عروسان شيطان، زنند يا مرد؟
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 ... پيشترها مي‌گفتند و بر در و ديوار مي‌نوشتند که «زنان کوچه‌نشين، عروسان شيطانند». اما امروزه با تغيير ساخت جامعه و شکل‌گيري طبقات تازه و تبديل بخشي از فرودستان به متوسط به بالا و حتي فرادست، و تغيير نگرش‌ها ديگر لااقل در هسته‌هاي مرکزي شهر کمتر شاهد زنان سر کوچه‌نشين هستيم. در مناطق پيراموني که گاهي شاهد اين پديده هستيم، تغيير هنجارها، اين مسئله را تا حدودي حل کرده است. حالا کسي براي خودنمايي و پوشيدن رخت «عروسي شيطان» سر کوچه نمي‌نشيند. شکل کار عوض شده است حالا درخيابان مي‌گردند. مانکن‌هاي سيار، و اين پديده، بازهم مواجهه فرهنگي مي‌طلبد در کنار هر برنامه‌اي قانوني و اعمال قانون. و الا اگر کار فرهنگي براي سالم‌سازي زيرساخت‌هاي شخصيتي افراد براساس مدل‌هاي صحيح صورت نگيرد، هرنوع «برخورد»، حداکثر در اندازه «مسکن» موثر خواهد بود. حال آنکه براي عمل و درآوردن غده‌هاي بدخيم نياز به جراحي دقيق است. استفاده از تيغ جراحي براي بريدن و بهره‌گيري از سوزن براي دوختن و طي دوران نقاهت براي رسيدن دوباره به مرز سلامتي، همه اينها در بازتعريفي متناسب براي بيماريهاي اجتماعي هم لازم است. و صدالبته ابتدا بايد توجه داشت که وضع پوشش، نه يک شبه به شکل امروز درآمده است و نه با صدور اطلاعيه که با صدور اطلاعيه‌اي تازه يک شبه به شکل حداکثري، مثبت شود. دراين ماجرا حرف فراوان است. پيشتر هم اندکي بدان پرداختيم و دراين مقال سرتکرار نداريم، بماند که بحث ما «پوشش» نيست بلکه «خيابانگردي»است که زن و مرد نمي‌شناسد. نمي‌شود با خيابانگردي دختران و زنان با اشد وجه برخورد کرد، اما همين گونه رفتار مردان و پسران را نديده گرفت. قرآن اگر از زنان مي‌خواهد از حرام چشم بپوشند، همين را از مردان هم مي‌خواهد. همانطور که زنان را لباس مردان مي‌داند و حصن‌شان مي‌داند، آنها را هم لباس زنان مي‌شمارد و حصن آنها. و اين يعني به چشم آمدن هر دو سوي ماجرا و در نظر داشتن هم زنان وهم مردان در فرايند تربيتي اسلام.
اسلام هر دوسوي ماجرا را مي‌بيند پس ما هم که مي‌خواهيم عملکردي اسلامي داشته باشيم هم، همه جوانب را در نظر بگيريم.گو اينکه وقتي ورود به مباحثي از اين دست داريم، گروهي از جامعه مخاطبان تماس مي‌گيرند که آيا همه مشکلات حل شده و «نادرست‌ها»، درست شده است و همين يک مسئله مانده است که مي‌خواهند «درست» کنند، من به درست يا غلط بودن گفتاري از اين دست -لااقل- دراين نوشتار کاري ندارم. فقط بازخواني مي‌کنم آنچه مي‌گويند را که اولا هم گناهان بزرگتري و هم جرم‌هاي بزرگتر و فراگيرتري است که پرداختن به آن اولويت دارد. دليلشان هم طرح شعارهاي انتخاباتي نامزدهاي رياست جمهوري بود که به حق بر عنصر عدالت اصرار مي‌ورزيدند و توسعه و رفع فقر و تبعيض و فساد را برنامه اصلي مي‌شمردند و کسي نگفت همين اول يقه جوانها را خواهيم گرفت. آنها مي‌گفتند شما به عنوان روزنامه‌نگار هم اگر جراءت داريد معضلات کلان و فسادهاي عدالت‌سوز را مطرح کنيد و با ارباب بي‌عدالتي پنجه در پنجه اندازيد نه اينکه به ضعيف‌ها گير دهيد و بر زمين افتادگان را لگدي ديگر بزنيد. اين حرف گروهي بود که صاحب قلم از چند زبان شنيد و ...
تعدادي از بانوان اما حرف ديگري داشتند و آن اينکه چرا در برخوردها لبه تيز پيکان متوجه زنان است و مردها فراموش مي‌شوند؟ آنها معتقد بودند اگر تعداد مانکن‌ها و خيابانگردها و کوچه‌نشين‌هاي جوان و مرد از تعداد خانم‌ها بيشتر نباشد، کمتر هم نيست. منتهي کسي رفتار ناهنجار آنها را آنگونه که موي ما را مي‌بيند، نمي‌بيند، و يا ناديده مي‌گيرد، حال آنکه به واقع اگر قرار بر برخورد باشد اول بايد با آنها برخورد شود بعد با زنان. آنها معتقد بودند، «عروس شيطان شدن» ، تن دادن به وسوسه‌هاي ابليس است نه جنسيت و در اين نگاه، مردان هم مي‌توانند عروس شيطان باشند...