شهيد جاويدالاثر است
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

   (18/01/84)
شهدا پر«اثر»ترين آفريدگان خداوند هستند. جاودانه مردماني که نام «خاکي» فرو مي‌نهندو نام از «خداوند» مي‌گيرند و خداوند چنان آنها را عاشق است که خود «ديه» آنان مي‌شود و نام خود بر آنها مي‌گذارد و چنان مقرر مي‌فرمايد که به «بي‌مرگي»‌برسند و روزي خوران در پيشگاه او، نوربخش جان و جهان باشند و از همين روست که من هرگز با واژه « مفقودالاثر» براي جاويدالاثرهاي شهيدي که پيکرشان يافت نشده است موافق نبوده‌ام. چرا که معتقدم کار شهيد، شهود و شهدبخشي به جامعه است و خلق بيداري وازاين کدام اثر بالاتر؟ اصلا از نور، اثري اثرگذارتر مي‌شود يافت؟ اين درست مثل ماجراي «امام غايب» است که بسياري به امام زمان مي‌گويند، حال آنکه آقا هم بر «زمان» و هم بر «زمين» امام است و نه او از اين دو «غايب» است و نه اين دو از او، آنچه هست، چشمان تنگ دنيابين ماست که او را نمي‌بيند و نديدن هرگز به معناي غيبت او نيست اين ما هستيم که از خود غيبت کرده‌ايم عين وقتي که کره خاکي به خورشيد پشت مي‌کند. اين روزها، پرده‌هايي به مناسبت برگزاري نکوداشت شهداي جاويدالاثر نيروي انتظامي در مشهد به چشم مي‌خورد و اين خود اقدامي است درخور. اين برداشتي واقعي از اين حقيقت است که ما هميشه محتاج بازخواني شهيد و شهادتيم براي شهدنوشي از حق. شهدا چراغ افزوخته راهند و هيچ رهروي نمي‌تواند خود را از چراغ بي‌نياز بداند و قدرداني از چراغ راه هم شکر نعمت چراغ است و هم بيانگر «طلب»‌و «اراده» که نهايتش «وصل»‌است و وصال دوست. جامعه امروز ما هم به همنشيني با شهدا خيلي محتاج است، خيلي بيشتر حتي از زمان جنگ، آن روزها لااقل راهها اينقدر گونه‌گون و پرسنگلاخ نبود، اين همه حرامي در هر قدمش کمين نکرده بودند اما امروز سخت است طي طريق، سخت است يافتن راه و دشوار است پيمودن مسير، حالا در مشهد نيروي انتظامي در آستانه شهادت بزرگ معلمان شهادت و معنابخشان زندگي، حضرت رسول اکرم (ص) و دو فرزند شهيدش، امام مجتبي (ع) و امام رضا(ع)، مي‌خواهد اداي دين کند به فرزندانش که آثار وجودي‌شان چراغ راه ياران است و پيکر مطهرشان در گوشه‌اي از کربلايي‌ترين خاک به امانت سپرده شده است. اميد که دگرباره عطر ناب شهادت، کوچه‌ها را شاهدانه پرکند و همه ما بفهميم که در هر کوچه‌اي که گام مي‌گذاريم، روزي به گام‌هاي استوار شهيدي فخر کرده است و هنوز سرمست عطر حضور آنان است. هنوز وقتي غريبه‌اي مي‌گذرد که کوچه را نمي‌شناسد، در و ديوار به صدا در مي‌آيند که ما آغوشي بوديم براي قامت رعناي فلان شهيد، هنوز درختها، به گاه برخاستن، نام شهيد را بر زبان مي‌رانند و هنوز گلبرگ‌ها، اين سجاده‌هاي ناز، نماز دوست مي‌خوانند. هنوز هرچه زيبايي است وامدار شهيدان است و براي بسط و توسعه زيبايي‌ها بايد با شهدا ديداري دوباره وچند باره و هر روزه داشت. پس يا شهيد،