با لباس کهنه، سال را نو کنيم؟
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ اسفند ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


هفته احسان و نيکوکاري، فرصتي است نيکو تا احساس انسان بودن خود را به کمال در دست‌گيري از دست به زانو ماندگان نشان دهيم و مهرباني ايراني را جلوه‌اي ديگر ببخشيم و جانمان را در زلال نوع دوستي جلا دهيم، حيف است اين آينه‌هاي خداوندي در گذر زمان، غبار زمين بگيرد. حيف است اين گوهرهاي شب‌چراغ مردمي و مهرباني ومردي و مردانگي، در پس لايه‌هاي غفلت، از تماشاي فرشتگان دور بماند. حيف است، اين زيباترين خلق خداوند، زيباترين خلق خدادادي خويش را به تماشاي فرشتگان نگذارد. حيف است اين همه قشنگي شکوفا نشود. آنهم از مردمي که ديري است با ائمه خود با بصيرت زمزمه مي‌کنند«... و عادتکم‌الاحسان و سجيتکم‌الکرم»، آن وقت خود، دست در آستين بدارند. «لن تنالو البرحتي تنفقو مماتحبون» را بخوانند و بر جاي باشند و برپاي نخيزند. امت از احساس گذشته، به بصيرت رسيده خوب مي‌داند که دعا و قرآن همه قرار است ما راتوسعه بدهند و بزرگمان نمايند و اين همه درس و آيه و حديث دقيقا" از همين روست که اگر به مرحله بزرگي نرسيم، همه آيات خداوند کفران خواهد شد و حاشا که چنين شود. ما بايد کمک به همنوع را در رفتارمان نهادينه کنيم، چنانکه در باور و گفتارمان هم بايد به آن مرحله‌اي برسيم که حتي طمع ثواب و بهشت يا ترس از عذاب و دوزخ هم حتي- با همه مقبوليت‌هايش- ما را به کار خيرنکشاند، بلکه سليقه‌مان به گونه‌اي باشد که فقط از نيکي کردن، خير ورزيدن، نيک انديشيدن و... لذت ببريم و ذائقه‌مان به نيکويي‌ورزي چنان عادت کند که به خاطر خود خوبي، کار خوب کند، آنگونه که در درس ديگري از امام علي(ع) به ياد مي‌آوريم که در نيايش ناز، با حضرت بي‌نياز، مي‌فرمايد من تو را نه از ترس دوزخت عبادت مي‌کنم و نه در طمع بهشت، بلکه از آن رو به عبادت وعبوديت تو همت مي‌گمارم که شايسته عبادتت يافته‌ام. اين همان درسي است که مي‌خواهد ما را بزرگ کند آن گونه که جز به بزرگي نينديشيم و جز به مهر در هم ننگريم و حال در کوچه‌هاي هزارتوي مشکلات همت شما ياران را، هزار در هزار چشم‌به راهانند، از تحصيل‌ماندگان از زندگي مانده، استعدادهاي درخشاني که اگر دست شما مدد کند، فرداي ايران را درخشان رقم خواهند زد، کودکاني که با لباس کهنه، سال را نو مي‌کنند. نوجواناني با دلي پر از داغ بي‌پدري، رنج بي‌مادري و درد بدسرپرستي. هم‌وطن، کم نيستند، آناني که در حسرت يک لباس مناسب، سالهاست که مانده‌اند، کم نيستند، چشماني که ثانيه‌هاي چشم‌بدري‌شان يک سال طول مي‌کشد.
کم نيستند، عشيره خدا در زمين که خداوند برايشان آبرو گروگذاشته تا ديگر بندگانش وعده او را باور کنند و به ياري محرومان بشتابند تا او خود ده چندان پاسخ دهد. اگر هنوز ذائقه‌مان از کمک به هم‌نوع لذت نمي‌برد، لااقل وعده خدا را باور کنيم و دستي به ياري، برآوريم.
اين درست که رسيدگي به امور محرومان وظيفه حکومت اسلامي است، اما هم در اموال ما حقي براي«سائل»و «محروم» قرار داده شده و خداوند آن را به عنوان امانت به ما سپرده است تا به اهلش بسپاريم و هم به عنوان يک انسان، در برابر آنچه اطرافمان مي‌گذرد مسئوليم و بايد پاسخگو باشيم.
...مردم ايران، اما، ذائقه‌شان با کمک همسوست، مهربانترين مردم دنيا، هموطنان نيازمند خود را با درد کهنه و لباس کهنه و دست‌هاي خالي و سينه‌هايي پر از گدازه، تنها نخواهند گذاشت و عيد را زودتر از نوروز به خانه نيازمندان خواهند برد، من مطمئنم،