پهلوان تختي و ما
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ دی ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

(17/10/84)
-يکم: يک قهرمان کشتي، به گمانم از قهرمانان صاحب نام روسي که هماورد جهان پهلوان ما، صاحب نام ماندگار، غلامرضا تختي بود مي‌گفت «تختي» شما يک پهلوان به تمام معنا بود و توضيح مي‌داد وقتي متوجه شد پاي چپ من آسيب ديده است، هرگز از اين نقطه ضعف استفاده نکرد و هيچگاه از پاي مصدومم زير نگرفت. بله او حاضر نبود به قيمت برنده شدن در آوردگاه جهاني هم جوانمردي و ارزش‌هاي اخلاقي را زير پا بگذارد اما... - دوم: در مسابقات قهرماني ليگ کشتي کشور که روز پنجشنبه گذشته برگزار شد، خيلي جاي آقا تختي خالي بود. آنجا که بعضي از کشتي‌گيران وقتي مي‌ديدند حريف هموطنشان از دنده يا بازو و... آسيب ديده است به همان نقطه هجوم مي‌بردند، حتي در يک مسابقه وقتي کشتي‌گير آسيب‌ديده با بازوي مصدوم در مسابقه دوم حاضر شد و حريف دقيقا به همان قسمت بدن او فشار مي‌آورد براي کشتي سوم حاضر نشد، کشتي‌گير پيروز، چنان حرکاتي از خود نشان داد که گويي در المپيک، قهرمان يک کشور ديگر را شکست داده است،‌قصه تلخي است، اين جوانمردي‌ها؟، - سوم: آقا تختي، در قلب مردم جا داشت. حرمت مردم را داشت و مردم هم حريم‌بان حرمت جهان پهلوان خود بودند. حرف او حرف دل مردم بود و چنين بود که تختي جاودانه ماند. تاريخ هم خوب به ياد دارد در ماجراي زلزله بوئين‌زهرا، که آقا تختي افتاده بود به کوچه و خيابان وکمک جمع مي‌کرد براي مردم آن سامان که نيازمند کمک بودند. او درد مردم داشت و مردم هم به احترام او، دست از آستين مردانگي بدر مي‌آوردند و همت عالي، نام کارشان بود، اما... -چهارم: کسي که به حريف هموطن خود در يک مسابقه داخلي رحم نکند. نزد مردم هم صاحب حرمت نمي‌شود.يادم هست، وقتي يکي ازاهالي فرهنگ رفتار آن برنده‌ها را ديد گفت: کاش براي اخلاق و جوانمردي هم نمره‌اي در نظر مي‌گرفتند کاش براي اقدامات ضداخلاقي هم نمره منفي لحاظ مي‌شد. کاش... - پنجم: پيامبر اسلام(ص) هنگام فتح مکه، نه تنها بر کفار قريش که تشنه خونش بودند و براي نيل به اين هدف هم از هيچ کاري فروگذار نکردند خشم نگرفت که حتي يارانش را نهيب زد که «اليوم يوم‌المرحمة» است نه آنگونه که بعضي‌ها مي‌خواستند و مي‌گفتند روز انتقام است. پيامبر حتي خانه ابوسفيان را هم محل امن اعلام فرمود اما... - ششم: بعضي از ما وقتي به قدرت مي‌رسيم، هرکس غير از ماست را به زير مي‌کشيم حتي اگر برادر ما باشد، براي ما ديگر کسي صاحب حريم نيست حتي برادر ما، به «برکشيدن»ها و به «زيرکشيدن»ها در عرصه‌هاي مديريتي توجه کنيم، در ديروز و امروزمان. احساس نمي‌کنيد خيلي از ما پهلوان نيستيم؟ در آموزه‌هاي ديني داريم که ديگران را به لقب‌هايي که کرامت دارند نيازاريد. ما، اما چقدر ديگران را به لقب‌هايي که از آن دل ناخوش دارند مي‌آزاريم، احساس نمي‌کنيد خيلي از ما پهلوان نيستيم؟ در رقابت‌هاي سياسي هم دقيقا انگشت مي‌گذاريم روي نقطه آسيب‌ديده حريف، گاه حتي به جاي رقابت سالم در پي تخريب و آسيب زدن بر مي‌آييم ورفتارهاي پرخطري را پيشه مي‌کنيم که به نفع خود ما هم حتي نيست اما... حاضريم براي از ميدان بدر کردن حريف هر هزينه‌اي را به مملکت تحميل کنيم، حتي اگر قيصريه‌اي باشد. به بهاي دستمالي آلوده، به آتش مي‌کشيم. احساس نمي‌کنيد خيلي از ما، پهلوان نيستيم؟