اعضای خانه، یا نهاد خانواده؟
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 
 

باید برای استحکام بنای خانواده کوشید. باید تلاش ها را چنان هدفمندانه سامان
داد که راه مصون از بیراهه و به خانه ختم شود. خانه ای که نه مکانی برای یک جانشینی
بلکه برای در آغوش کشیدن یک خانواده باشد. خانواده ای که همه اعضای آن نسبت به هم
احساس مسئولیت کنند. یار هم و هم اندیش هم باشند و در رفع گرفتاری ها، همه دست ها
کنار هم قرار بگیرد تا راحت تر و با هزینه کمتر و نتیجه بهتر، مشکلات برطرف
شود.

باید برای استحکام نهاد خانواده کوشید تا اعضای خانواده نسبت به هم بیش از گذشته
احساس مسئولیت کنند. اگر عضوی از خانواده را بیماری از پای انداخت با تیمارداری و
پرستاری او را تا بام سلامت همراه باشند و همان طور که برای سلامت جسم او حساسند،
نسبت به سلامت اخلاقی و شخصیتی او هم حساس باشند. اگر تب او را با حساسیت و درجه به
درجه مراقبت می کنند، با پاشویه از شدت تب می کاهند و با رساندن او به پزشک، برای
دفع بیماری از جسم او می کوشند، مراقب سلامت جان او هم باشند تا مبادا در هجوم
بادهای پاییزی فرهنگ بیگانه، به بیماری بی هویتی دچار شود. اگر - خدای نکرده - به
این بیماری دچار شد، برای سلامت او تلاش کنند که بیماری هویتی و اخلاقی اگر از
بیماری جسمی مهم تر نباشد، کم اهمیت تر هم نیست. اگر آسیب هایش ویران کننده تر
نباشد، کمتر هم نخواهد بود، پس باید همه اعضای خانواده را نسبت به روزگار امروز و
سرنوشت فردای هم حساس کرد و این پندار صحیح را هم نهادینه کرد که حساسیت افراد
خانواده نسبت به هم و مراقبت از یکدیگر هرگز به معنای دخالت و فضولی معنا نشود، چه
اعضای یک خانواده، اعضای یک پیکرند و کسی مرهم گذاری دست بر زخم پا و دقیق شدن چشم
در کار دست را فضولی نمی داند که به صورت ناخودآگاه زخم بر هر جای بدن که بنشیند
درد از هر جای بدن که تیر بکشد، اول چشم و دست به یاری برمی خیزند و این
«ناخودآگاه» یعنی این که همه اعضای یک پیکرند و خانواده هم باید چنین باشد، پدر،
مادر، خواهر، برادر همه و همه باید چنین حسی نسبت به هم داشته باشند و مراقب باشند
تا - خدای نکرده - عضوی به درد مبتلا نشود، که ابتلای هر عضو به بیماری همه اعضا را
دچار مشکل می کند. این نگاه اگر با تقویت نهاد خانواده شکل بگیرد، آن وقت سنگ زیرین
نهاد جامعه، با قوام خود به قوام و استحکام روابط اجتماعی هم کمک خواهد کرد.
خانواده اگر با این نگاه هماهنگ شود، کم کم جامعه نیز بر اساس چنین هندسه ای
بازتعریف خواهد شد، تا همه اعضای جامعه، در شادی و غم هم شریک باشند و شعر سعدی که
می گویند پیشانی نشین سازمان ملل است دگر باره در جامعه و خانه ما، پرشورتر از
گذشته روایت خواهد شد که:

بنی آدم اعضای یک پیکرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1391/09/12 شماره انتشار 18281
/صفحه اول و ۶/جامعه