تنوع را به رسميت مي‌شناسيم
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي 53 (۵۱)
ھ يکم، چند روزي در نگارش ستون «نگاهي به رفتارهاي اجتماعي» تاخير افتاد تا از «اول» بگوييم، از مسئله‌اي که سالها حرف اول اين ديار بود و هنوز هم با پيامدهاي آن مواجهيم. هفته دفاع مقدس بود و حق هم اينکه از اين حماسه بگوييم و از حماسه‌سازاني که نامشان افتخار ايران و قامتشان پرچم در اهتزاز عزت و مردانگي اين کشور است. مردان و زناني که نام اسطوره‌هاي ايران را زنده کردند...
ھ دوم: يک ضرب‌المثل فارسي مي‌گويد: «مردم شبيه درختانند که آب يکسان مي‌نوشند و ميوه گوناگون مي‌دهند» و هيچ کس هم اين تنوع را نفي نمي‌کند و به بد، درختان را از نگاه نمي‌گذرانند. بلکه هر کدام را در جاي خود عزيز مي‌دارد که هر چيزي در جاي خود زيباست و به فرموده آن عارف بزرگ «جهان چون خط و خال و چشم و ابروست/

که هر چيزي به جاي خويش نيکوست...»
اين را عرض کردم تا بگويم بايد تنوع را در ميان انسانها به ديد مثبت نگريست و باورهاي متفاوت را به رسميت شناخت. خود را محک ندانيم و ميزان حقانيت افراد را با خود نسنجيم بلکه خود را هم براساس معيارها و ملاک‌هاي شناخته شده و مقبول عيارسنجي کنيم و بر همين اساس است که ما به رغم احترامي که براي دلاوران دفاع مقدس قائل هستيم، نمي‌گوئيم همه مثل آنها فکر کنند. نمي‌گوئيم همه مثل ما بينديشند که اگر اين حق بود، حق بود تا خداوند همه آدم‌ها را بر يک روش و منش خلق مي‌فرمود، حال آنکه فرشتگان پيش از ما، اينگونه بودند، اما خداوند با خلق انسان و شعبه، شعبه و نژاد، نژاد و زبان، زبان کردن آنها، تنوع را به رسميت شناخت و از ما خواست اينگونه باشيم، منتهي يک اصول کلي هم تشريع فرمود تا بدان عمل نمائيم و راه به صلاح و فلاح ببريم.
ھ سوم: ما «تنوع»‌را قبول داريم، باورهاي متفاوت را به رسميت مي‌شناسيم منتهي معتقديم براي رسيدن به زيست جمعي موفق لاجرم بايد بسياري از پندارها و روش‌هاي خود را به نفع خردجمعي و قوانين مقبول جامعه، اصلاح کنيم. اين مسئله‌اي «عقلاني» است که اگر هم «مومنانه» به بعضي از مقولات نگاه نکنيم از آنجا که قانون است مجبوريم به آن «التزام» عملي داشته باشيم، حتي اگر «قانون» خيابان محل زندگي ما را يک طرفه کند نمي‌توانيم بگوئيم چون خانه ماست اختيارش را داريم و از هر طرف که بخواهيم مي‌توانيم به ‌آنجا برويم. اين نشدني است، چنانکه در همه دنيا، چه رويکرد ديني داشته باشند و چه سکولار باشند، يک نظم شناخته شده و قانون روشن را بايد رعايت کنند.
ھ چهارم: ميان «امور شخصي» و آنچه فرد شخصي مي‌پندارد و «حريم خصوصي» تفاوت دارد لذا نمي‌شود امور شخصي را در خيابان انجام دهد و بگويد «حريم خصوصي است» حريم خصوصي قاعدتا چهار ديواري است نه مربوط به شخص در کوچه و خيابان.
ھ پنجم: در طول ايام نگارش اين ستون، بعضي افراد با بيان اينکه آنچه شما بدان مي‌پردازيد «معلول» است و نه «علت»، حال آنکه بايد «علت» را درمان کرد تا «معلول» شکل نگيرد. ما هم اين را قبول داريم و معتقديم بايد به «علت» ها پرداخت و در رفع آن اهتمام ورزيد منتهي اين پرداختن به معناي نپرداختن به «معلول»ها هم نيست.
چنانکه وقتي کسي ببيند خانه‌اش آتش گرفته ابتدا بايد دفع شر ‌آتش کند و فرو نشاند آن را و سپس به دلايل وقوع حادثه بپردازد نه اينکه پرداختن به دلايل وقوع او را از توجه به خاموش کردن آتش باز دارد.
ھ ششم: براي رسيدن به جامعه سالم، هم بايد به علت‌ها پرداخت و هم معلول‌ها را از ياد نبرد.