من به او رأي مي‌دهم
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 
انتخاب، حق من است و من از اين حقي که برايش هزينه‌هاي گزافي پرداخت شده است نمي‌گذرم. که گذشتن از حق را، اقدامي باطل مي‌شمارم. لذا به اندازه يک رأي هم که شده است، اعمال حق خواهم کرد، بدون ترديد براي کسي که مي‌خواهم به او رأي بدهم، نيز صدالبته معيارها و ملاک‌هايي قائل هستم که مرا به رأي دادن مصر مي‌کند. کانديداي موردنظر من، فرد مقتدري است. اقتدارش را هم از قانون و به پشتوانه رأي مردم به دست مي‌آورد و براي احقاق حق همين مردم با همه وجود تلاش مي‌کند. او فردي است که نه به مساوات در توزيع، که به عدالت اجتماعي به مفهوم وسيع‌و عميق آن اعتقاد و براي تحقق آن التزام دارد. او کسي است که به سياه‌انديشي و سياه‌پوشي و سياه‌گويي، اعتقاد ندارد، بماند که با آن مخالف است. او جامعه را پرنشاط مي‌خواهد و خود نيز پرنشاط در خدمت جامعه خواهد بود. او «مردمدار» است و براي «مخالف» هم «حق نظر» قائل است. او «مهربان» است و با خوبان مردم همزبان.
در سعي و تلاش «جواني خستگي ناپذير» است و در چاره‌انديشي و تدبير، «پيري ژرف‌انديش». «درد امروز» و نياز فردا را مي‌داند و برايش برنامه دارد و در راستاي عدالت اجتماعي، براي احقاق حق ما در کشور تلاش مي‌کند و در برابر زورمداران تزوير انديش دشمن مردانه مي‌ايستد و به هيچ متجاوزي فرصت انديشه به فزونخواهي نمي‌دهد.
او مديري است که تدبيرش، موءمنانه است و نگاهش عاشقانه و در بازوان پرتوانش قدرتي براي ساختن فرداهاي بهتر براي ايران اسلامي موج مي‌زند.
من به کسي رأي مي‌دهم که دايره تدبيرش وسيع و توان مديريتش بالا و فراگير باشد.
من هم کليد فرداي وطنم را به کسي مي‌سپارم که کاردان باشد و نيز اهل کار، چه کاردان از کارگريز، کاري نمي‌کند و اهل کار ناآشنا به کار خرابکاري به بار مي‌آورد.
من به کسي رأي مي‌دهم که لايق نام بزرگ ايران، ميراث‌دار شهيدان و تحقق دهنده وعده خداوند در قرآن مبني بر وراثت زمين و امامت بر آن از سوي مستضعفان باشد.
من به کسي رأي مي‌دهم که نامش، لبخند از لب دشمن بپراند، نه اينکه لبخند بنشاند.
من به يک ايراني مسلمان و انقلابي، پرحوصله و پرنشاط و جوانمرد «رأي» مي‌دهم.