سوءظن
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي(20)                                                      ...يکي از بيماري‌هاي خطرناک در جامعه که«رفتارهاي پرخطر» هم توليد مي‌کند، «سوءظن» است. بيماريي که هم بر«جان» مي‌زند و هم بر«ايمان». هم حيثيت افراد را لکه‌دار مي‌کند و هم در بسياري مواقع جانشان را زخم آجين. اکثر پرونده‌هاي جنايي را که نگاه کنيم، حداقل«کبيريت»حادثه با«سوءظن» کشيده شده است. خبرنگار جنايي‌نويس ما مي‌گفت در حدود 90درصد قتل‌هاي خانوادگي، دليل«سوءظن» است. «سجادپور» به نگارنده مي‌گفت در سلسله نوشتار رفتارهاي اجتماعي به اين بيماري اجتماعي هم بپردازد که نظم ونظام خانواده و جامعه را به جد مورد هدف قرار داده است.
او صفحات حوادث را با تلخ‌ترين خبرهايش به عنوان يکي از گواهان ماجرا مي‌دانست و تاکيد مي‌کرد خودش هم در بسياري از پرونده‌ها شاهد اين«هيولاي خيالي» اما«نابودگر» بوده است. به اطراف خود هم که نگاه مي‌کنيم آثار اين بيماري بدخيم را مشاهده مي‌کنيم. اين گناه بزرگ که در همه مواقع«حق‌الناس» را هم بر ذمه فرد بار مي‌کند، روز به روز بيشتر مي‌شود و روز به روز از«اعتماد» که کليد سلامت و توسعه و پيشرفت است مي‌کاهد. به راستي وقتي در خانواده، همه با«سوءظن» نسبت به هم رفتار کنند و در محيط کار و شهر و زندگي هم همه به هم«بدبين» باشند آخر و عاقبت چه خواهد شد؟ وقتي در ساخت اجتماعي، حکومت به مردم، مردم به حکومت، پليس به مردم، مردم به پليس و ساير نهادها به همديگر، بدبين باشند، کار خوب ديگري را هم با«توهم توطئه» بد خواهند ديد، «نازيبايي» کار زماني خود را بيشتر نشان خواهد داد که قاعدتا" با توجه به فرهنگ، انديشه، مذهب و مليت، ما بايد «زيبابين» باشيم.

و زيبايي‌ها آنقدر در جانمان جا باز کند که زشتي‌ها را جز در زمان«ثبوت» نبينيم ما در«فقه»، اين نظام حقوقي اسلام، همواره به«اصالةالصحة» و «اصالةالطهاره» راهنمايي شده‌ايم تا بدانيم همه چيز«صحيح» است مگر آنکه خلاف آن با«دليل» ثابت بشود، همه چيز«پاک» است مگر آنکه با دليل ثابت بشود که«نجس» است.
همه چيز براي انسان«حلال» است مگر آنکه دليل اثبات کند«حرمت» آن را.
اين نظام حقوقي ماست به علاوه اينکه در عرصه اخلاق نيز بدان تعليم شده‌ايم تا به همه به ديده زيبابيني نگاه کنيم و اعمال مردم را حمل بر صحت کنيم.
در کردار مردم، با ذره‌بين به دنبال«نازيبايي‌ها»نگرديم بلکه«زيبايي»هاي شکوفا شده را ببينيم. ما در آموزه‌هاي اسلامي داريم که از بدترين مردمان کساني هستند که«حلال» خدا را«حرام» و «حرام»خدا را«حلال»کنند. خوب آنکه«اصالت صحت» را گردن نمي‌نهد و همه چيز را بد مي‌بيند و فرمان خداوندي اصالت داشتن طهارت را فرو مي‌گذارد و همه چيز را نجس مي‌بيند. اصل بودن حليت را برنمي‌تابد و همه چيز را حرام مي‌شمارد هم در شمار اين گروه جاي مي‌گيرد، هر چند به ظاهر از سر ايمان؟،باشد،

عاقبت«سوءظن» دراين دنيا، نداشتن آرامش و بهداشت رواني، تنهايي، بي‌کسي به همراه نفرت عمومي است و در آن دنيا، آتش سوزنده است و جايگاهي ابدي به نام جهنم، اما آناني که با«حسن ظن» به گفتار وکردار و رفتار ديگران«نيک پندارند» هم در اين دنيا از آرامش برخوردارند و هم دوستان و ياران فراوان دارند و هم از زندگي خود لذت مي‌برند روزها و شب‌ها و لحظه‌ها را بر خود بهشت مي‌کنند و هم پاداش نيک‌انديشي و نيک‌پنداري آنها بهشت است.
براستي حيف نيست، هم زندگي را برخود و ديگران جهنم کنيم و هم«جهنم‌نشين» هميشه بشويم، ما که مي‌توانيم با«جور ديگر ديدن»، هم تلخي‌ها را به شيريني بدل کنيم و هم هميشه شيرين کام باشيم؟ آيا زندگي در چنين فضايي بهتر نيست؟ کمي با خود فکر کنيم،...