کوچ دو ماه در يک ماه!
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

«ديار آفتاب» مشهد، در کمتر از يک ماه، «دو ماه» را از دست داد. اولي جلوه و چهره جمالي علم بود و تجلياتش را همگان به تماشا ايستاده بودند، آيت‌اللهي که همه بندگان خدا را به ديده کرامت مي‌نگريست. امام جمعه‌اي که مردمان را سرفراز و سربلند و سرباز آن «جمعه‌نشين» موعود شيعه مي‌خواست. آيت‌ا... سيد مهدي عبادي، که با رحلت خود، خلقي را عزادار کرد. دومي، اما، جلوه و چهره جلالي علم بود و تنها آناني که قامت کشيده بودند و مي‌توانستند در شعاع انوار تابانش قرار گيرند، به تماشاي تجلياتش بالغ و در خرمن فيضش مکلف مي‌شدند. «ملاصدراي زمان» که تسلطش بر فقه و حکمت و عرفان و فلسفه او را به سان «کهکشان راه نوري» در آورده بود که هنر «شهاب» ساختن از سنگ‌ها را خوب مي‌دانست. او همانطور که مظهر جلال علم بود، نامش هم اينگونه بود. علامه سيد جلال‌الدين آشتياني که در بازشناسي شخصيت سترگ علمي‌اش، عالمان زبان در کام چرخانده و به تعريف خورشيد معلوماتش پرداختند و صاحب اين قلم را سربازگويي آن گفته‌ها نيست، بل کلام در مشابهت مردمداري اين دو بزرگ است، منتهي هر کدام در بستر و حوزه‌اي، پيام‌رسان رسالت محمدي بودند. با هر دو مي‌شد راحت صحبت کرد و به رغم راهي که به قدرت داشتند و شخصيت علمي که بودند، اما نه تشنه قدرت و دلبسته به آن شدند و نه جايگاه علمي آنها را از دسترس بدر برد. آيت‌ا... عبادي را همه خوب مي‌شناسيم و شکيبايي‌اش را ديده‌ايم و صاحب اين قلم در جلسات گفتگو با آن بزرگ به خوبي بدان واقف شده است. شايد مثال او، همانند «دريا» باشد که به سنگ انداختني، بي‌شکيب نمي‌شود. علامه آشتياني را، اما، به گونه‌اي ديگر مردمي يافتم، منتهي دايره اين مردم، از دانشجويان و طلاب تشکيل مي‌شد، آنهايي که نيوشنده «باده‌هاي نور» از کلام «سيد متاءله» بودند. چه در دانشکده الهيات دانشگاه فردوسي، چه در مدرسه علميه امام صادق و چه در بيت شريف آن بزرگوار. ميان اين دو قشر هم معروف بود که آقا سيد جلال، گره‌گشاست. مهربان و اهل کرم و فضل است. همچنانکه از نظر علمي دستگير و راهنماست، از حيث مادي هم دستگير و گره‌گشاست. مردمداري هر دو سيد عالم از يک جنس بود هر چند از يک نوع نباشد، چنانکه رابطه مردم با آنها هم اينگونه بود، آيت‌ا... عبادي خيل عظيم مردم را در بدرقه داشت و علامه آشتياني، خيل عظيم علم و انديشه را. بزرگاني که اگر چه در شمار دو چشمه، يک تن به حساب مي‌آمدند اما در شمار خرد، هزاران بيش بودند، به ديگر عبارت ماجراي علامه آشتياني و آيت‌ا... عبادي، کار «گلاب و گل» بود که به «حکم ازلي» اولي پرده‌نشين و دومي شاهد بازار عاشقان باشد. «ديار آفتاب»، مشهد مقدس، در کمتر از يک ماه «دو ماه» را از دست داد که هر کدام، براي هدايت خلقي، چراغ راه بودند. دو بزرگ که «جايشان» خالي است اما «دل» از «يادشان» و «کتاب عشق» از «نامشان» و «منش مردم» از «مرامشان» خالي مباد، هرگز،