آن سوتر، دشمن با شادمانی بر این غم حسین و حسین است که جوانان هاشمی را به یاری می خواند تا پیکر علی اکبر را، شبه پیامبر را، به حرم برسانند... حرمی که هنوز برپاست و خدا کند ما از علی اکبر درس بگیریم در یاری حق.../شاهد
 
خراسان رضوی - مورخ پنج‌شنبه 1391/09/02 شماره انتشار 18275 /صفحه۷/فرهنگی