نقش چندگانه پدر
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 عالمان علوم تربيتي، همواره خانواده‌ها را هشدار مي‌دهند که مراقب آمد و شد فرزندان خود با «رفقاي ناباب» باشند، مبادا که «باب جهنم» را به روي فرزندشان بگشايد. هشدار جايي هم هست، چه بسياري از جرم‌ها از روي دست دوستان خلافکار نوشته مي‌شود و آنقدر در اين زمينه شاهد و دليل هست که نياز به گفتن نيست بلکه به بديهيات تبديل شده است و ما سرپرداختن به آن را نداريم اما اگر «باب جهنم» را «پدر» به روي فرزند بگشايد، آن وقت چه بايد گفت؟ اگر «پدر بد»الگوي جوان شد چه مي‌توان نوشت؟ نگاهي به آمار و حتي مطالعه زندگي افراد مجرم که متاسفانه کم هم نيستند، به ما مي‌فهماند وقتي در يک خانواده «پدر»، از ارتکاب «جرم» رويگردان نباشد، تمام آن خانواده زمينه ارتکاب جرم را خواهد داشت، «رفتارهاي پرخطر» پدر خيلي راحت براي فرزندان پذيرفتني مي‌شود، چنانکه رفتارهاي صحيح، چه «پدر»‌در ذهن فرزند، معمولا «بزرگترين» است.
شخصيتي که براي بزرگ شدن بايد از روي دست او نوشت. باز هم عرض مي‌کنم به اطراف خود نگاه کنيم الگوپذيري فرزندان از پدر چقدر است؟ اين را از آن رو نوشتم تا اذهان را توجه بدهم به يک شاهد» سه‌شنبه شب، شبکه خراسان، دو گزارش پخش کرد که از قضا مجري هر دو يکي بود. در گزارش پنج، نفر اول ماجرا يک «بدمن»‌بود، يک «ضدقهرمان»، يک دزد، به اينکه چه بود ماجرا و... هم کاري نداريم فقط يک نکته در صحبت‌هاي او بود که توجه را جلب مي‌کرد» پدرش زندان بود، و حالا پسر رفتاري در پيش گرفته بود که قانون او را مي‌فرستد پيش پدرش، مورد دوم گزارش ورزش و يک قهرمان شنا او هم وقتي دلايل موفقيتش را باز پرسيدند، بر نقش پدر در جايگاه اول تاکيد کرد، «پدر بد»، فرزند را هم به «بدي» مي‌کشد و پدر خوب فرزند را به بهشت رهنمون مي‌شود.

خبر «امامي» خبرنگار ما در ساري -گزارش 98 درصد زندانيان مازندران آلوده به مواد مخدر هستند- را که بازبشکافيم در مي‌يابيم بسياري از مجرمان مشق را از روي دست پدر نوشته‌اند. اصلا پدر به سد مي‌ماند که تا قامت، کشيده دارد. هرچه هم آب جمع بشود، پايين‌دست آسوده است و به فراخور از آب پشت سد استفاده مي‌کند اما همين‌که سد بشکند، همه چيز در هم مي‌ريزد. به نظر ما بايد اين سدها را چنان تقويت کنيم که پايين‌دست آسوده خاطر باشد. پدرها بايد توجه داشته باشند که رفتار و کردار و گفتار آنها نه تنها با بي‌توجهي فرزندان ناديده گرفته نمي‌شود که در کانون توجه قرار دارد و ختم کلام اينکه وقتي فرزندان در دين و اخلاقيات شبيه پدر هستند، در رفتار همچون او عمل خواهند کرد پس اگر مي‌خواهيم فرزندان صالح داشته باشيم تا صلاح و سلامت جامعه تضمين بشود رفتار خود را اصلاح کنيم تا آب از همان بالادست سد بسته شود، نه پس از شکستن سد براي جمع‌آوري آب و جلوگيري از زيان آن بکوشيم که هرگز هم موفق نمي‌شويم. فرزندان از پدر ارث مي‌برند، هم اخلاق را و هم رفتار را. پس ميراث ماندگار صالحي براي فردا بگذاريم.