نگاه
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 

وقتي شهروندان پليس را جريمه مي‌کنند، 
رهگذر
يکي از شهروندان وظيفه‌شناس ومعتقد به رعايت قانون درنوشته‌اي به همراه يازده قطعه عکس براي ما نوشته است اين عکس‌ها را بعدازظهر چهارشنبه 8/4/84 در مقابل هتل پرديس در شلوغ‌ترين منطقه شهري گرفته است با اين تاکيد که ساعت‌ها اين خودروها آنجا توقف کرده بودند نوشته است: بنده به خاطر مستند بودن نوشته‌ام رفتم واز نزديک شماره پلاک‌هاي آنها را يادداشت کردم اين شهروند حرف‌هاي زياد ديگري هم داشت و عصاره حرفش اين بود که «رطب‌خورده منع رطب چون کند؟» و آنکه قانون را خود رعايت نکند، چگونه خواهد توانست ديگران را ملزم به رعايت نمايد.
او خيلي حرف‌ها نوشته بود، من اما ياد فيلم «نسل سوخته»‌ملاقلي‌پور افتادم آنجا که يک استوار نيروي انتظامي، خلافي مرتکب شده بود و سرهنگ فرمانده، او را بازخواست مي‌کرد. استوار مي‌گفت من فقط همين «يک تخلف»‌را مرتکب شدم، اما سرهنگ با همه درد و سوزش مي‌ناليد. اگر يک سرباز خلافي کند يک خلاف است درجه‌دار خلاف کند، دو خلاف مرتکب شده است. آن درجه را من بياورم سه خلاف است به او پست داده باشم چهار خلاف است و تو چهار خلاف انجام دادي نه يک خلاف و حالا من مي‌خواهم بگويم، يک فرد عادي خلاف کند، يک خلاف، مامورخلاف کند 2 خلاف، خلاف طولاني شود 3 خلاف، دسته جمعي باشد چند خلاف است، چند خلاف،

حتي خيلي بيشتر از تعداد خودروهايي که خلاف توقف کرده‌اند، چون با اين حرمت‌باني که متولي مي‌کند بسياري را به شکستن حرمت قانون «جدي »‌و گاه حتي «مصر » مي‌کند من روزي را آرزو مي‌کنم که هيچکس خلاف نکند، مخصوصا مامور. همه حرمت قانون را رعايت کنند، مخصوصا ماموران و... رعايت قانون زيباست، از ماموران زيباتر،
با شناختي که از مجموعه نيروي انتظامي و فرماندهان دارم، مطمئنم به همکاران خود شديدا تذکر خواهند داد اما مي‌خواهم جسارتا پيشنهاد کنم از اين شهروند وظيفه‌شناس که آينه‌اي برابر ما نهاده است هم رسما تقدير کنند.
اين مي‌تواند به نهادينه کردن فرايند نظارت ملي که همان امر به معروف و نهي از منکر ديني است کمک کند.