... و باز هم در يک اتوبوس نشسته‌ايم
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

  
سردبير محترم روزنامه خراسان، با سلام و اداي احترام مطلب درج شده به امضاي عزيزي که با عنوان «الف-ي» در تاريخ 12 اسفندماه جاري ما را از فيض فهميدن نام خود هم محروم کرده بود را خواندم و حسن ظن ايشان به صاحب اين قلم را تکريم و نقدشان را به ديده منت دارم. اما تا جايي که يادم بود، جامعه مخاطباني که براي نوشتار«در يک اتوبوس نشسته‌ايم» به عنوان هدف مطرح بودند با گفته‌هاي اين منتقد گرامي متفاوت بود. براي اينکه به اين نکته يقين کنم، مجددا" آن نوشته را که در روز دوم بهمن چاپ شده بود خواندم و از قضا روي سخن هم با جامعه مخاطبان اين بود که هوشيارانه بايد با«راننده جديد»، همکاري و همراهي کرد و ايجاد مانع در سر راه حرکت اتوبوس تنها راننده را به اذيت نمي‌اندازد، بلکه باعث آزار همه مي‌شود و به تاکيد گفتم در راه‌بندان، آنکه مي‌ماند، مائيم و در تصادف باز هم ما آسيب مي‌بينيم پس بايد به رغم اينکه بعضي‌هامان براي سفر با راننده ديگر بليت گرفته‌ايم، با اين راننده هم همکاري کنيم.
* دوباره هم که مطلب را خواندم، هيچ کجاي آن نوشتار نديدم که به داوري ارزشي ميان «اين» يا«آن» پرداخته باشم، چه رسد که از منظر تنگ منافع اين گروه و آن جناح بخواهم اين را «برکشم» و يا سنگي به دلخواسته ديگران بر برج و باروي ديگري بيندازم.

همانجا هم گفتم دعاگو و به اندازه توانم، کمک کار کس و کساني خواهم بود که مي‌خواهند کمک کار مردم باشند و در اين راه کاري هم مي‌کنند. چه اين مردم را شايسته خدمت و از اين رو، خدمتگزاران آنان را صاحب حرمت و شايسته خدمت مي‌دانم.
* اگر جامعه را باز هم به همان اتوبوسي تشبيه کنيم که همه در آن نشسته‌ام ما، خبرنگاران، در کنار نخبگان دلسوز، آينه‌هاي اتوبوس هستيم که در اتوبوس و در دو سويش، راننده را نسبت به داخل و اطراف اتوبوس هوشيار مي‌کنند و حال انصاف دهيد آيا ما مجازيم آن آينه‌ها را برداريم؟ آيا رواست آينه‌ها را سنگ زنيم؟ آيا ما، خبرنگاران حق داريم دولت را از نقد خويش محروم کنيم؟ مگر نه اينکه دولت‌مردان ما بايد راه و رسم از مولا علي(ع) بياموزند که يکي از حقوق حاکم بر شانه مردم را نقد آنان از حکومت مي‌دانستند؟
من واژه‌هاي نقد را، مقدس مي‌شمارم، چه اين کلمات مي‌تواند، ناپالودگي‌ها را بپالايد و جان‌ها را به زيبايي‌ها زينت بخشد.

* ما در جايگاه نقد مشورت مي‌دهيم و بهره‌گيري از مشورت، سيره پيامبر گرانقدر اسلام است، هم در تدبير امور و هم در جنگ‌ها: از جمله در بدر، که جايگاه فرماندهي ايشان به مشورت ياران مشخص شد و در احد نيز جنگ با دشمن به بيرون از مدينه کشيده شد و در خندق هم که ما هنوز مفتخريم که پيامبر اکرم، نوع مقابله با دشمن را براساس مشورت سلمان فارسي، افتخار ايرانيان برگزيد. پس ما به شور و مشورت که در قرآن هم بدان تاکيد شده است نيازمند هستيم.

* به دوست نديده-«الف-ي» عرض مي‌کنم. اين قلم به رغم بهره‌اي که از فهم سياست دارد، همچنان به جامعه نگاه خواهد داشت و ورود گاه به گاه به مباحث سياسي هم از دغدغه‌هاي اجتماعي دور نخواهد بود، چه بر اين عقيده‌ام که کنش‌ها و واکنش‌هاي اهل سياست، در جامعه باز توليد مي‌شود و در شکل اجتماعي، اگرچه خاموش اما پرخطرتر از وادي سياست، عمل مي‌کند. الناس علي دين ملوکهم، به عنوان يک واقعيت، را که از ياد نبرده‌ايم:

* به همه آناني که چون اين عزيز مي‌انديشند، با احترام عرض مي‌کنم بگذاريد، آينه‌ها، هر چند اندک زنگاري هم داشته باشند، فراروي حاکمان باشند والا، سال‌هاي بعد، بر فرصت‌هايي که در اين روزها از دست داديم افسوس خواهيم خورد.

* و کلام آخر، انشاءالله، روزنامه خراسان و مديران و قلم‌زنانش، تا آخر، استقلال راي و نظر خود را حفظ خواهند کرد و هميشه بر منافع مردم در چارچوب، قانون اساسي، برنامه‌هاي رهبري، مصالح و منافع ملي، تأکيد خواهند کرد،