انتخاب با چشم باز
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:


بي‌عملي که «تئوري» نمي‌خواهد، تا «تئوريسين» بخواهد. انفعال که نه نيازمند «نظريه» است نه «نظريه‌پرداز» که بعضي‌ها از آنسو و اين سوي مرز اينقدر به خود زحمت مي‌دهند تا نظريه‌هايي توليد کنند که نتيجه‌اش انفعال و بي‌عملي باشد. آنهم در زمانه‌اي که کار شاق باد زدن هوا را برعهده دارند، در هنگامه‌اي که راي ندادن درست به اندازه راي دادن موثر مي‌افتد، قهر حرف مفت است، حالا با عرض معذرت، آناني که راي نمي‌دهند از دست اين و آن و ... با راي ندادن خود، دقيقا به اندازه راي دادن حتي ساده‌تر از آن، آنها را در نيل به سوي اريکه‌هاي قدرت پشتيباني مي‌کنند، چه بخواهند چه نخواهند، در عالم واقع تفاوتي حاصل نمي‌شود، راي‌هاي ساکت جماعت، در جامعه‌اي که جماعتي سکوت آنها را مي‌خواهند، درست به اندازه راي دادن به آنها موثر است. البته اين گروه نمي‌توانند گروه غالب باشند اما مي‌توانند زمينه غالب شدن يک گروه را فراهم کنند. تازه اين مال زماني است که براي سلايق مختلف کانديدايي نباشد که انسان مجبور باشد در ميان نامزدها، فردي را برگزيند که کمترين گرايش به تفکر ناخواسته را در ميان موجودين داشته باشد و الا در زمانه‌اي که سلايق با چند درجه پايين و بالا، مي‌توانند نامزد مورد نظر را بيابند، روشن است که بايد باراي خود، مسيرجامعه را به سمت دلخواه بکشانند. روشن‌تر اينکه ميدان بازي ديري است عوض شده است. ديگر قدرت سرنيزه‌ها مشروعيت‌آور نيست. بلکه اين آراي مردم و آحاد جامعه است که براي هر حکومتي «مشروعيت» تبديل مي‌کند و ما دراين راستا لااقل تجربه‌اي صدساله داريم و ميراثي به نام حق راي که برايش بهاي سنگيني پرداخته شده است. پس منطقي نيست که «قيصريه خويش» را به بهاي «دستمال بي‌ارزش ديگران» به آتش بکشيم.
ما براي داشتن حق راي و داشتن حق اعمال راي کم تلاش نکرده و کم بها نپرداخته‌ايم. پس نمي‌توانيم، با قهر با صندوق راي، به همه آن تلاشها و هزينه‌ها پشت پا بزنيم. اين را در جواب پرسش تني چند از شهروندان که در گفتگو با صاحب قلم معتقد بودند نبايد راي داد و نيز سوءال مکرر گروهي ديگر عرض مي‌کنم و الا شعور و خردخردادی مردم، در بيست و هفتمين روز ماه حماسه، نشان خواهد داد که «يوم‌الله» ديگري براي سربلندي ايران خلق خواهد شد. تا همگان بدانند «مام ايران» هرگز از «زادن کودک حماسه» ناتوان نيست و «سترون» ذهن بسته آناني است که زايش نور و شور وشعور را در نمي‌يابند و از دور و نزديک آرزوهاي خود را مي‌کاوند حال آنکه آرزوهاي آنان در ايران، «خوابي بي‌تعبير است» مردم براي استفاده از حق راي خود خواهند آمد و اينجا درست همان نقطه‌اي است که تکليف باوران و حق‌خوانان انتخاب به هم مي‌رسند. درست پاي صندوقهاي راي، بنده خدايي مي‌گفت هميشه روز انتخابات که مي‌شود، «شناسنامه‌ام» گم مي‌شود،؟ مي‌گويم، نه، «تو» خود گم مي‌شوي. گم مي‌شوي تا در غيبت تو، سرنوشتت را ديگران به دلخواه خود رقم زنند. آن وقت «تو» هرگز نخواهي توانست «خودت» را پيدا کني تا به شناسنامه نياز داشته باشي،
اجازه بدهيد به يادداشت صفر يا صد برگردم که در تاريخ 18 ارديبهشت به همين قلم نگارش يافت» باورمندان صفر يا صد به نتيجه نمي‌رسد. بلکه بايد باور کرد از صفر تا 100، 99 درجه فاصله است. اگر مطلق‌نگر نباشيم در ميان نامزدها افرادي با درجه بالا زيادند، دارنده نزديکترين فاصله تا 100را انتخاب کنيم، اين بهترين انتخاب است. انفجار بمبهاي کينه و ترورهاي کور، نشان مي‌دهد ما راه را با چشم باز و بينا آمده‌ايم و آينده روشن است، آنقدر روشن که چشم دشمن را کور کرده است