قانون آزادي را نقض نمي‌کند
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي (24)                                                          چاپ مطلب يک شهروند که خود را با نام مستعار «کاوه نوري» معرفي کرده بود و توضيح نگارنده به اضافه سلسله نوشتار «نگاهي به رفتارهاي اجتماعي»، بازتاب فراواني داشت، به گونه‌اي که ترجيح داديم امروز، چند زاويه نگاه مخاطبان ارجمند را به ماجرا داشته باشيم.
اول- از شيروان تماس مي‌گرفت. او معتقد بود» انسان‌ها در فضايي آزاد رشد مي‌کنند. حتي در مقوله «حجاب» که وقتي در يک فضاي آزاد، خود به «انتخاب» برسند، نتيجه چيز ديگري خواهد بود. او مي‌گفت: من در استانبول ترکيه، زنان محجبه‌اي را ديدم که غرور موءمنانه در حرکاتشان نمايان بود و در کنارشان هم زناني بودند آنچناني. وي معتقد بود» هرگاه سخت‌گيري باشد، نتيجه عکس مي‌شود. چنانکه ديديم گذشته را و حال را نيز مي‌بينيم. او به تاکيد مي‌گفت: من کشورهاي زيادي رفته‌ام، خيلي از کشورهاي اسلامي را هم ديده‌ام. آنجا مثل کشور ما نيست. وي در ادامه گفت: سفر و ديدن روزگار ساير ملل، مرا در ايمانم به اسلام استوارتر کرده است، به گونه‌اي که هميشه همراه اذان آماده نمازم و اين نتيجه انتخاب من است نه اجبار...
دوم: يک شهروند از بيرجند تماس گرفت و از سوي ديگر به ماجرا نگريسته بود او معتقد بود» «آزادي» را بايد حرمت بگذاريم و حريم‌باني آزادي هم رعايت دقيق قانون است. او مي‌گفت: من با سخت‌گيري و «ترش‌رويي» مخالفم اما موافق صد درصد اعمال منطقي قانون هستم و معتقدم قانون‌شکني، هنجارشکني و ناديده گرفتن عرف جامعه، حرمت‌شکني آزادي است. او معتقد بود» اينکه هرکس، هرکاري بخواهد انجام دهد، معناي «آزادي» نيست. مثلا" يک نفر دوست دارد، «زهر» بخورد و يا به ديگران «زهر» بدهد نمي‌شود گفت چون آزاد است، پس جام زهر را از دستش نگيريم. کسي نمي‌گويد باغبان در پيرايش درخت، آزادي او را سلب مي‌کند، بلکه باغبان خوب مي‌داند براي رشد درخت راه صواب کدام است. پس بايد به جامعه هم نگاه منطقي داشته باشيم. نه از اين سوي بام بيفتيم و نه از آن سوي بام.

سوم: از پايين شهر زنگ مي‌زد، يک خانم بود و معترض که چرا آقاي «کاوه نوري» بي‌دليل و مدرک 90 درصد بزهکاري‌ها را به پايين‌شهري‌ها نسبت داده است؟ او معتقد بود» بزهکاري بالاي شهر و پايين‌شهر نمي‌شناسد، منتهي در پايين شهر به دليل فقر امکانات «عيان» است و در بالاي شهر «پنهان»، چون بالاشهري‌ها، همه امکانات را دارند. او مي‌گفت: در دفاع از کشور هميشه سهم ما چند برابر بالاشهري‌ها بود و در امکانات سهم آنها چند برابر ما، پس حالا به ما توهين نکنند و همه بزهکاري‌ها را به ما نسبت ندهند.
چهارم: زنگ زده بود به روابط عمومي و به «کاوه نوري» دست‌مريزاد گفته و اظهار خوشحالي کرده بود از اينکه کسي پيدا شده و جواب اين قلم شکسته را داده است، حال آنکه اين قلم براي هر کلمه‌اي که مي‌گويد، دليل دارد و به همه کلمه‌هايي که در پاسخ گفته مي‌شود، به جد احترام مي‌گذارد...
پنجم: شهروند ديگري هم در تماس با روابط عمومي روزنامه به تاکيد گفته بود، حرف‌هاي آقاي بني‌اسدي، درددل خيلي‌ها (از جمله ما) است. مخصوصا" کساني که براي اين کشور و انقلاب هزينه پرداخته‌اند. او گفته بود خود از خانواده شهدا نيست اما به دغدغه‌هاي آنها احترام مي‌گذارد و معتقد بود» هرکس در هرجامعه‌اي زندگي مي‌کند بايد به قوانين، هنجارها و عرف آن احترام بگذارد.
ششم: يک شهروند ديگر هم گفته بود، آقاي «کاوه نوري» در تعريف «حريم خصوصي» با «رفتار شخصي» در «جامعه» دچار خلط مبحث شده است. «حريم خصوصي» افراد محترم است، اما وقتي «شخص» به «جامعه» مي‌آيد بايد تن به قانون دهد. قانون هم نحوه رفتار با چنين افرادي را روشن کرده و اسلام هم با واجب شمردن امر به معروف و نهي از منکر، همه ما را نسبت به کردار هم و سرنوشت جامعه حساس نموده است بنابراين همه در برابر آنچه روي مي‌دهد مسئوليم.