درس معلم
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

يک مادر مي‌گفت: معلم، دخترم را متحول کرده است. نفس خانم معلم برکت قدسي داشته است. حالا دخترم که کلاس چهارم هست سر موقع نماز مي‌خواند، حتي به ما هم تذکر مي‌دهد وقت نماز را. درسش هم نسبت به سه سال پيش خيلي پيشرفت کرده است. خيلي. حالا من مي‌توانم فرداي روشن فراروي او را به وضوح ببينم، چنانکه روزهاي خوب پيش روي پسرم را. که با همه کودکي‌اش، بيش از بزرگترها، دل به مذهب و ائمه روشن دارد. و من اين نعمت را پس از عنايت خداوند، از معلمانشان مي‌دانم که حقيقتا نقش پيامبري دارند. اين مادر مي‌گفت: دخترم چند روزي مريض شد و نتوانست به مدرسه برود. اما خانم معلمش بيش از همه نگران او بود. درست مثل يک مادر،... من گفتم: خدا خير بدهد، همه معلم‌ها را. و راست گفت امام بزرگوار که معلمي شغل انبياست و زيبا گفت شهيد رجايي که معلمي عشق است. وقتي اين مادر داشت از خوبي دو خانم معلم مي‌گفت و تاثيري که بر زندگي فرزندانش گذاشته‌اند من ياد آن شعر افتادم که
... درس معلم ار بود زمزمه محبتي
جمعه به مکتب آورد، طفل گريزپاي را...
اين مادر که از پايين شهر مشهد -به لحاظ اقتصادي- صحبت مي‌کرد، مي‌گفت: معلم‌هايي با اين روش و منش، با اين اعتقاد و ايمان و مهرباني، برخوردارترين مردم هستند هرچند حقوق بالا نگيرند. اما جايگاهشان نزد خداوند بالاست. و جايشان هم بالا، هرچند در پايين شهر باشند و من باز به ياد اين حقيقت افتادم که «شرف‌المکان بالمکين». شرافت جا به کسي است که آنجا مي‌نشيند و هرجا معلماني ازا ين دست باشند، بالاترين جاهاست.