روستا، پايان يا آغاز؟
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نمي‌خواهم باور کنم «پايان روستا» را، اما وقتي مي‌بينم، هر روز، در خانه‌اي در روستا بسته مي‌شود و توليدگري بار و بنديل خويش را بار کاميون مي‌کند تا به خيل عظيم مصرف‌کنندگان بپيوندد، احساس مي‌کنم، آن باور تلخ دارد هر روز بيشتر به واقعيت تبديل مي‌شود. ديگر کمتر جواني را مي‌توان يافت که حاضر باشد به ماندن در روستا فکر کند، چه رسد به زندگي، يک مقام محلي در خراسان جنوبي از ميانگين سني حدود 60 سال براي جمعيت روستايي سخن مي‌گفت و اين يعني همان واقعيت تلخ پايان روستا،
مي‌آيند، اين جماعت و به عنوان حاشيه‌نشين در حاشيه شهرها مسکن مي‌گزينند و به هر کاري تن مي‌دهند تا بتوانند زندگي کنند و اين «آمد» نشان از خيلي «پيامد»ها هم دارد از قبيل، هنجارها و ناهنجارها، بحران هويت، اختلاط فرهنگي، گسست‌ها و... که هر کدام در جاي خود يک مسئله بزرگ است که حتي مي‌تواند به يک بحران بزرگ هم تبديل شود. اما در اين مقال، قصد پرداختن به آنها را نداريم، فقط مي‌خواهيم، تصميم‌سازان و تصميم‌گيران را به تامل بيشتر واداريم نسبت به برنامه‌هايي که در روستاها اجرا مي‌کنند، شايد بشود راه‌هاي بهتري يافت که کار در روستا، باعث ماندگاري روستاييان شود.

همه مي‌دانيم که الان کمتر روستايي را مي‌توان يافت که از نعمت آب و برق و تا حدودي مخابرات و جاده، برخوردار نباشد. کمتر «روستايي» هم يافت مي‌شود که از امکانات بهره‌برداري از اين نعمت‌ها، بي‌بهره باشد.
در روستا هم مثل شهر، ميزان برخورداري مردم از امکانات رو به افزايش است، اما ميزان ماندگاري مردم هر روز کاهش مي‌يابد آنقدر که ديگر، براي يافتن خبر برخوردار از عنصر تعجب منتظر شنيدن خبر بازگشت به روستا نيستم بلکه ماندن يک جوان در روستا، خود يک خبر برخوردار از عنصر تعجب شده است... به نظر مي رسد يکي از اساسي‌ترين مشکلات در روستاها، کشاورزي سنتي و خرده‌مالکي باشد که عملا امکان بهره‌وري بهينه از آب و زمين را به حد بسيار زيادي کاهش مي‌دهد. کاهش بهره‌وري هم کاهش توليد و در نتيجه کاهش درآمد را به دنبال دارد که اين مسئله يک علامت بزرگ فراروي ماندن در روستاست. حال آنکه شايد بشود با راه‌اندازي تعاوني‌هاي کشاورزي، به شکل سهيم کردن افراد به اندازه آب و زميني که دارند، يک قدم اساسي در راستاي اصلاح شيوه کشاورزي خرده‌مالکي برداشت و با فراهم کردن امکان‌بهره‌وري در نتيجه توليد بيشتر و درآمد افزونتر، هم ماندگاري در روستا را افزايش داد و هم توليد را روزافزون کرد. در اين راستا مي‌شود، هر قنات را به يک تعاوني تبديل کرد، با سهامي به تعداد ميزان ساعت آب و زمين با امکان دريافت اعتبار و تسهيلات دولتي در اين تعاوني، قاعدتا آنکه اکنون ملک و آب بيشتري دارد، سهم بيشتري خواهد داشت. اما از آنجا که با يکپارچه‌سازي زمين و تغيير شيوه آبياري و کشاورزي، توليد افزايش مي‌يابد، درآمد افزونتري به دست خواهد آمد. از طرف ديگر، اين تعاوني‌ها با توجه به نوع توليد خود مي‌توانند، با راه اندازي صنايع تبديلي خود به فرآوري محصول خويش بپردازند و درآمد افزونتري بدست آورند و در کنار اين امکان اشتغال را براي فرزندان خود فراهم کنند تا از تعداد افراد ارتش بيکاران، به نفع توليد و رونق اقتصادي بکاهند.

از سوي ديگر، مطالعه منطقه و يافتن محصولي که بازدهي بيشتري دارد و معرفي آن به کشاورزان و آموزش آنان براي چگونگي «به توليدي» هم مي‌تواند از سرفصل‌هاي مورد توجه در برنامه‌ريزي روستايي باشد. چرا که مشاهده مي‌شود در برخي روستاها، بسياري از محصولات، با بازده اندک توليد مي‌شود که در نهايت وقتي کشاورز، مي‌نشيند و محاسبه مي‌کند، مي‌بيند، بايد از کيسه هم چيزي بگذارد تا فقط هزينه‌ها بدست آيد و فايده را پيشکش کند، نمونه عيني و موفق اين رويکرد در بعضي روستاها را بدينگونه مي‌توان بازگو کرد، که بيشتر، مردم در کار توليد از گندم، جو، گوجه، بادمجان گرفته تا چغندر و شلغم و به قولي از شير مرغ تا جان آدميزاد بودند و در اين راه هم توان مضاعفي به کار مي‌بستند، اما نتيجه دلسردکننده بود، اما امروزه، با رفتن به سمت شناخت زمينه‌ها، به کاشت، داشت و برداشت يک محصول همخوان با آب و خاک خود پرداخته‌اند و نتيجه براي آنها شيرين است. مثلا يک کشاورز با توليد يک تن زرشک مي‌تواند پنجاه ميليون ريال درآمد کسب کند، که رقم قابل توجهي است به هرحال، عنايت به اصلاح نگاه به روستا و کشاورزي، مي‌طلبد که سويه‌هاي ديگر ماجرا را هم در نظر آوريم و با چراغ روشن به دنبال کليدهاي گمشده توسعه روستا و ماندگاري روستائيان بگرديم، بدان اميد که در «پايان روستا» آغاز روستاي مدرن را شاهد باشيم. روستايي که داراي توليد، کيفيت محصولات بالا و روستاييان با نشاط باشد و از کمترين هزينه، بيشترين درآمد را کسب کند و خشکسالي هم نتواند نخل اميدشان را بخشکاند حتي اگر هشت سال با آنها بجنگد. به ياد داشته باشيم، روستاي آباد و کشاورزي سامانمند است که مي‌تواند آزادي و استقلال و آبادي کشور را بيمه کند پس به فکر آغاز نگاهي نو به روستا باشيم، تا از سر بخوانيم، ترانه روستاي آباد را...