تريبون را باز بگذاريد!
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:



  نگاهي به رفتارهاي اجتماعي (28)
....ماجراي نوشته «کاوه نوري» در قسمت (22) اين نوشتار و جواب به او همچنان واکنش‌هايي را در پي دارد. که «گروهي اين، گروهي آن پسندند» از جمله»

* يکم: شهروندي در تماس با روابط عمومي روزنامه از «کاوه نوري» خواسته بود به نوشتن ادامه بدهد و از روزنامه خواسته بود اين تريبون را باز بگذارد. او مي‌گفت: «کاوه نوري» بيشتر و بيشتر بنويسد. چون کلمه‌ها، کليد ذهن‌ها هستند، مادام که به کار گرفته شوند ارزشمند هستند والا در يک جعبه در بسته هيچ قفلي را باز نمي‌کنند. او معتقد بود «عرصه انديشه»، جاي عرضه کپي‌هاي متعدد از يک فکر نيست بلکه عرصه عرضه افکار و انديشه‌هاي متفاوت است، پس همه بايد فکر کنند و حاصل انديشه خود را با جامعه در ميان بگذارند.
- دوم: شهروندي معترض بود که جواب «نوري» بيش از مطلب نوشته او بود و اين منصفانه نيست. او به نگارنده تاکيد داشت با همه حرف‌هاي «کاوه نوري» موافق نيست اما بعضي از حرف‌هايش را قبول داشت. اين شهروند که خود را پنجاه و چند ساله و بازنشسته فرهنگي معرفي مي‌کرد، گفت: ترازوي «گفت»و‌«گو» بايد دو کفه مساوي داشته باشد لذا براي همفکران او هم بايد فضا مناسب باشد.
او در ادامه تاکيد داشت نبايد پاسخ‌ها به گونه‌اي باشد که نويسنده را از اصل نوشتن پشيمان کند او اين را خطر مي‌ديد که حرفي و سخني ناگفته و نانوشته بماند و از روزنامه خراسان مي‌خواست زمينه‌اي فراهم کند تا حرف‌هاي مختلف شنيده شود. او همه سخن‌ها را مثل قطعات پازل مي‌ديد که وقتي کنار هم چيده شوند، يک «شکل» را کامل مي‌کنند، درست مثل اجزاي موسيقي که وقتي کنار هم چيده و اجرا مي‌شوند يک سمفوني شکل مي‌گيرد. اين فرهنگي بازنشسته معتقد بود بايد به روزنامه خراسان دست مريزاد گفت که فرصت را براي اظهارنظرها مهيا مي‌کند اما باز هم در آخر گفتگو با نگارنده تاکيد کرد، بگذاريد صداها شنيده شود، جوري طرف را با پاسخ ، «بمباران» نکنيد که ديگر‌سر «نوشتن» نگيرد.
سوم: «احسان نوربخش» هم تماس گرفت، يادتان هست که» او در نوشته‌اي با عنوان «زندگي در جامعه اسلامي حق ماست» در قسمت «25» به کاوه نوري پاسخ داده بود. او اظهار آمادگي مي‌کرد با «کاوه نوري» رو در رو به بحث بنشيند. البته کسان ديگري هم براي «گفتگو» اعلام آمادگي کرده‌اند که شايد در روزهاي آينده بتوانيم زمينه يک «ميزگرد» را بچينيم آن وقت از همه صاحبان سلايق و آراء خواهيم خواست، بدون محدوديت و معذوريت در ميزگرد شرکت کنند..
* چهارم: مي‌گفت من به مطالعات اجتماعي علاقه دارم، مباحث اين ستون را هم پيگيري مي‌کنم و به «گفتگو» کشاندن مباحث اجتماعي را يک «اقدام مبارک» مي‌دانم که در نوع خود يک رفتار پيشرفته اجتماعي است و اگر باب بشود و باب گفتگو هم باز باشد، خيلي از مسائل حل مي‌شود. او خيلي به گفتگوها خوشبين بود...