بحران پرتقال
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

   (27/01/84)
«مارسل پروست» مي‌گويد: «کشف، يافتن سرزمين‌هاي تازه نيست بلکه ديدن با نگرشي تازه است» و حالا ما به نگرشي تازه در عرصه تمشيت امور مردم محتاجيم. تا هم جامعه را از تنگنا بدر برد و هم اعتماد به مديريت ما را دگرباره باز توليد نمايد. واقعيت اين است که آنچه درباره مديريت فلسفه ساختيم و آنچه طرح درانداختيم، با شيطنت «پرتقال» و مکر و حيله«سيب» و از همه بدتر شانتاژ«گوجه فرنگي» از ميان رفت و آخر اين موجود«فرنگي» زهر خود را به مديريت عجيب و غريب ميوه ما ريخت، تا باز مردم بگويند همه چيز زير سر «فرنگي»هاست. غافل از اينکه ما، خودمان، کلي مدير فرنگ‌رفته داريم و کلي درس فرنگ‌خوانده، اما با عرض معذرت وضعيت ميوه«همينه که هست،» کلي هم برنامه گذاشتند، نشستند و ميوه خوردند و حرف زدند و برخاستند اما مشکل ميوه حل نشد که نشد. چرايي‌اش را من معتقدم بايد در «تنبلي» مديريت و هدايت بازار و برخورد با فزونخواهان دلال‌صفت جستجو کرد و اين بيماري سختي است چنانکه«ماهاتماگاندي» بزرگ نيز به صراحت گفته است«تنبلي از هر نوع بيماري مسري‌تر است» و ما هر چه مي‌کشيم از اين بيماري است، و مردم اين بيماري را به طنز مي‌کشند که وقتي حضرات، مديريت به سامان کردن ميوه ندارند، بحرانها را چگونه مديريت خواهند کرد؟ وقتي مسئله ساده‌اي چون ميوه به بحران تبديل مي‌شود چگونه خواهند توانست بحرانها را به مشکل و مشکل را حل کنند؟ آقاي وزير جهاد کشاورزي در مجلس درباره بحران ميوه و دليل«لوکس»شدن سيب و پرتقال، استدلال عجيبي مي‌نمايد و گناه را اول به گردن«گوجه‌فرنگي» و «هندوانه» که در رنگ همسان هستند،؟ مي‌اندازد که امسال رکورد زده‌اند در رشته گراني، مسئول اين رکوردشکني را هم«آب و هوا» مي‌داند که با برنامه‌هاي اين وزارتخانه فخيمه هماهنگي نکرده‌اند، حال آنکه بايد از جناب حجتي و ساير مديران پرسيد اگر قرار باشد همه چيز اعم از ابر و باد و مه و خورشيد و فلک بر مدار خواست ما بچرخند، که ديگر نيازي به تدبير و مديريت نبود و هر کس مي‌توانست وزير و وکيل و مدير شود. در مشکلات و تودرتوهاي مصائب است که «مدير» مي‌تواند توان خود را به منصه ظهور برساند. تن به امواج پرخروش سيلاب سپردن و بي‌هيچ مقاومتي همراه آن شدن را هيچ عاقلي شنا نمي‌داند که بماند، همراه سيلاب، جان خويش را هم به امواج خواهد داد، البته ما هم قبول داريم که در وضعيت موجود بازار، هميشه 4½2«2 نيست اما توقع از مديران است که دست بحرانها و ناهماهنگي‌ها و حوادث را تا اندازه‌اي بخوانند نه اينکه وقتي گوساله را ديدند شصت‌شان خبردار شود گاو زائيده است، و نکته ديگر، اما آيا مسئولان و بلندپايگان هم خود خريد مي‌کنند؟ اصلا" اگر خريد هم بکنند برايشان مهم هست قيمت ميوه چقدر است؟ ما که ديري است رويمان نمي‌شود قيمت ميوه‌ها را بپرسيم چه رسد به اينکه بخواهيم خريد کنيم، چند روز پيش فقط گذرا گوشه چشمي به قيمت‌ها انداختم و همان اول قيمت پرتقال که 1200تومان نوشته شده بود، ما را از تماشاي بقيه قيمت‌ها