جان جهان است فاطمه
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 ... «فاطمه» فاطمه... فاطمه اگر چه يک تن بود. يک حقيقت، يک نور، يک آيه جميل خداوند، اما قرار نيست، همان يک تن بماند.
او نيز مثل پدرش پيامبر، مثل همسرش علي، مثل فرزندانش که بر جان و قلب و اعمال مردم امامند، يک اسوه است. فلسفه خلقت بي‌بي‌هم، همين است. اسوه‌اي که بايد تکرار شود. اين درست که همه نمي‌توانيم فاطمه بشويم. اما فاطمي که مي‌توانيم و بايد فاطمي شويم. فلسفه خلقت و غايت کمال انساني ما چنين اقتضا مي‌کند و من بر اين باورم. هر چيز در عالم يا فاطمي است و يا از حقيقت بهره‌اي نبرده است. معتقدم هر پديده‌اي، هر شخصي، درست به همان اندازه بهره‌مندي از حقيقت فاطمي است و به اندازه فاطمي بودن بهره‌مند از حق و حقيقت. اگر «علي مع‌الحق و الحق مع علي» را مومن باشيم. به همين معادله درباره شخصيت بي‌بي‌دو عالم، فاطمه زهرا(س) هم ايمان خواهيم آورد. فاطمه با حق است، نماد حق است، پرچم هميشه در اهتزاز حق است. فاطمه، حتي مادر تنها‌«سيدها» نيست.
او مام حقيقت و سعادت است و هرکس به اندازه برخورداري از اين دو گوهر مي‌تواند خود را فرزند فاطمه بداند و او را مادر صدا بزند و هيچ افتخاري در عالم بالاتر از اين نيست که ما «ابناءالزهرا» باشيم. فرزندان بلافصل فاطمه که در عبوديت کامل‌ترينند. من با اين اعتقاد، با يقين به مبداء و معاد و به آنچه در آنجا روي مي‌دهد شديدا دلخوشم . من براي اين دلخوشي فرضيه‌اي دارم که مطمئنم قانون و سنت تغييرناپذير الهي هم هست. معتقدم، فاطمه، نام همه ماست. زن و مرد هم فرقي نمي‌کند. اين نام يک حقيقت است.
حقيقتي که آينه حق‌نما هم هست. آينه‌اي که مي‌توانيم در آن همه زيبايي‌ها را ببينيم. معتقدم اگر ما هيچ بهانه‌اي نداشتيم، جز فاطمه، کافي است تا همه جان و جهانمان را بها کنيم براي اين بهانه زيبا زيستن اين بهانه «بها آفرين» هرکس دل به حق روشن دارد و ايمان به حقيقت استوار، مي‌تواند هر روز طلوع مهر فاطمي را در جان خويش احساس کند. چرا که اين مهر فطري است و فاطمه تفسير فطرت زلال آدمي و فطرت آدمي هم تجلي‌گاه‌فاطمه.
معتقدم، در اين روز و شب‌ها که شهر و شهروند سياه مي‌پوشند. ما بايد در کنار پرچم‌هاي در اهتزاز، سياهي دل بزداييم و خانه جان را شايسته نام جان جهان، بي‌بي‌فاطمه بياراييم. اين فاطمي‌ترين کاري است که بايد در دهه فاطميه بدان همت کنيم.