در يک اتوبوس نشسته ايم
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

پيشتر نوشته بودي به احمدي‌نژاد راي نداده‌اي، آنهم با تاکيد بر اينکه در هيچ کدام از دو مرحله، اما حالا در يادداشت سرمايه‌هاي مديريتي... که در روز 26 دي چاپ شده بود، نوشته بودي نبايد هيئت دولت در يک پرواز از جايي به جايي برده شوند، انگار خيلي نگران بود که حادثه‌اي اتفاق بيفتد. اين را به حساب چه بگذاريم چرخش روزگار يا...گفتم، نه حساب کن اما به حساب چيزي نگذار. اما نگراني، بله، من نگران هستم، چون احمدي‌نژاد، «رئيس‌جمهوري اسلامي ايران» است و لو، من به او راي نداده باشم او منتخب ملت است. تازه صاحب اين قلم که اهل حزب و دسته و گروهي نيست و سوداي حضور در نقاط قدرت‌خيز هم ندارد.
لذا براي موفقيت هر کس که بخواهد به اين ملک و ملت خدمت کند، دعا مي‌کند و به اندازه توانش کمک و برايش مثال زدم» مقصد ما همه يکي است.
مثلا" رفتن به تهران. حالا ما مي‌خواستيم با فلان راننده که به مهارتش اعتقاد بيشتري داشتيم، راهي سفر شويم، اما به دلايلي نشد و راننده‌اي ديگر پشت فرمان قرار گرفت.
حالا بايد مثلا" از اينکه او تصادف کند خوشحال باشيم؟ اولا" اين نه اخلاقي است و نه اسلامي، ثانيا" با روح ايراني ناسازگار است و ثالثا"، در تصادف خودرو، آنکه آسيب مي‌بيند، خود ما هستيم. پس اگر، راننده‌اي غير از آنکه ما مي‌خواستيم، پشت فرمان نشست، هم بايد نگران سلامت او باشيم و هم هوشيار و مراقب اوضاع و اگر خداي نکرده، هواس راننده پرت شد او را هشدار دهيم. اين به منطق نزديکتر است. گو اينکه همه همسفران، بايد مراقب باشند. و باز گفتم اگر در مسير اين راننده، راه‌بنداني ايجاد شود، باز او تنها نخواهد بود که فرصت از دست مي‌دهد و در راه مي‌ماند، ما هم در راه خواهيم ماند و در برف و بوران گرفتار خواهيم آمد پس براي رفع مانع، ما هم بايد با او همراه باشيم. چون ما همه، سرنشينان يک خودرو هستيم، در يک مسير،
و باز من از او پرسيدم. اگر کسي به هر دليل، براي خودرو مشکل‌تراشي بکند، آيا هم به خود و هم به ديگران آسيب نرسانده است؟ و گفتم حالا با اين زاويه نگاه، خود بگو، دل‌نگراني امروزين مرا و ما را و خيلي‌هاي ديگر که چون ما مي‌انديشند را به حساب چه بايد گذاشت،...
* ... و اين نکته را از آن رو بازگو کردم تا به ياد اهل سياست بياورم همه در يک اتوبوس نشسته‌ايم، پس مراقب باشيم. و راننده هم مراقب باشد بايد همه را به مقصد برساند نه از ميان مسافران گزينش کند و گروهي را سوار و ديگران را پياده کند. چه او، هم وظيفه به مقصد رساندن همه را دارد و هم نيازمند توان همه است. حتي آنهايي که براي سفر با راننده‌اي ديگر، بليت خريده بودند.