فرصتي که مي‌سوزد
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:


خردمند کسي است که از«تهديد»، «فرصت» بسازد. عکس اين ماجرا هم صادق است» نابخردان از فرصت، تهديد مي‌سازند و نمونه‌هايش را کم نديده‌ايم. در زندگي شخصي هم کم نداشته‌ايم فرصت‌هايي که به تهديد تبديل شده‌اند و به افسوس به آن نگريسته‌ايم و در حسرت آنچه از دست رفت سر تکان داده‌ايم، که هيچ‌کدام فايده‌اي ما را نبخشيده است. و بعد از اين هم نخواهد بخشيد. مطمئن باشيد،
به گمان من، ماجراي«چهارشنبه سوري» هم از اين دست است، بسياري از اين فرصت، خوب استفاده مي‌کنند و آن را به«سوز» و «سروري» مهربانانه تبديل مي‌کنند و به ديدار بزرگترها مي‌روند و طبق سنت‌هاي خاص عمل مي‌کنند، اما گروهي- هر چند اندک- هم از اين فرصت، با «بد استفاده کردن» خود يک«تهديد» مي‌سازند، بله، تهديد، هميشه که قرار نيست تهديد، امنيتي باشد، آشفتن ذهن مردم و هجوم بردن به سلامت فکر آنان و توليد«آلودگي صوتي» و اضطراب و تشويش هر کدام در جاي خود يک«تهديد» است. تهديد بهداشت رواني جامعه، کم از تهديد امنيت فيزيکي نيست که گاه بيشتر هم هست. چه اگر جامعه‌اي از بهداشت و امنيت رواني برخوردار باشد در مقابله با تهديدهاي فيزيکي هم بهترين راه‌ها را برمي‌گزيند اما وقتي امنيت رواني از ميان برود، امنيت فيزيکي هم از ميان خواهد رفت. سال‌هاي قبل يادم هست درهمين مشهد خودمان بعضي افراد، از چهارشنبه‌سوري، چهارشنبه‌سوزي درست مي‌کردند و با آزار و اذيت مردم و سلب آرامش آنان مرتکب«جرم آشکار» هم مي‌شدند. ايجاد راه‌بندان، انداختن ترقه‌هاي پرصدا زيرپاي عابران به خصوص زنان و کودکان، توليد ناهنجاري‌هاي رفتاري و گفتاري و... تنها نمونه‌هايي بود که در آن شب آزاردهنده شکل مي‌گرفت. تا جايي که بعضي‌ها از آن به «شب دلهره» نام ببرند. حق هم دارند، انفجار نارنجک‌ها و ترقه‌هاي صوتي جز دلهره چه ايجاد مي‌کند؟ آنهم در زمانه‌اي که بيماري‌هاي قلبي روبه افزايش هستند و در کمتر کوچه‌اي مي‌توان يافت که بيمار قلبي وجود نداشته باشد.

يک پژوهشگر با انتقاد از وضع پيش آمده مي‌گفت ما دچار«انسداد اجتماعي» نيستيم که نتوانيم مردم را از روي آوردن به ترقه برحذر داريم. او مي‌گفت اگر چهارشنبه‌سوري يک سنت بود، پريدن از روي آتش بود، آنهم در جايي که براي کسي ضرر نداشته باشد، آنهم در يک مدت کوتاه و نه انفجار نارنجک در ترقه که از چند شب مانده به چهارشنبه آخر سال شروع مي‌شود و در آن شب به اوج مي‌رسد، تازه پيرايه‌هاي ديگري هم به وجود مي‌آيد که کار را بدتر از بد مي‌کند...
در اين باره بازهم با هم صحبت خواهيم کرد...،