به جوانان احترام بگذاريد
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي (46)
...اينقدر مي‌گويند، ما مهربان‌ترين مردمان دنيايم، اينقدر مي‌گوييم هر 12 ماه سال ما، مهر است. اينقدر از فتوت و جوانمردي مي‌گوئيم اما... اما گاه کارهايي مي‌شود و انسان خواسته يا ناخواسته شاهد رويدادهايي است که درمي‌ماند کدام را باور کند، به شعرها و شعارهايي که مي‌دهيم باور کند و يا به قضاوت شعورش در برابر رويدادها تن در دهد، راستي آدم درمي‌ماند... اينها را يک خانم شهروند بيان مي‌کند و در نامه 4 صفحه‌اي خود، يک ماجرا را شرح مي‌دهد که خود آن را شاهد بوده و سخت تجربه کرده است. او مي‌گويد: با اتوبوس راهي همدان بوديم که در نزديک ساوه از کار افتاد، تلاش راننده و شاگرد بي‌فايده بود، چون اتوبوس موتورسوزانده بود... و ما مانديم که زير آفتاب سوزان بدون هيچ سايه‌اي چکار کنيم. مانده بوديم خسته، تشنه و... ناگهان ماشين پليس رسيد، و همه بسيار خوشحال شدند که بالاخره کسي آمد که هميشه ياور مردم است، در همين هنگام يکي از افراد پليس پياده شد و به طرف ما آمد و ماجرا را باز پرسيد و پس از شنيدن شرح ما وقع به داخل خودرويشان بازگشت تا تماسي بگيرد، مشورتي کند و راهي بيابد و... مسئله‌اي که در اين ميان بود، نبود آب بود در آن گرما و من با ليوان خالي و دلي پراميد به سراغ اتومبيل پليس رفتم، تا به قدر ليواني، آب بگيرم اما... پشيمان شدم. برخورد آنها آنگونه نبود که يک در راه مانده انتظار دارد. درست که کار ‌آنها آبرساني نيست و بابت تلاششان براي امنيت جاده هم قدردانشان هستيم، اما نکته ظريف اينجاست که وقتي مي‌خواهيم نهاد مهر و محبت و مردمداري را به فرزندانمان نشان دهيم مي‌گوئيم، پليس تا ياد بگيرد که پليس اولين دوست اوست و بايد در مشکلات به او مراجعه کند، اما نوع برخورد اين عزيزان با يک زن که جاي مادرشان را داشت، چندان فرزندانه نبود. به هر حال شايد توقع ما زياد است، اما مادر از فرزندش خيلي توقع دارد خيلي...

به هر حال رفتار ما بايد جامعه‌ساز و اعتمادآفرين باشد نه جور ديگر... حالا که بحث به اينجا کشيد بگذاريد، شرح تماس يک پدر را هم براي شما بگويم که از آنچه بر فرزندش گذشته بود شاکي بود، او کارمند تحصيل کرده بخش بهداشت و درمان بود و آشنا به روان‌شناسي. وي مي‌گفت گاه رفتارهايي که با جوانان مي‌شود، نتيجه عکس مي‌دهد مخصوصا زماني که «رفتارگران» خود، بانحوه رفتار آشنا نباشند.
او مي‌گفت، پسرش را با دوستانش، گرفته‌اند که شما... خورده‌ايد و با تحکم آنها را به آزمايشگاه فرستاده‌اند تا با هزينه جيب خود آزمايش بدهند، حالا اگر کسي هزينه را در آن نيمه شب نداشته باشد، بايد بازداشت شود... او خيلي حرف داشت و روح گفته‌هايش با قبول فريضه امر به معروف و نهي از منکر اين بود که آمران و ناهيان هم بايد حوزه کار را بشناسند، هم مومنانه رفتار کنند و هم کرامت انساني افراد را حفظ کنند. حتي اگر طرف دستگير شده مجرم باشد و جرم او هم ثابت شده باشد، باز صاحب حقوق است که بايد رعايت شود چه رسد به فردي که تنها در مظان اتهام قرار دارد که صدالبته بايد حرمت داشته باشد.

او مي‌گفت: من با اعمال قانون نه تنها مشکلي ندارم که موافق صددرصد آن هستم خود دوستان هم را مي‌شناسند، منتهي معتقدم در اعمال قانون هم نبايد
پا از دايره قانون فراتر نهاد. او گفت: پس از آ‌زمايش از فرزند من که ترم آخر مهندسي است و از دوستان دانشجويش رفع اتهام شد، اما انگشت اتهام آنها به سمت من نشانه رفت که تو همواره مي‌گويي چنين و چنان و امشب ديدي که نه چنين بود و نه چنان بلکه خيلي اوضاع فرق مي‌کرد. من، اما، جوابي براي آنها نداشتم، صبح روز بعد به مسئول ارشد واحد مربوطه مراجعه کردم و خيلي حرف زدم حالا هم از شما مي‌خواهم در کنار اينکه پيگير اصلاح رفتارهاي اجتماعي هستيد، در پي اصلاح رفتار ماموران هم باشيد و بگوئيد با نسل جوان که صاحبان امروز و فرداي اين سرزمين و مديران‌آينده کشورند در خورشانشان رفتار کنند. در دل جوانان بذري اگر مي‌افشانيد به مهر و رافت و حکمت باشد نه اينکه هزينه‌ها را هزار در هزار افزايش دهد و فايده‌اي نيابد.
او معتقد بود همه بايد رفتارهامان را اصلاح کنيم و نگاهمان را تا جامعه‌اي صلاحمند داشته باشيم...