رسم زمونه !
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ۱۳۸۱   کلمات کلیدی:
سلام! دیروز ماجرایی را برایم تعریف کردند که حالم را گرفت. جریان از این قرار بوده که: یک نفر پدر و مادر پیر خود را برده در خانه برادرش پیاده کرده و گفته نوبت من تمام شد حالا نوبت شماست ! برادر دیگر اما در خانه را باز نکرده است! شاهد ماجرا می گفت: پدر و مادر از ساعت3 تا 8 پشت در ماندند اما در باز نشد! فقط هر از گاهی بچه های کوچک از پشت پنجره سرک می کشیدند و به پدر بزرگ و مادر بزرگ می گفتند پدر و مادرشان خانه نیست! هرچه هم گفته می شد در را باز کنید در را باز نمی کردند! سرانجام بنده خدایی آنها را به خانه خود برد ! راستی: عجب رسمیه رسم زمونه/باباومادر موندن تو کوچه / پسر تو خونه / دیروز اما بچه تو خونه / مادر و بابا دنبال هر کار بیرون خونه / عجب رسمیه رسم زمونه.........