وقتي گروگان، گروگانگير را مي‌بخشد
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي (12)

  ...«گذشت»، کليد رهيافت به سرزمين آرامش است. آناني که با «بزرگ‌منشي» به اين «کليد» دست مي‌يابند مي‌توانند از بند تشويش و عصبانيت و هزاران مشکل و ناراحتي ديگر برهند. اگر به رويدادهاي جامعه نگاهي عميق‌تر داشته باشيم درمي‌يابيم که ميان مشکلات و گذشت رابطه معکوس است به نحوي که هرچه «گذشت» افزايش يابد، ناهنجاري‌هاي اجتماعي کاهش مي‌يابد و هرچه گذشت کمرنگ و کمتر شود، مشکلات افزايش مي‌يابد. اگر «گذشت» در «رفتار» ما «نهادينه» شود، حتي در وادي رانندگي هم بسياري از تصادفات و بالتبع مشکلات و حوادث تلخ پيامد آن نيز روي نخواهد دادو کمتر شاهد دعوا خواهيم بود و ماجراهاي وحشتناک پس از آن هم پديد نخواهد آمد. در مدرسه تربيتي اسلام هم بر گذشت و ايثار بسيار تاکيد دارند و «متصف» شدن افراد به آنها را ارزش مي‌شمارند. گذشت هم لزوما در عرصه اقتصاد و ماديات نخواهد بود، بلکه مقدم شمردن افراد بر خود در همه عرصه‌ها مفهوم وسيع گذشت را معنا خواهد کرد گوهر گران‌سنگي که مي‌تواند امواج درياهاي پرتلاطم درون افراد را به آرامش برساند و روشن است که آحاد آرامش يافته، جامعه‌اي آرامش‌يافته خواهند ساخت و در جامعه‌اي چنين، بهداشت رواني در اوج و ميزان سلامت در حد عالي خواهد بود. ميان مردمان با گذشت، زندگي زيبا مي‌گذرد و کمتر مشکلي به وجود مي‌آيد تا نياز به حل داشته باشد و حل آن نياز به هزينه. اگر اندکي از همين هزينه در راه توليد آرامش به کار رود مجبور نخواهيم بود، هزينه‌هاي روزافزون حل مشکلات را بپردازيم.

جامعه هم به مثل آدمي را مانند است که اگر در سوز سرما، براي گرمايش خود اندکي هزينه نکند، بيمار خواهد شد و مجبور به هزينه کرد دهها برابر آن رقم به اضافه تحمل درد و رنج و... خواهد شد. در جامعه هم اگر هزينه بهداشتي شدن فضا و توليد‌آرامش را نپردازيم، صد چندان آن را بابت درمان عصيانها و عصبانيت‌ها خواهيم پرداخت به اضافه هزينه‌هاي طاقت‌سوز ديگر. بسياري را عقيده بر اين است که هر جامعه‌اي اگر بخشي از هزينه‌ها را صرف سالم‌سازي فضايش کند، محتاج هزينه‌هاي سنگين درمانگري نخواهد بود و نيازي به نهادها و سازمانهاي متولي برخورد با ناهنجاري‌ها هم نخواهد بود چنانکه اگر لباس گرم بپوشيم در زمستان نياز به دکتر پيدا نخواهيم کرد. به هر روي گذشت، کليد دروازه‌هاي سعادت است و اين کليد راحتي از روي کليد رفتار بچه‌ها بايد کپي کرد، چنانکه در آموزه‌هاي ديني ما را توصيه کرده‌اند، گذشت و مهرباني را از بچه‌ها بياموزيم که به رغم دعواي دقيقه پيش يک دقيقه بعد با هم دوست مي‌شوند از بچه‌ها بياموزيم، گذشت را، بخشش را. چنانکه بنده خدايي مي‌گفت، امير سالار، کودک به گروگان گرفته شده وقتي ديد، گروگانگير با گريه از او مي‌خواهد او را ببخشد و براي اينکه گوش او را بريده او را عفو کند، با همان زلالي کودکي و مهرباني ذاتي‌اش، خيلي راحت همه شکنجه‌ها و اسارت‌ها را از ياد برد و گفت «بخشيدمت». حتي هنگامي که گروگانگير از او خواست تا صورتش را ببوسد، باز خيلي راحت در آغوش شکنجه‌گر خود رفت و او را در آغوش گرفت. فکر مي‌کنم اين عمل آن کودک رنج ديده مي‌تواند درس خوبي براي ما باشد...
پس به گاه عصبانيت نه سخن بگوييم، نه تصميمي بگيريم و نه عملي انجام دهيم و حتي اگر مورد ستم قرار گرفتيم، تا جايي که باعث تکثير ستم و تجري ستمگر نشود، «عفو» کنيم که به فرموده امام‌علي (ع) در عفو لذتي است که در انتقام نيست. پس اين لذت را تجربه کنيم،....