مادر سعادت
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 وضو مي‌گيرم، چشم مي‌گردانم، قرآن را از گوشه قبله بر مي‌دارم تا قلبم آرام بگيرد. مي‌بوسمش و در آياتش چشم مي‌گردانم. منتظر مي‌شوم تا کلمات در من تلاوت شوند. تا از چشمه‌هاي دل در وزش نسيم شيدايي آيات عشق بجوشد و ترانه‌ها به رسالت تغزل مبعوث شوند و مرا به رفعت يک اتفاق ببرند، اتفاقي که بايد مبارک روي دهد تا «اقرا» را در جان خويش تجربه کنيم...چله چشمانم به آخر رسيده است.
... رايحه خوشي در جانم جان مي‌گيرد و صداي پروبال کسي مي‌آيد که مامور است تا مرا به سرايش يک ترانه برانگيزاند.
- وضويم تازه است، آنقدر که با همه وجود بوي مسح را احساس مي‌کنم و مسيح مي‌شوم، مي‌روم و قلمم را بر مي‌دارم و کاغذ را تا آنچه قرار است نازل شود را بنگارم... و اينک اين من نيستم که مي‌نويسم. من فقط يک «کاتبم» يک کاتب شوريده احوال و لب شکسته که فقط مي‌نويسد.
- فاطمه و توچه داني که فاطمه کيست؟ سرالاسرار آفرينش و تجسم «لولاک لما خلقت الافلاک» که بود «محمد» و «علي» به دليل «وجود» اوست - پدر «ام ابيها» مي‌خواندش- و چون آيه‌هاي خداوندي در سيمايش مي‌نگرد- و زمين و زمان را شاهد مي‌گيرد و بر دستانش بوسه مي‌زند- تا عطر لب‌هايش با شميم دستان فاطمه «داستان» عشق پدر به دختر را در زمانه دخترکشي نشان دهد- عشقي که به همه خوبي‌هاست در دستان فاطمه

- فاطمه و تو چه داني که فاطمه چيست- و در هر نگاهش عشق چند «کرت» تکرار مي‌شود- و خداوند چه سان در «کوثر» امتداد او را بشارت مي‌دهد- تا «ابتر» سرانجام کسي باشد که «کوثر» را نمي‌فهمد- و محمد را بي‌دنباله مي‌داند- فاطمه حامل حقيقت استمرار نسل آفتاب است- مادري که يازده امام از دامنش بر مي‌خيزند- وانسان را به معراج مي‌برند- روشنايي کهکشانها طفيل نگاه اوست- و آسمانيان چشم براهاني که براي يک لحظه تماشايش هزار درهزار سال نماز مي‌خوانند.
- فاطمه و تو چه داني که فاطمه کيست- راز آفرينش، عصار دانش - سرآزمايش- دليل آمرزش- و غايت زندگي، در نگاه زهرايي فاطمه به تماشاگذاشته شده است- او سوره «تولي»ست که بر جان‌هاي شيفته در هميشه تاريخ نازل مي‌شود- و ذوالفقار «تبري» است که هرگز به نيام در نيايد...
- فاطمه و توچه داني که فاطمه کيست- و در هر نمازش، نياز چند هزار عاشق، ناز، ادا مي‌شود- و در هر سجده‌اش زمين چقدر بزرگ و زمان چقدر جاودانه مي‌شود- و انسان چقدر قامت مي کشد- و فرشتگان چقدر در هواي آن سجده لحظه‌شماري مي‌کنند...
- فاطمه و تو چه داني که فاطمه کيست- ام الائمه‌اي که همه امامان را و مومنان را مادر است- و هر آنکس که «سعيد» است فرزند اوست- هر چند «سيد» نباشد- و هرکس «سعيد» نيست فرزند او نيست- او مهربانترين مادر عالم است- و همه فرزندانش را عاشقانه دوست دارد- و هنوز «نام» او راز بودن ماست و «ياد» او آرامش‌دهنده قلب‌هاي بي‌قرارمان- ما همه فرزندان اوييم- به اندازه‌اي که از نيکي سرشار مي‌شويم- اين «فرزندي» بلافصل است- اين «فرزندي» در نهايت وصل است...
فاطمه و تو چه داني که فاطمه کيست- شهيده‌اي که شاهد است- و نگران امروزو فرداي ما- نگران ما که بر سر راه، شيطاني به کمين نشسته داريم- او ما را به نماز مي‌خواند- نمازي با ولايت- با سعادت- ... پس الله اکبر-...