ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

در فصل آغازين امامت حضرت مهدی                                                       حال و هواي جمکراني‌ام آرزوست  
«جمکران»، جام جهان‌نماي جمال شماست مولا و من اگرچه در فاصله‌اي دور از آن مکانم اما با همه ايمانم مي‌کوشم در قبله‌ترين گوشه مسجد قلبم، جمکراني بسازم که جام جهان‌نماي شما باشد. نه تنها معتقدم اين مي‌شود که باور دارم بايد اين بشود. اصلا" شما آمده‌ايد تا ما بتوانيم در قلبمان، حتي خدا را به چشم ببينيم. شما آمده‌ايد تا «آمدن» را ياد بگيريم و از «بودن» پا فراتر گذاريم و «نوشوندگي» ايمان خويش را شاهد باشيم. اصلا" حيف نيست وقتي در و ديوارها و کوچه‌ها و حتي بيابانها شما را فرياد مي‌کنند، دل، اين «سراچه عشق»، به بانگ «الغوث»، لب نگشايد و «ادرکني» نخواهد و «الساعه» نگويد؟
من به جمکران نرفته‌ام اما خوب مي‌دانم عاشقان شما از هر سو به اين قطعه ناب زمين مي‌دوند و «بي‌قرار» هم مي‌روند تا ايمان به شما، آنها را به«قرار»‌آورد.
مي‌دانم که از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب ايران عزيز، اگر نه جسم‌ها، لااقل دل‌ها، هميشه راهي«جمکران» مي‌شوند تا ايمان و انتظار خويش را نو کنند.
مي‌دانم، جمکران، بهانه‌اي است براي ياران امام جماران تا در عصر انتظار مشق ظهور کنند براي حضور در آستان شما. بهاي اين بهانه نيز مشق عشق است.
مي‌دانم از امروز که«سکه امامت» به نام شما زده مي‌شود، کار «عشق و عاشقي» همه سکه مي‌شود. کار «دل‌دادگي» هم چنانکه کار«معرفت» و علم و دانش و «عقلانيت».
که هر کس به همان اندازه‌اي که«منتظر» است از «عقلانيت» هم برخوردار است و به همان اندازه‌اي که از«عقلانيت» سهم مي‌برد در سپاه شما صاحب جايگاه است.
* مي‌دانم، جمکران اين روزها، حال و روز ديگري دارد. ما را هم حال و هوايي جمکراني آرزوست،