غيرت رمضان
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

نگاهي به رفتارهاي اجتماعي (56) (۵۴)


اين روزها از هر کوچه و خيابان که گذرت مي‌افتد، تابلوها، پرده‌ها، پلاکاردها، نشانه‌هايي را مي‌بيني که هم خبر از برگزاري مراسم تلاوت قرآن و دعا و مناجات و سخنراني و... مي‌دهند و هم رهگذران را به حضور در جمع خويش فرا مي‌خوانند. برنامه‌هاي تلاوت قرآن خانگي هم پررونق‌ترين فصل خود را مي‌گذراند که بسيار دلپذير است صد البته هم بايد چنين باشد. آخر رمضان است و بهار قرآن و بايد که قرآن خواند و از همه مهمتر رازي است که در «بهار قرآن» خواندن رمضان است و «آن راز» را بايد دريافت و همانگونه که در «بهار» شاهد زنده شدن دوباره زمين و شکوفا شدن گل و سبزه و جاري شدن چشمه‌ها هستيم، در بهار قرآن هم بايد اين تجربه طبيعي را در جانمان جان ببخشيم و گل‌هاي ناز و نياز را شکوفا کنيم و چشمه‌هاي انسانيت را جاري کنيم و در آن جان شوييم و همانگونه که بهار، زمين و زمان را به «طرب» بر مي‌انگيزد، ما هم «بعثت اخلاق» و کرامت و کرامندي را در خويش احساس کنيم و به طرب درآييم و به «شکوه انسان» بودن مفتخر گرديم.
در بهار احساس مي‌کني زمين و زمان بزرگ‌تر شده و توسعه يافته است و حتي خورشيد هم انگار از زمين دل نمي‌کند و زمان بيشتري بر آن مي‌تابد و اين همه رازي است که بايد «دريابيم» تا بتوانيم «دïر» يابيم.
والا بدون دريافت راز، از اين همه نماز بهره‌اي ناز نخواهيم گرفت و حيف است که از بهار بگذريم اما بهاري نشويم. حيف است اينقدر قرآن بخوانيم اما آيه‌اي در ما جاري نشود. حيف است اين همه مراسم و اين همه برنامه، نامه عاشقانه‌اي در ما، ننويسد.

بارها خواسته‌ام، بگويم اين نکته را، اما جرات نکرده‌ام. اما امروز، به مدد «غيرت رمضان» و حرمت شهيد رمضان فرياد مي‌کنم که اگر اين همه مراسم، رسم انساني و اسلامي را در جانمان نهادينه کند عزيز است و اگر جز اين باشد، مومنانه نيست. بارها خواسته‌ام بگويم آنکه بارها ختم قرآن مي‌کند، اما قرآني در جانش باز نمي‌شود، بايد نگاه خود را عوض کند. بله، اقبال به قرآن خوب است، منتهي اين لفظي نيست. اقبال به قرآن اگر در عمل ما، شکل نگيرد به «ادبار» تبديل خواهد شد، چنانکه نمونه تاريخي «خوارج» همواره به عنوان يک واقعيت فرا ديد ماست. واقعيت«تلخي» که «شيريني» حکومت انسان‌ساز مولاعلي را از بشريت «دريغ» کرد. نمي‌خواهم بگويم - خداي نخواسته- آن‌«شجره خبيثه» در حال بازتوليد است، نه، به مدد نفس مولاعلي، چنين فرصتي نخواهند يافت. بلکه سخن اين است که ما، هر کداممان، به اندازه خودمان اگر علي‌گونه به قرآن مراجعه نکنيم و اگر خود را مخاطب قرآن ندانيم و اگر قرآن در ما و بر ما نازل نشود ره به کعبه مقصود نخواهيم برد اگر اين همه باعث نشود، عدالت محور شويم، باعث نشود نسبت به سرنوشت خود و ديگران احساس مسئوليت کنيم، باعث نشود، بر زمين افتادگان را دست گيريم و تا غرور ايستادن و يا علي گفتن، همراهي کنيم، ما را چه بهره‌اي خواهد بود از اين مراسم؟ اصلا همه اين مراسم بايد ما را توسعه دهد بايد ما را بزرگ بکند، والا با فلسفه وجودي خود فاصله‌اي هزار فرسنگي خواهد داشت، چرا که «جلسه» براي «جلسه» نيست. اين جلوس‌ها بايد برخاستن هم به دنبال داشته باشد والا... والا آب را مانند خواهد شد که اگر از جريان بيفتد به ضد فلسفه خود تبديل خواهد شد... رمضان فرصتي است تا بازانديشي کنيم، انديشه‌هاي خود را و بپالاييم پيرايه‌ها را و علوي کنيم کردار خود را...
قدر بدانيم اين فصل سبز را.