گريه‌اي که نگاه را عوض کند
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:


 
اين روزها در هر کوي و برزن، پرچمي برپاست و محفلي. اين ماجرا در مشهد بيش از هر جا به چشم مي‌خورد، آنهم به دليل وجود امام رضا(ع) و در کنار آن نيز حوزه فخيمه علميه که رداي پيام‌رساني عاشورا را بر دوش دارند و در اين رهگذر خوب است، خود را و ديگران به يک نکته اشارت دهيم و دلالت کنيم که همه شنيده‌ايم و بسيار هم شنيده‌ايم که گريه بر حسين(ع) باعث آمرزش گناهان مي‌شود و هزار در هزار حسنه و ثواب دارد. درست هم هست، اما نه براساس تعريفي که بعضي مي‌کنند با اين نتيجه که هرکار خواستي بکني روي برگردان و هر کاري کردي فقط همين که چند قطره اشک بر حسين(ع) بريزي نامه سياه اعمالت سفيد مي‌شود و زندگي سراسر شقاوتت سعيد، مطمئن باشيد چنين ماجرايي، نه درس حسين(ع) است براي زندگي و نه حتي با عدالت پروردگار سازگار،
بله، گريه بر حسين، سنگ را گوهر شب چراغ و خاک را کيميا مي‌کند، منتهي، اشکي که چشم‌ها را بشويد و «به جور ديگر ديدن» عادت دهد.

جوري که حسيني ببيند، روز و روزگار را و زندگي را. آن وقت، اين نگاه حسيني آنقدر او را بزرگ خواهد کرد که خار و خاشاک گناه را- هر چه قدر هم قد بکشند- توان رسيدن به دامن موءمنانه او نباشد. اين اشک است که ارزشمند است چون به تغيير تعريف ارزش‌ها در نگاه فرد منتهي مي‌شود والا آدم وقتي پياز هم پوست مي‌کند از چشمانش اشک مي‌آيد و اين لااقل چشم را ميکروب‌زدايي مي‌کند، اما آن اشک چه؟ اشک بر حسين بايد به بصيرت منتهي شود والا ميان گريه کردن و سکوت و حتي خنديدن فرقي نيست. وقتي که خود در زندگي داريم نقش يزيد را بازي مي‌کنيم و يا يزيد درونمان هر روز فربه‌تر مي‌شود چه فرقي مي‌کند گريه کنيم يا نه؟ مهم تغيير نگاه است از آن نوع که«حر»، معلم آن شد در کربلا. اويي که از زاويه نگاه حاکميت باطل به امام نگاه مي‌کرد و از همين زاويه هم راه را بر امام بست، اما وقتي چشم‌ها را شست و توانست جور ديگري ببيند، آن شد که پايان کار، سر زخم خورده «حر» بر دامان امام حسين بود و او که به عنوان اولين کس، راه را بر امام بسته بود اولين نفري بود که براي باز کردن راه به عاشورا و کربلا، فراديد همه انسانها، با همه جان و ايمانش پاي به معرکه نهاد و جايگاه خود را چنان برگزيد که خانه مالامال از بت ابوسفياني يزيد نتوانست بين نگاه او و کعبه جمال حسين فاصله بيندازد.
او همه حق و حقيقت را در واقعيتي به نام حسين(ع) يافت و با شهادت خود، راه را براي همه آناني که پس از او مي‌آيند و خار گناه در پا خليده دارند باز کرد. مثل 72 نفر ديگر که آن روز، در کربلا، هرکدام راه قومي و قبيله و گروهي را به کربلا باز کردند و ما فرصت اقامه نماز معرفت و تماشاي عاشورا را مديون آنها هستيم و...
به نظر سخنوران گرامي در محرم امسال که رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام تقليد بر تبيين حقيقي اين حقيقت بدور از غبار خرافه تاکيد دارند، رسالتي سنگين‌تر بر دوش دارند تا اين حقيقت زلال را فراديد مردم بگذارند.