بازهم قرارمان پاي صندوق‌هاي راي، همشهري!
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بازهم قرارمان پاي صندوق‌هاي راي، همشهري، 
هموطن، همشهري، همسايه، برادر، خواهر، پدر، مادر راه به نيمه رسيد. جمعه پيش بود که کار را شروع و راه را آغاز کرديم و تا امروز در همين يکي هفته کم کار نکرديم و کم راه نرفتيم. ما در همان جمعه پيش، کاري کرديم «کارستان» و ازنوادگان «رستم دستان» جز اين هم انتظار نبود. ما از «آتش فتنه» تبليغات مردافکن، ايمان و اعتقاد و باورهايمان را به سلامت گذرانديم و از خويشاوندان «سياوش»‌جز اين انتظار نبود. ما با حضور خود، چشم فتنه را کور کرديم و «سرحدات ايران» را تا انتهاي غرور تعيين کرديم و از «آرش زادگان» جز اين انتظار نبود. ما، هر کداممان، با «برگ راي» مان، «درفش کاوياني» افراشتيم عليه ضحاکي که ما را خانه‌نشين و سنگر را خالي و ميدان را خالي از دلاور مي‌خواست و از «نسل کاوه» جز اين انتظارنبود،
مادر، پدر، خواهر، برادر، همسايه، همشهري، هموطن، ما در جمعه گذشته جنگيديم و راي داديم. قلب فتنه را هدف گرفتيم و راي‌مان را شليک کرديم و چشم که گردانديم، در کنارمان، باکري را ديديم، همت را، فرازي را، بروجردي را، قمي را، کاظمي را، کاوه را، چراغچي را، صياد شيرازي را، آبشناسان را، قرني را، بروسني را، حسيني محراب را، رحيمي را، کريمي را و... همه سرخ قباهاي حق‌طلب تاريخ را ديديم که آمده بودند تا ما تنها نباشيم. آمده بودند تا وسوسه شياطين ايمانمان را سست نکند، تا هنگام راي دادن دستمان نلرزد. نلرزيد هم. ما با همان قاطعيتي که به قلب دشمن ايران در 8 سال دفاع مقدس شليک کرديم ، راي داديم. با همان يقيني که نماز مي‌خوانيم راي داديم. با همان هيبتي که الله‌اکبر مي‌گوئيم راي داديم باهمان صداقتي که «اياک نعبد و اياک نستعين» مي‌خوانيم راي داديم. راي داديم و آمديم تا مرز فردا و فردا باز مائيم و قله‌اي که بايد فتح شود.
مي‌داني، هموطن، همشهري، همسايه، برادر، خواهر، پدر، مادر، باز فرداست و هزار در هزار چشم نگراني که منتظر آمدن من و تو و اوست براي «ما»‌شدن. من ديشب وقتي به شهدا و تلاشي که براي سربلندي ايران اسلامي کردند، مي‌انديشيدم، يک دل سير گريه کردم و با چشماني شسته از باران اشک، به عينه چشمان نگران آنها را مي‌ديدم و مطمئنم باز فردا، در صف‌راي، آنها جلوي ما خواهند بود. آنها و خداي آنها که نمي‌گذارند هرکس هر کاري مي‌خواهد بکند. حالا بيا آنها را زياد منتظر نگذاريم. يادت که نمي‌رود، مادر، پدر، خواهر، برادر، همشهري، هموطن. فردا، سوم تير، تير غيرت را به چله کمان همت کنيم و مرز استقلال و آزادي جمهوري اسلامي را تا زمان‌هاي دور امتداد دهيم و از صلابت مردم ايران هم جز اين انتظار نيست. مخصوصا" از نورنيوشان آفتاب هشتم در استان‌هاي خراسان که همواره در آزمون مردي و مردانگي و دفاع از «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» نمره قبولي گرفته‌اند. جز بزرگي و جوانمردي انتظار نيست.
پس باز «قرارمان پاي صندوق‌هاي راي، همشهري،»