جشن عروسي!
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي (52)۵۰
عروسي کنيد، شادي کنيد، اصلا" عروسي براي شادي است و «بايد» در محافل عروسي، شادي به اوج خود برسد. گل لبخند، بيش از دسته‌گل‌ها، بايد در عروسي‌ها رونق داشته باشد. کسي هم حق ندارد، حق شادي و شادماني کردن را از آنها سلب کند. کسي حق ندارد شادترين لحظه‌هاي گروهي را تلخ کند. شادي حق مردم است، اين خيلي بد است که ما فرهنگ شادي نداشته‌ باشيم.
خيلي بد است که شادي را تاب نياوريم، اما... اما، جماعت شاد شرکت‌کننده در عروسي‌ها، نيز بايد مراقب باشند که با شادي خود، باعث ناراحتي ديگران نشوند. همانگونه که حق شادي کردن را براي خود قائليم، حق زندگي آرام در محيطي امن و آرام را براي ديگران هم به رسميت بشناسيم. نه اينکه با راه انداختن مراسم بزم و بزن و بکوب، باعث سلب آسايش ديگران بشويم. پس به ياد داشته باشيم که مجلس شادي و عروسي «جرم» نيست بماند که «حق» ما هم هست، اما تضييع حقوق ديگران، برهم زدن آسايش و اخلال در امنيت و آرامش ديگران، راه‌بندان و... «جرم» است و قابل پيگيري قانوني و ماموران قانون، تعجب نکنيد يک شب که هزار شب نميشه... عروسي اين حرف‌ها را هم داره بدون پذيرايي ويژه،؟ و گروه ارکستر و ... که عروسي با عزا فرقي نداره... خانه خود ماست چهارديواري و اختياري... خانه کوچک است بچه‌ها برنامه را گذاشتن تو کوچه و خيابان... و نکاتي از اين دست هرگز «توجيه» درست ماجرا نيست، که اصولا" ارتکاب «جرم» توجيه‌بردار نيست، «مجازات» بردار است. نگوييد، مگر همه مشکلات مملکت درست شده است و همين عروسي مانده؟، که خدمت شما عرض خواهم کرد، هيچ دستي از غيب به در نخواهد آمد و مشکلات ما را حل نخواهد کرد، براي داشتن «جامعه سالم» بايد همه سالم نگاه کنيم و الا وقتي سخن از رشوه دادن به مامور مي‌شود باز گروهي مي‌گويند همه چيز درست شد که آمديد سراغ اين ،وقتي از مسئله قاچاق کالا گفته مي‌شود باز مي‌شنويم که ساير شئونات اصلاح شده و فقط مانده همين؟ حتي گاهي، جماعتي در برابر پرداختن به مقوله مواد مخدر هم به صدا در مي‌آيند که اي‌بابا، کار نيست، ما هم يک جوري بايد شکممان را سير کنيم، بالا غيرتا" اينقدر گير ندهيد؟ تعجب نکنيد، بعضي افراد وقتي قرار مي‌شود به ناامني‌هاي اجتماعي و... هم پرداخته شود باز طلبکار مي‌شوند که جوان هستند ديگر... اما آيا شما با آنها موافق هستيد؟ قطعا" نه، همه ما معتقديم زندگي در يک جامعه قانونمند و صلاحمند، حق ماست اما مي‌گوئيم وقتي خود ما پا روي حق مي‌گذاريم کسي حق ندارد بگويد بالاي چشم ما ابروست، حتي وقتي پليس جهت راه‌بندان به کاروان عروس تذکر مي‌دهد و مي‌گويد آقايان شما حق آناني که از اين خيابان مي‌گذرند را ناديده گرفته‌ايد باز مي‌گوئيم: اه چشم ندارند شادي مردم را ببينند، شادي‌ستيزان فلان فلان شده، حال آنکه پليس شادي‌ستيز نيست، چنانکه ساير مردم که از دست کاروان‌هاي عروسي، به امان آمده‌اند شادي‌ستيز نيستند، بلکه مي‌خواهند آرامش داشته باشند.
*عروسي بايد شاد باشد، شادي‌آفرين و شادي‌آور باشد. کسي هم حق ندارد فرصت شادي را از ما بگيرد، منتهي ما هم حق نداريم با شادي خود، زحمت‌آفرين براي ديگران باشيم. شادي فرهنگ و «قانون» خود را دارد که بايد بدان «التزام» داشت...