بدقولي، بيماري روز جامعه
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 نگاهي به رفتارهاي اجتماعي(15)

  ... چقدر به قولي که مي‌دهيم پايبنديم. «قرارمان» چقدر برقرار است؟ به حرفي که مي زنيم چقدر حرمت مي‌گذاريم؟ چقدر مردم مي‌توانند روي وعده‌ما حساب کنند؟ اصلا دقت کرده‌ايم که ما آدم خوش‌قولي هستيم يا جامعه ما را مترادف بدقولي معنا مي‌کند؟...
در آموزه‌هاي اسلامي يکي از مولفه‌هاي شخصيت انسان مومن «وفاي به عهد» را ذکر کرده‌اند و اين عهد هم صرفا يک عهد خاص نيست بلکه عمل به همه وعده‌ها و عهدهاست از کوچک تا بزرگ از قولي که براي خريد يک اسباب‌بازي به بچه‌اي مي‌دهيم يا قراري که در حوزه کاري مي‌گذاريم يا قولي که به ديگران مي‌دهيم. به ياد داريم که وفاي به عهد صرفا يک طرف ندارد که بگوييم با عمل نکردن به عهد، ما خود هزينه‌اش را مي‌پردازيم و فوقش مي‌گويند طرف سر حرفش نيست، سوي ديگر اين ماجرا چند وجه ديگر هم دارد، مثلا شخصيت شکل‌پذير بچه با ساخت عملي کردار بزرگترها شکل مي‌گيرد و قبح و زشتي بدقولي در ذهن کودک از ميان مي‌رود و او در ذهن خود تمرين مي‌کند تا قولي بدهد و عمل نکند وجه ديگر ماجرا، تخريب و جهه يک انسان است که خود ما باشيم و همانطور که ما حق نداريم وجهه ديگران را تخريب کنيم، هرگز مجاز نيستيم بناي رفيع وجهه و شخصيت خود را هم به ويرانه‌اي تبديل کنيم چرا که ما باشيم يا ديگران «حرمت» يک انسان «خدشه‌دار» مي‌شود.
گذشته از اين، تصور کرده‌ايد اگر خود شما در مقابل فرد بدقولي قرار بگيريد چه به روزتان خواهد آمد؟ حتي تصورش هم وحشتناک است. «وحشتناکتر» از آنچه با خواندن اين سطور در ذهن شما نقش بندد، مثلا شما بيماري منتظر عمل داريد، «پول» شما هم دست کسي است و به شما «چک» داده است که برويد از بانک بگيريد اما وقتي مراجعه مي‌کنيد مي‌بينيد «خبري نيست»،

«لوله آب» خانه شما ترکيده است و قابل کنترل نيست، تماس مي‌گيريد مثلا با لوله بازکني و... مي‌گويد تا ده دقيقه ديگر آنجاييم، اما «نمي‌آيد» و...
قرار داريد «سند خانه‌اي» خودرويي، چيزي را به نام شما بزنند و بقيه پولي که باقي‌مانده است تحويل بدهيد، به بانک مي‌رويد با حول و هراس پول را مي‌گيريد و به «محضر» مي‌رويد اما طرف شما «نمي‌آيد»...
مسايلي از اين دست فراوان است اما وقتي از طرف مي‌پرسيد چرا نيامديد و چرا چنين شد، يا با افسوس مي‌گويند، نشد، جور نشد، حضرت عباسي خيلي تلاش کردم... يا مي‌گويند فراموش کرديم، يا اينکه، خوب نتوانستيم بياييم، مگر چه شده است؟،
آن وقت شما چه واکنشي نشان مي‌دهيد؟ در همين مشهد خودمان کم اتفاق نمي‌افتد اين رفتارهاي نابهنجار و اين کردارهاي پرگناه. لااقل صاحب اين قلم، موارد عديده‌اي را تجربه کرده است. شما هم کم تجربه نکرده‌ايد. اما چه بايد کرد؟
به نظر بايد اول بزرگان به آنچه مي‌گويند و وعده‌اي که مي‌دهند، مرد و مردانه عمل کنند، عمل به قول را به يک رفتار اجتماعي و فرهنگ تبديل کنند وبا فرهنگ‌سازي و برنامه‌ريزي شده، آن را در شخصيت جامعه نهادينه کنند تا آحاد جامعه هم در عمل به وعده و قول، از همه توان خويش استفاده نمايند.