به جاي اين درخت چه خواهيد کاشت؟
ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

  گيرم اين درخت را برکنديد، به جاي آن چه مي‌خواهيد بکاريد؟
اين را يک فعال سياسي وروزنامه‌نگار قديمي، خطاب به جواني مي‌گفت که معتقد بود، کار از انتخاب اين يا آن گذشته است. جوان چشمانش را بسته بود تا حتي آينه را هم نبيند چه رسد به آنکه در آينه چيزي ببيند يا نه اما روزنامه‌نگار، در خشت خام مي‌ديد که آرزوهاي جوان نقش بر ايواني است سست، که به وزشي از پايبست ويران مي‌شود. روزنامه‌نگار مي‌گفت من مي‌گويم با اين نامزد يا با آن کانديدا چند گام به جلو برمي‌داريم، اما تو چه مي‌گويي؟ بالاخره آنکه بايد بيايد و براي شما چنين کند يا چنان، کيست؟ جوان، با همه شور وحرارتش در پنجه تدبير روزنامه‌نگار بود و من شاهد اين ماجرا که صحبت آن فعال سياسي را به گونه‌اي ديگر ادامه دادم» هيچ عاقلي قبل از آنکه بداند چه برنامه‌اي دارد، چه تواني دارد و چه امکاناتي، نمي‌آيد ساختمانش را ويران کند. اگرچنين کرد بايد خود وخانواده‌اش، بي‌حريم زير چادر آسمان و بر فرش زمين قرار گيرند و آمد و شد اين و آن را هم تحمل کنند که گاه حتي از روي آنها هم خواهند گذشت ونمونه از اين دست کم نيست، به اطرافمان نگاه کنيم،
گفتم، هرکس مي‌خواهد خانه‌اي نو بنا کند بايد «مصالح»، دقت کنيد «مصالح» آن را فراهم کند. با «مفاسد» نمي‌توان خانه صلح و سلامت ساخت.
باز روزنامه‌نگار خطاب به جوان گفت، فرق من با شما اين است که من بين صفر تا 100، 100 عدد و راه و روش مي‌شناسم و صد درجه، اما شما يا صفر هستيد يا صد، و اگر رهبران انقلاب کبير فرانسه هم مي‌خواستند مثل شما به دنبال صد باشند، هنوز فرانسه در زير چکمه‌هاي پادشاهان بود. در همين زمان، معلمي آمد و از يادداشت «از صفر تا صد» سخن به ميان آورد که به همين قلم در ستون بامسئوليت سردبير به چاپ رسيد، او هم کلامش انذار داشت که جوانان را بايد باورمند کرد که به داخل نگاه داشته باشند. هيچ بيگانه‌اي دلش براي ما نمي‌سوزد، راست مي‌گفت او، اگر دلشان به حال ما مي‌سوخت، در محاصره اقتصاديمان قرار نمي‌دادند و هر روز به بهانه‌اي سر راه رشد مردم، مانع ايجاد نمي‌کردند...
حرف آخر، براي آن جوان و همه آناني که چون او فکر مي‌کنند» آنکه خانه خويش را خراب کند، بايد براي زندگي در زير باد و باران آماده شود، در سرزمين بدون حفاظ و بدون حريم، و باز حرف آن روزنامه‌نگار قديمي» شما مي‌گوييد اين درخت را از جاي برکنيم، به جاي آن چه مي‌خواهيد بکاريد؟ راستي چه؟