دروغ، کليد جهنم!
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي(17)

  ... يک دروغ؟ دو دروغ؟ سه دروغ؟ چند دروغ در روزي از ما سر مي‌زند؟ بعضي‌هامان انگار عارشان مي‌آيد سخن درست بگويند، بنده خدايي بود که بندگي شيطان را اختيار کرده بود مي‌گفت مگر«دروغ» کم بياورم که«راست» بگويم، کم هم نمي‌آورد بماند که زياد هم مي‌آورد و اين همه دروغ را هم«زرنگي» مي‌ناميد، زرنگي، راستي شما در زندگي روزمره با اين افراد چقدر برخورد داشته‌ايد؟ مطمئنم حتما" به پست اينها خورده‌ايد. «سربازان شيطان» که سر هر کوچه و بازاري هستند،
جالب اينکه وقتي دروغ‌شان «رو»مي‌شود و مشتشان «باز»، باز هم از«رو» نمي‌روند و با لبخندي بر لب و نگاهي عاقل اندر سفيه به افراد مي‌نگرند که«زرنگي» جربزه مي‌خواهد که ما«داريم» و شما«نه»، غافل از اينکه آنچه آنها بدان دلخوش کرده‌اند، هر معنايي داشته باشد، قطعا" اسمش«زرنگي» نخواهد بود. زرنگي آن است که انسان را از«کوچه‌هاي هزارتو» برهاند و به مقصد برساند، نه اينکه در دشت وسيع هم آدم را به«هزارتو» ببرد. «زرنگ» آن است که نه سر خودش کلاه بگذارد نه سر ديگران، آنکه کلاه از سر ديگران برمي‌دارد، در حقيقت سر خود هم کلاه مي‌گذارد و اين را هيچ«عاقلي» زرنگي نام نمي‌نهد؟
به هر روي، در آموزه‌هاي اسلامي، داريم که دروغ، «کليد» همه پلشتي‌ها و بدي‌ها است و آنکه مي‌خواهد از گناهان برهد، اول بايد زبان خود را از دروغ باز دارد. چنانکه وقتي بنده خدايي پي‌جوي راه رستگاري از پيامبر(ص) خواست راهي ساده به او نشان دهد که به رستگاري ختم شود و پيامبر (ص) فرمود: «دروغ نگو» و آن فرد به سراغ هر گناهي که رفت با خود انديشه کرد اگر از من بپرسند تو مثلا" مشروب خورده‌اي؟ و بگويم خورده‌ام، حد بر من جاري مي‌شود، با توجه به عهدي هم که بسته‌ام دروغ نمي‌گويم از«شرب‌خمر»گذشت و به سراغ گناه ديگر رفت و باز همين ماجرا تکرار شد و او از آن چشم پوشيد و سرانجام به جايي رسيد که جانش از«سياهي گناه» پاک شد و دريافت راست‌گويي، «کليد رستگاري» است و دروغ، کليد جهنم، حالا هم ماجرا همين است، به زندگي افرادي که يک شبه ره صدساله را درعرصه ماديات پيموده‌اند، بنگريد، سايه دروغ را نمي‌بينيد؟ دروغ اگر، عنوان مجرمانه هم نداشته باشد و دروغگو را حبس و حد هم نباشد، بزرگي گناهش آن قدر هست که آدمي را به تأمل وادارد. مطمئن باشيم که لقمه‌اي که از راه دروغ بدست مي‌آوريم مي‌تواند همان لقمه حرامي باشد که در هر جاني بنشيند، او را از جانان دور مي‌کند. نتيجه هم مي‌شود اوضاعي که مي‌بينيم و همه از آن دلخوريم.
کلمه‌هاي دروغ، لقمه‌هاي حرام مي‌آورد، لقمه‌هاي حرام هم«حرام‌لقمگي» و از «حرام لقمه» جز حرام‌انديش چه انتظار؟
دروغ، زشت است از همه و از آناني که نامي دارند و عنواني و جايگاهي زشت‌تر، راستي و صداقت زيباست از همه و از آناني که نامي دارند و عنواني و جايگاهي زيباتر، و اين هر دو را از مديران خراساني در آينه افکار عمومي ديده‌ام. آنکه را صادق است، مردم صادقانه دوست دارند و آنکه را صادق نمي‌دانند، نه،...