عدالت کجاست؟
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

آمده بود، با کاغذي در دست و خودکاري که روي آن به ترسيم اشکالي مي‌پرداخت. لب که باز کرد گفت: «عدالت»، اين شعار، با شعور ما درآميخته است، مايي که افتخارمان پيروي از «امام عدالت» است. او تاکيد داشت که اين روزها هم، همه جا دم از «عدالت» مي‌زنند. من اما يک سوءال دارم، و آن اينکه سهم من کجاست؟ به هر حال من هم شهروند همين ديارم. 10 سال هم است که خانواده پنج نفري ما، خودرو ندارند. تازه بسياري هم هستند که هيچگاه خودرو نداشته‌اند و تا آخر هم نخواهند داشت. خوب سهم آنها از يارانه بنزين کجاست؟ بارها اعلام شده است که به ازاي هر خودرو، حداقل 1000دلار يارانه محاسبه مي‌شود و با اين حساب خانواده، «دو»نفره همسايه ما که«سه» ماشين دارند، سالانه 3 هزار دلار يارانه دريافت مي‌کنند و هر چه برخورداري آنها از تعداد اتومبيل بيشتر باشد، بيشتر يارانه مي‌گيرند، حالا حق خانواده 5 نفره من و خانواده 10 نفره آن روستايي کجاست؟ چرا بايد من و ما فقط تماشاچي به تاراج رفتن حق‌مان باشيم؟ چرا شناسايي نمي‌کنند، اتومبيل‌داران رااز غيراتومبيل‌داران و حداقل سهميه ما «نابرخورداران» را به بخش«آموزش» ببرند تا من مجبور نباشم براي پرداخت شهريه فرزندانم از همه هستي‌ام دست بکشم» او مي‌گفت فرزندش کارشناسي ارشد شيمي است با چندين مقاله پذيرفته شده در کنفرانس‌هاي بين‌المللي، اما براي دانش‌آموختگي او پاداش «آخر خدمت» خود را گذاشته است و حالا هم کاري نمي‌يابد او تا لااقل اين دلخوشي باشد که دارد به کشورش خدمت مي‌کند. او تاکيد داشت فرزندم با ارائه طرح‌ها و مقالاتش در بهترين کشورها مي‌تواند هم کار بگيرد هم پذيرش، اما من معلم هستم، بارها گفته‌ام اول ايران دوم ايران، سوم هم ايران اما... تا کي مي‌توان چنين گفت و چنين ماند؟ به هر حال بايد کاري کرد... * راست مي‌گفت او، ما براي خودروي اين و آن يارانه سوخت مي‌دهيم آن وقت براي درس خواندن براي درمان و... بايد افراد از هر چه دارند بگذرند؟ راستي چرا؟ چرا بايد روستايي محروم يارانه سوخت اتومبيل فلان فرد متمول را بپردازد. مصيبت زماني مضاعف مي‌شود که براي مقابله با آلودگي هوايي مثلا" تهران از «بودجه ملي» هم استفاده کنند. يعني در مرحله اول ما يارانه داده‌ايم تا ديگران آلودگي توليد کننده، باز بايد پول بدهيم تا با اين آلودگي مقابله شود اين منطقي است آيا؟ اين عدالت است آيا؟ نبايد کاري کرد، آيا؟ پس عدالت کجاست؟ وقتي فرصت‌ها برابر نيست، برخورداري از يارانه‌ها برابر نيست، پس عدالت چگونه محقق خواهد شد؟...