ما... ايران... سوئد
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي(39)(05/06/84)
اول: بازنشسته بود، با سابقه 30 سال خدمت در نيروي انتظامي. نامه‌اش را خودش آورده بود. در کلمه به کلمه نامه 4 صفحه‌اي‌اش که نگاه مي‌کردي، صداقت موج مي‌زد و سطرهايش، نقش غيرت بود، غيرت يک ايراني مسلمان که به نام ايران فخر مي‌کند. او نوشته بود براي کاوه نوري که چرا درمواجهه با کشورهاي توسعه‌يافته از تجربه‌هاي مفيد وکارهاي درست و فن آوري آنها الگوبرداري نمي‌کنيد و فقط به دنبال کپي‌برداري از ظاهر آنها هستيم؟ او معتقد بود برخلاف آنچه آقاي نوري مي‌گويد همه را نبايد به زور به بهشت برد، که ما هم قبول داريم، چنين خود را باختن در برابر فرهنگ بيگانه، دسته‌جمعي به جهنم رفتن است. حالا نه به زور سر نيزه بلکه به جبر نيزه تبليغات. کاتب، که عمرش را براي تامين امنيت کشور گذاشته است با شرح سابقه خدمتش شيرين‌ترين لحظه‌هايش را زماني مي‌داند که در توليد امنيت و آرامش براي مردم، نقش‌آفرين و نگهبان آزادي آنها بوده و با آزادي‌ستيزان و امنيت‌سوزان، پنجه در پنجه انداخته است. او از کاوه نوري و هم‌باورانش خواسته است به ايران فکر کنند و به مردمي که در آن زندگي مي‌کنند. او به تاکيد نوشته است به خاطر خدا و به خاطر مملکت عزيزمان ايران و مردمان پاک و سرافرازش و به خاطر آن‌همه مجروحان شيميايي و جانبازان و آزادگان و به حرمت شهداي عزيزمان به هر طريق ممکن قدمي در راه آباداني و پيشرفت و بهتر شدن وضعيت کشورمان برداريد. با خوب کسي دوست شده‌ايد من مدتها است مقاله آقاي بني‌اسدي را مطالعه مي‌کنم و لذت مي‌برم. ايشان نويسنده و کاتب چيره‌دستي است بي‌محابا برهمه مسائل مي‌تازد آن‌هم با مدارک مستند ودلايل کافي و تمامي سعي و تلاش ايشان اين است که گامي موثر هرچقدر کوتاه براي مردم کشورمان بردارد مخصوصا طبقات درجه 3 ساکن در پايين شهر آنهايي که فقط با خدا راز ونياز مي‌کنند از مسئولين کسي را نمي‌شناسند و راه و روشي نيز نمي‌دانند. آقاي بني‌اسدي و آقاي کاوه نوري: در سال 1382 در اثر سهل‌انگاري يکي از فرزندان اقوام که از پايين شهر آمده بودند و ميهمان ما بودند منزل حقير طعمه حريق گشت و پس از اطفاء حريق توسط آتش‌نشاني دربرآورد آنها حدود دو ميليون تومان و در برآورد خودم حدود 3 ميليون تومان تمامي وسائل زندگي در يک اتاق و جهيزيه کامل دخترم از بين رفت چون بيمه نبودم نتوانستم از بيمه آتش‌سوزي استفاده کنم چون وضعيت بدي داشتم. دست به دامان تني چند از مسئولين براي جبران خسارت شدم مدت يکسال نيز دوندگي کردم به هر جا رو زدم. حتي به دفتر رئيس مجلس اما ... نه تنها چيزي به دست نياوردم که آنچه داشتم از دست دادم عزت بود و احترام و فقط خجالت کشيدم و بس. نزد همسر و اقوام و همسايگان نيز خجل شدم به هرحال راضي‌ام به رضاي خدا. من شنيده‌ام که در کشور سوئد وقتي شهروندي وارد 40 سالگي مي‌شود از طرف کلانتري محل يک هديه برايش ارسال و عکس او در روزنامه محلي چاپ و استفاده از وسايل نقليه برايش رايگان و خريدهايش با تخفيف ويژه صورت مي‌پذيرد و احترام او نيز برحسب قوانين واجب مي‌شود حال بياييد و عزت و احترام بازنشستگان، سالخوردگان را در کشور ما ارزيابي کنيد تا به نتيجه مطلوب برسيد. آقاي بني اسدي مردم به شما اعتماد دارند. مشکلات آنها را منعکس و پيگيري نماييد. کار مردم در مراجعات به ادارات فقط شده خواهش و التماس. دسترسي به جايي و مکاني ندارند. با بدبختي‌هاي خويش مي‌سازندحامي ندارند شما که دستتان باز است يک ستون از روزنامه را در اختيار داريد بنويسيد از حقايق، از مديرهاي نالايق. از انسانهاي خوب تعريف و تمجيد کنيد. علت‌ها را بپرسيد تا مسئولين وادار به پاسخگويي شوند. با تمامي آنها از طريق روزنامه صحبت کنيد و بگوييد برحسب خواسته امام به خاطر رضايت خدا من مي‌نويسم: آقاي کاوه نوري به جاي شکوه از آقاي بني‌اسدي راه حل ارائه بدهيد چه کنيم که مردم باشعور و فهم و ادب بالا در صحنه‌ها حاضر باشند؟ چگونه سوار اتوبوس بشويم وچرا صندلي‌ها توسط افرادي تخريب مي‌گردند ونقش مردم چيست. به شرکت واحد طرح بدهيد، چگونه مي‌شود بليت‌هاي اتوبوس را از بازار جمع کرد و در معامله‌ها از بليت استفاده نکرد. چرا مردم بي‌تفاوت شده‌اند؟ چگونه حرمت‌ها و ارزش‌ها، خوبي‌ها و صداقت‌ها را مي‌توان بها داد؟ چگونه مي‌توان معرفت و جوانمردي زمانهاي گذشته را در جامعه پياده کرد؟ چگونه مي‌توان حرمت و احترام حضرت فاطمه زهرا(س) را به نسل جوان به ويژه دختران و زنان امروزي فهماند و چگونه مي‌توان براي زندگي امروز از ديروز گذشته آن حضرت درس و پند گرفت؟ چگونه مي‌توان چاپلوسي و تملق را در سطح کشور و ادارات محو و چگونه مي‌توان به مديران فهماند از اينگونه افراد دوري و اشخاص کاردان، شايسته، باايمان، لايق را جذب نمايند و آقاي بني‌اسدي چگونه مي‌توان اين مسائل و مشکلات را به طور شايسته در سطح کشور مطرح و به نظر رياست محترم جمهور رسانيد. من شرمنده‌ام از اينکه بدخط نوشتم خب سوادم کم است. من سايت و ايميل ندارم. آدرس منزل دارم که تقديم مي‌کنم. انشاءالله از حقير آزرده خاطر نباشيد. به آقاي نوري توصيه مي‌کنم مراتب بالا را مدنظر داشته باشند اميدوارم موفق و پيروز باشيد. انشاءالله