خبرنگار، آينه است
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي (29)

  ...از «دايه‌هاي فرعون» گفتيم و از کساني که با عملکرد و روش خود خوي تکبر و خود بزرگ‌بيني را در ديگران بيدار مي‌کنند و زبانشان مدام به کار ستايش‌هاي بيهوده است، بي‌هيچ «فايده»اي و با هزار «ضرر» فايده‌اي البته دارد» آنها را در چشم آناني که دل به تملق خوش مي‌کنند عزيز مي‌گرداند، اما اين عزت از آنجا که اصالت ندارد، دوام هم ندارد، به «خمر» مي‌ماند که منافعي اندک دارد در برابر مضرات فراوان ... اين قصه و ديگر هيچ. تازه همين گروه گاه که از چشم آن مسئول مي‌افتند و تملق‌هاشان کارساز نيست زبان به تهمت و بدگويي و غيبت مي‌گشايند و خود را «بت‌شکن» هم مي‌نامند. حال آنکه آنها به حقيقت «بت» تراشند نه «بت‌شکن» اين تهمت و بدگويي و غيبت فقط «گناهانشان» را زياد مي‌کند و خود آنها را هم نزد افکار عمومي «ضايع» مي‌نمايد. چرا که آنها تا ديروز «مداح» اين و آن بودند و امروز «هتاک» .
نه اين «اصالت» دارد و نه آن يکي داشت. باز اگر «بازار تملق» گرم شود اينان زبان‌بازان خط مقدم هستند، ملون‌هاي هزار رنگ که چون ويروس، سلامت جامعه را تهديد مي‌کنند.
«بت‌شکستن» اگر پرشکوه شد و در تاريخ ماندگار، از اين رو بود که ابراهيم بت‌شکن، هرگز نه «بت» تراشيد و نه «بت» پرستيد بلکه براي نشان دادن بطلان همه «بت‌ها» و حقانيت خداي احد و «واحد»، «بت‌ها» را شکست. اما اينان، هرگز بت‌شکن نمي‌شوند که مدام در کار تراشيدن «بت» هستند اگر سنگي به اين مي‌زنند چون در کار تراشيدن «بت ديگر» هستند، به اطرافمان نگاه کنيم از اين قبيل افراد چقدر مي‌بينيم و باز به خود نگاه کنيم، خوي بت شدن و بت‌تراشي، فرعون شدن و فرعون‌سازي، چقدر در ماقوي است؟ چقدر توانسته‌ايم اين خصلت شيطاني را به «مرگ» برسانيم. چقدر...

اين خصلت، در تضاد آشکار با روحيه نقادي و انتقادگري و آينه‌باوري است. حال آنکه جوامع براي پيشرفت و انسان‌ها براي بزرگ شدن حقيقي، نيازمند آينه‌اي نقاد هستند و آنانکه به صداقت آينه ايمان دارند و گواهي او را بي‌«چون» و«چرا» مي‌پذيرند معمولا" موفق هستند. اما آنکه وقتي خود را در آينه مي‌بيند، عوض اصلاح خود، آينه را دشمن مي‌پندارد و سنگ در آن مي‌زند، هرگز روي صلاح را نخواهد ديد... اين روزها هم روزهاي تکريم از «آينه‌ها»ي امروزين است، خبرنگاراني که صادقانه قلم به نقد و انتقاد براي خدمت مي‌گردانند و کلمه‌ها را کنار هم‌چنان مي‌چينند که هر کارگزار مديري بتواند در آن سيماي مديريتي خود را ببيند، ضعف‌ها را و قوت‌ها را بشناسد و براي برطرف کردن ضعف‌ها چاره‌اي بينديشد، «قوت‌ها» را چنان توسعه دهد و تکثير کند که مجالي براي بروز ضعف‌ها نباشد و اين مومنانه‌ترين شکل ايمان به خوي انساني و قدرداني از آينه است.
خبرنگاران هم مومنانه با توجه به اخلاق حرفه‌اي خويش که نشأت گرفته از اخلاق اسلامي است، هرگز جز به حقيقت و راستي و درستي قلم نخواهند گرداند، بت نخواهند تراشيد که با قلم بت‌شکن خواهند بود، نه در خود، فرعون پرورش خواهند داد و نه «دايگي فرعون» در وجود ديگران را خواهند پذيرفت بلکه «بصيرت» مومنانه خود را باهمه وجود به تماشا خواهند گذاشت و براي مومنانه‌کردن رفتارهاي اجتماعي آحاد جامعه خواهند کوشيد...