نقش‌هاي عاشورايي
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:


شناسنامه 
...و اين همه پرچم... اين همه پرچم، فرادست اين همه آدم... و اين همه پرچم، شناسنامه‌هاي اين همه آدم است که آمده‌اند با نام و با نشان، چنانکه در روز عاشورا ياران حسين، هر کدام در «رزم گفته‌ها» خود را معرفي مي‌کردند و سپس پاي به وادي جهاد و شهادت مي‌گذاشتند و اينک مائيم در عاشوراي مکرر تاريخ که با نام و نشان مشخص به کربلاي امروز آمده‌ايم.

نسل زينب 
تا تو، بر صراط مستقيم، زينب‌گونه گام برمي‌داري. من هم مطمئنم آمريکا هيچ غلطي نمي‌تواند بکند، آنها هم خود مي‌دانند اين را لذا يک روزنامه صهيونيستي، سالهاي پيش نوشته بود، اين انقلاب را کسي نمي‌تواند سرنگون کند فقط وقتي چادرها برداشته شود... اما خواب او، روياي باطله و بي‌تعبيري است چرا که نسل زينب در عاشوراي مدام اين مردم تکرار مي‌شود...

راز بزرگي 
عباس... نامي است که درهاي‌آسمان را باز مي‌کند پس هر کس مي‌خواهد راهي آسمان شود بگويد يا اباالفضل العباس... عباس... اين نام، راز بزرگي انسان است و هر کودکي مي‌تواند با اولين يا اباالفضل بزرگ شود، بالغ شود، عارف شود و... يا ابالفضل...


نقش عاشورايي 

ما هيچ... ما نگاه... و عاشورايي که ما را به حضور مي‌خواند، نه تماشا... آنکه به تماشاي کربلا برود، جز حسرت بهره‌اي نخواهد برد... عاشقان هر کدام، در کربلا «نقشي» بر عهده دارند خود هزار در هزار فرشته را به تماشا مي‌خوانند... تماشاچي نيستند، جزئي از يک حماسه‌اند، از حماسه عاشورا.
اينکه چند سال دارند و در کجاي زمين و زمان ايستاده‌اند، اصلا مهم نيست... باور کنيد، مهم نيست، مهم اين است که حسيني باشند.. و حسيني باشيم،


پرچم عزت 

تا اين پرچم در اهتزاز است، ما نيز تا آسمان قد مي‌کشيم... و اين پرچم را هم هيچ يزيدي نمي‌تواند فرو اندازد... هر کس هرچه مي‌خواهد بگويد... ما اين پرچم را به اين الطالب بدم المقتول بکربلا خواهيم سپرد. مطمئن باشيد.

ضجه زنجير  زنجير من، ضجه مي‌زند در عزاي حسين(ع) و آسمان هم دلش چون دل غمدار من گرفته است... به خدا باراني در پيش است، باراني که صاعقه‌اش را حسين، مولاي همه آزادگان جهان، با آخرين «هل من ناصر ينصرني» نواخت و... باران که بيايد، هر آنچه غير حسيني است را خواهد شست، هم از جان ما و هم از جهان ما...







تبري 
من، شيعه‌ام، مذهب من، همچنانکه «تولا» دارد، «تبري» هم دارد و من تبري مي‌جويم از همه بيداد، از همه ستم و اين تبري را در مرگ بر اسرائيل فرياد مي‌کنم... پس مرگ بر اسرائيل.


مترسک شيطان 
...حتي کودکان ما هم تو را به بازي نمي‌گيرند شيطان، تو فقط بازيچه‌اي... و اينجا، کودکان کوي غيرت، از تو، يک مترسکي مي‌سازند که حتي کلاغ‌ها هم از آن نمي‌ترسند، مترسکي براي خنديدن...