پلنگ‌هاي تيزدندان
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:


نگاهي به رفتارهاي اجتماعي(14) :
در سيزده قسمت گذشته اين سلسله نوشتار به مباحث مختلفي اشاره کرديم که اگرچه به ظاهر، مباحثي جداگانه بود، اما با چيدن آن در کنار هم بحث کامل مي‌شد مثلا" در يک قسمت به يک بحث خاص اشاره مي‌کرديم حال آن که مباحث کامل‌کننده آن در قسمت‌هاي قبل ذکر شده بود يا بعدا" بدان مي‌پرداختيم اما هرکدام در جاي خود يک بحث کامل بود ولي برخي از خوانندگان محترم اعتقاد داشتند هر قسمت بايد خود جامع و کامل باشد که اگر کسي قسمت‌هاي ديگر را هم نخواند گرهي در ذهنش ايجاد نشود شاهد مثال آنها قسمت«گذشت» بود که با عنوان«وقتي گروگان، گروگانگير را مي‌بخشد» درج شد آنها به درستي معتقد بودند«گذشت» با همه زيبايي‌هايش در مواجهه با عناصر«متجري» و «عاصي» نمي‌تواند «درمانگر» باشد. راست هم مي‌گفتند. وقتي يک بيماري در جان کسي کهنه مي‌شود و يا غده‌اي بدخيم مي‌شود تنها راهش جراحي است که به ظاهر امري خشن است و قصه تيغ و قيچي و شکافتن و... است و در ماجراي درمان هم شربت‌هاي تلخ و... اما تنها راه چاره اين است و نمي‌شود به بيمار، به نام مهرباني و به جاي شربت تجويز شده توسط پزشک، شربت سکنجبين مادرجان را داد. نه، درمان راه حل خود را دارد. من هم با خوانندگان محترم هم عقيده‌ام که با مجرماني که مرتکب جرايم سازمان‌يافته مي‌شوند و عصيان‌زدگان قانون‌ستيز بايد به جد، قاطع و توانمند برخورد کرد. مخصوصا" مجرماني که با ارتکاب جرايمي، سلامت جامعه و سلامت رواني آحاد جامعه را هم بر هم مي‌زنند. صاحب اين قلم درکنار ديگر همکارانش بارها با ورود به موقع به مباحث مربوط به جرايم سازمان‌يافته و مجرمان خطرناک، زمينه را براي اجراي قاطع قانون فراهم نموده است و هيچگاه نگفته‌ايم چون «گذشت»، کار«خوب و پسنديده»اي است پس از«عنکبوت» و «خفاش» و «کرکس» و «بيجه» و... بگذريم، نه، ما قاطعانه در آن پرونده‌ها ايستاديم و خداي نکرده اگر باز هم سيه‌دل جرم‌پيشه، به سلامت جامعه بتازد، بر او خواهيم تاخت، مرد و مردانه، آنچه نگارنده، درباره«گذشت» گفت، گذشت از سر بزرگواري و بزرگ‌منشي در تعاملات اجتماعي است، در برابر خانواده، همسايه و همشهري. مثلا" در امر رانندگي که مي‌تواند بسياري از مشکلات را قبل از وقوع خنثي کند، در صف، در مطب پزشک، درکار و در زندگي.
اگر به ماجراي امير سالار و بخشش او نسبت به کسي که او را گروگان گرفته بود پرداختيم از اين رو بود که نمونه‌اي عيني و به روز، به جامعه مخاطبان ارائه کنيم و اين آموزه اسلام را به ياد بياوريم که«گذشت را از بچه‌ها بياموزيد» و ما هم بايد گذشت را بياموزيم تا جامعه‌اي بهنجار، سامانمند و سالم داشته باشيم تا فضا براي زندگي سالم براي همه فراهم باشد.
به تاکيد مي‌گويم، گذشت وعطوفت و رأفت هرگز به معناي«ترحم بر پلنگ تيزدندان» و آناني که نه از سر کين که حتي به اقتضاي طبيعت سياه خود جنايت مي‌کنند نيست. هر چند در اعمال و قانون نسبت به آنها هم عدالت بايد رعايت شود. اين چيزي است که بايد ياد بگيريم. مثلا" قاتل محکوم به اعدام هم حقوقي دارد و چون بايد اعدام شود، حق نداريم يک سيلي اضافه هم به او بزنيم و چند فحش و بد و بيراه هم نثارش کنيم، و به او تهمت مثلا" سرقت و... هم بزنيم. نه حکم او قصاص است، اما حق او اين است که جز حد بر او جاري نشود. ياد بگيريم، مباحث را مجزا از هم ببينيم و همه چيز را خلط نکنيم تا به نتيجه منطقي نرسيم...