...بگذار گريه کنيم
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:


... و موسيقي آغاز مي‌شود  آنجا که زبان از گفتن باز مي‌ماند، موسيقي آغاز مي‌شود...وچه موسيقي غمناکي است گريه... چه زمستاني مي‌آفريند اين اشک، اين‌باران بي‌بديل... کاش رنگين کمان صبر زودتر طلوع کند و الا...


زمستان سرد بي‌پدري 
روزگار سختي است. سردي و زمستان و غم بي‌پدري... پدر آفتاب مهر بود و گرماي محبت. با او زمستان بهار مي‌شد، اما امروز او به بهار پيوسته است، اما... اما زمستان مرا هم بهاري خواهد بود آيا...؟


صف به صف شهيد مي‌رسد 
اين فرياد به آسمان مي‌رسد. من مطمئنم فرشته‌هاي خدا هم اين فرياد را مي‌شنوند، مطمئنم آنها هم مي‌گريند در اين ماتم که صبوري را پيراهن دريده است و درياي دل‌ها را به طوفان گرفته است. مطمئنم فرشته هاي خدا به استقبال اين خيل عاشق خواهند آمد، عاشقان شهيد


گريه کن مادر، 
گريه کن، گريه کن مادر، با تو آسمان هم مي‌گريد، مگر نه اينکه فرزند تو، آسمان را براي پرواز ابدي برگزيد؟ پس آسمان هم با تو خويشاوند است. مثل زمين که امانت خداوندي تو را در آغوش خواهد گرفت. گريه کن، گريه، حلقه وصل آسمان و زمين است.


نقطه...سرخط 
به شهيدي مي‌ماند که پس از شليک آخرين فشنگ به سوي دشمن به شهادت رسيده است و تفنگش کنارش افتاده است. به شهيدي مي‌ماند که در نقطه آخر، پرواز را آغاز کرده است و اينک دوربين برادران، تصويربرداران و... نقطه، سرخط... اين خط، اما ادامه دارد....







اينجا امير قافله مي‌گريد 
و چه سخت است ايستادن به تماشاي کارواني که يکصد و هشت فرزندت را يکجا مي‌برد... فرزنداني که همه

عاشق تو بودند و تو عاشق همه‌شان.... گريه آقا، اذن باران اشک‌هاي ماست در اين ماتم طاقت‌سوز...