ما در کدام صف ايستاده‌ايم؟
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
محرم که هرسال مي‌آيد و حکايت حسين و کربلا که تکرار مي‌شود، قرار نيست باز به تکرار گذشته بنشينيم بلکه از آنجا که حسين (ع)، «امام» است و بر زمان وزمين ولايت دارد و امروز را نيز امام است، همانگونه که ديروز را و مي‌طلبد که امروز بهره‌اي امروزين از سرمشقي برگيريم که مولا حسين با خط خون -اين ماندگارترين خط- بر کتيبه تاريخ نوشت بارها شنيده‌ايم، خوانده‌ايم گفته‌ايم و نوشته‌ايم که امام‌حسين(ع) هدف از حرکت خود را اصلاح‌طلبي در امور امت اعلام مي‌کند و اين فراگيري و شمول دارد نسبت به هرآنچه چونان علفي هرز در باغستان انديشه اسلامي و پهنه دشت جامعه اسلامي روئيده است. خواه در قامت دروغي مجسم به نام يزيد و فرم حاکميت باطل‌خواه، در حوزه فردي و زندگي شخصي ما چه درمحرم 61 يا محرم 1426 امام، تجسم حقانيت، عدالت، صداقت و همه خوبي‌هاست و قيامش عليه همه بيداد و دروغ و باطل و همه زشتي‌هاست در هميشه زمان. چه اين زشتي را در ساحت فردي و شخصي مرتکب شويم، چه در قدرت، جا را براي زشتي‌ها بازبگذاريم. همه اينها يزيدي است يزيد که تنها يک فرد نيست دراعماق تاريخ، که اگر بود و تنها يک تن بود، ديگر کل يوم‌عاشورا و کل‌ارض کربلا معنا نداشت و اقتدا به حسين(ع) هم. اما سرنوشت هر روز ما را، عاشورا نوشته‌اند. اين هنگامي معنا پيدا مي‌کند که باطل و يزيد هم باشد. منتهي هر روز و هر زمين به شکلي به نظر ما بايد در محرم امسال با خود خلوت کنيم و سنگ‌هامان را وابکنيم باخويش که در نبرد حسين(ع) و يزيد، که هر روز تکرار مي‌شود جاي ما کجاست؟ باز هم به تاکيد مي‌گويم، صف برابر حسين را تنها يزيد دانستن، به غفلت‌زدن خويش است چرا که هدف حسين (ع) حذف يک عنصر نبود، امام با همه عناصر باطل مخالف بود و قصدش به صلاح آوردن اموري که به فساد گرائيده بود هم در جايگاه حاکميت و هم در حوزه اخلاق هم در ساحت حقوق وهم در عرصه توزيع امکانات و در يک کلام در چالش‌هاي حوزه عدالت. حالا هم معتقدم ميدان کربلا آنقدر بازاست که هرکس مي‌تواند صف خود را مشخص کند و ليست سپاه آقا امام‌حسين هم آنقدر جادارد که اگر همه ما بخواهيم بتوانيم در آن نام بنويسم حتي بدون شمشيري از جنس آهن، امروز درحوزه عمل اجتماعي کسي حسيني است که صادق باشد، وظيفه خود را به خوبي انجام دهد از کار نزند، دروغ نگويد، غيبت نکند، بدگماني روا ندارد، ميان مردم را برهم نزند، پشت‌پااندازي نکند، تزوير درکار نگيرد و خدعه نورزد، به حق خود قانع باشد و از حق ديگران هم دفاع کند. در حوزه فکر و فرهنگ، بدعت‌ها را بشکند، براي باز توليد فرهنگ حسيني که همان اسلام ناب است بکوشد، در توليد علم، بي‌تکلف، عالمانه تلاش کند تا کشور امام‌حسين را از کوچه‌هاي تنگ وتاريک به صبح روشن برساند. در ساحت اقتصاد، چنان مومنانه توليد کند و عادلانه توزيع که حسين(ع) را لبخند به لب آورد و نام علي را تکريم کند. در حوزه قدرت هم، قدرت را براي احياي عدالت در همه شئون آن بخواهد و بر نفس خود و بر قدرت دراختيار امير باشد و اسير شيطان نشود و در دو قدرت قرار نگيرد. در روابط خانوادگي اهل سلم و مدارا و ايثار باشد، چنانکه در برابر دشمن يزيدانديش تيغ آخته و تفنگ از ضامن خارج.
کسي که مي‌خواهد حسيني باشد بايد در همه امور خود را به محک کلام و سيره معصومان بسنجد و کاستي‌هايش را جبران کند تا حسين شود و الا هرچه باشد حسيني نخواهد بود، به ياد داشته باشيم که اگر ديروز مردم ايمان خود را برامام عرضه مي‌کردند تا اصلاح و تاييد کند، امروز عملکردمان را بايد مطابق معيارهاي عصمت بسنجيم و برآن اساس عمل کنيم، تا حسيني باشيم.