از 200 هزار تا 200 ميليارد تومان
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

سيد، تازه ازدواج کرده بود، فکر مي‌کنم نيمه شعبان، وقتي شنيدم کارش لنگ« 200 هزار تومان» است، حالم گرفته شد. «تازه‌عروسش»‌گفته بود، «100 هزار تومانش»‌را با فروش «فرش جهيزيه‌ام»‌جور مي‌کنم اما بازهم «100 هزار تومان»‌کم داريم... آنها بدهکار بودند، زن و مرد جوان به مبلغ 200 هزار تومان آنهم به مردي که از بد روزگار «تصادف »‌کرده بود و مجبور بود «طلب»‌خود را از آنها بگيرد. شايد اگر حادثه‌اي اتفاق نمي‌افتاد او حالا در کمتر از يک ماه پس از ازدواج سراغ سيد جوان را نمي‌گرفت.
جواني که پدر دارد و ندارد و تا اينجا هم مادرش او را بزرگ کرده است، مادري که در فصل سرخ دفاع مقدس هم يک جوان رعنا را تقديم ايران کرد تا نام پرافتخار مادر شهيد را داشته باشد اما سيد گير«200 هزار تومان »‌است در آغازين ماه ازدواج، به هر دري هم که مي‌زند بسته است. اما نه، ماه رمضان مگر مي‌شود، دربسته باشد؟ مگر آنکه آن بالا سر است، نه اصلا از «رگ گردن»‌به او نزديکتر است او را تنها خواهد گذاشت؟ آيا «بندگان سخاوتمندش » در ماه رمضان دست اين «سيد جوان»‌را نخواهند گرفت؟ ... من مطمئنم گره‌کار او گشوده خواهد شد. اما حالم گرفته مي‌شود وقتي او،وقتي من، وقتي تو، نمي‌توانيم از بانک‌ها، «200 هزار تومان»‌وام بگيريم، چطور «جناب ايشان »‌از راه مي‌رسد و «200 ميليارد تومان»‌ناقابل را به جيب مي‌زند آنهم از همين شبکه بانکي، چنانکه در خراسان 14 مهر خوانديم.
وزير دادگستري در ادامه گزارشاتي که از رسيدگي به پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي ارائه مي‌دهد، اظهار داشت: يکي از بانکها، بدون رعايت قوانين به فردي که فرد موجهي نبوده و درسال 1378 نيز از يکي از بانکهاي کشور اخراج شده بود، وام کلاني به ميزان 200 ميليارد تومان داده است که قسمت عمده‌اي از آن برگشت داده نشده و تضمين‌هاي اين فرد به بانک نيز صوري و وثيقه‌هاي وي در سطح پايين و غيرموجه بوده است. وي با سرمايه‌اي که کسب کرده بود شرکت‌هاي صوري داير کرده بود. وي افزود: اموال اين فرد شناسايي شده و 4 نفر از متهمين اين پرونده دربازداشت موقت به سر مي‌برند وافراد ديگري نيز تحت تعقيب هستند.

حالا با اين خبر که يک نمونه از صدها پرونده است، حال شما هم گرفته نمي‌شود؟ راستي چرا؟ چرا چنين مي‌شود؟ چرا... تازه «جناب ايشان»‌ را بگيرند با او چه خواهند کرد؟ وقتي کسي حاضر نيست «اسم »مفسدان اقتصادي را اعلام کند، آيا «عدالت»‌به تمامه درباره آنها اجرا خواهد شد؟ نمي‌دانم... نمي‌دانم.... نمي‌دانم اما دعا مي‌کنم به «غيرت رمضان» روزي کارها به سامان آيد...
مرد، دخترش دانشگاه قبول شده بود، آنهم از نوع «آزاد اسلامي»‌اما به هر دري زد نتوانست 500 هزار تومان وام جور کند، من از اين دست آدمها خيلي مي‌شناسم.
*يک جانباز که 6 سال و 10 ماه و 17 روز از عمرش را در جبهه‌ها گذرانده و مرد و مردانه از ايران، از انقلاب، از اسلام از عزت و سربلندي من و تو و ما و مخصوصا جناب ايشان و همه عالي‌جنابان ديگر دفاع کرده است اما امروز با نفس‌هاي به شمارافتاده و سينه‌اي که خس خس آن به آسمان مي‌رود از نامرادي‌ها ونامردي‌ها مي‌گويد و حرف آخرش اين است «خدايا،‌خلاصم کن»‌مشروح گزارش ديدار با اين جانباز درخراسان رضوي امروز چاپ شده است.
اگرحالي داشتيد و اگر هنوز باور داريد نه تنها به سري که درد نمي‌کند« بايد» دستمال بست که «بايد »‌به دنبال «سردرد»‌گشت حتي اگر «دردسر »داشته باشد اين گزارش را بخوانيد...
*بعضي از خوانندگان محترم در تماس با نگارنده خواسته بودند پيرامون بي‌عدالتي‌هاي اقتصادي بيشتر بنويسد. نمي‌دانم چه پاسخي بدهم، اما قلم در دستم بي‌تاب است، بي‌تاب فرياد...