يک روز سخت
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

  * درکنار اتوبوسراني و تاکسيراني، مسئولان همت کنند و يک سازماني به نام قايقراني هم در مشهد تشکيل بدهند، اين را سال قبل هم پيشنهاد داده بوديم،
* ديروز فاتحه‌خواني داشتيم در خيابانها، وقتي براي طي 2 کيلومتر در خيابان بايد 25 دقيقه زجربکشي، براي مديريت شهري چه مي‌شود گفت و چه مي‌شود کرد؟
* ديروز، مشهد قفل بود، ديروز صبح، مشهد، قفل بود نمي‌دانم کليدش را چه کسي برداشته بود و به کجا انداخته بود، اما...
* بگذريم، مي‌خواهم مطلب را شروع کنم، و اين هر سه ، هر کدام يک نوع شروع است، شما هر کدام را مي‌پسنديد با همان شروع بخوانيد، فرقي نمي‌کند.
مهم وضع و روز، شهر بود که همه، باچشم‌هايمان خوانديم. هر کس آمد بيرون خواند و خيلي چيزهاي ديگر را هم فهميد،
البته، من شنيدم، باران پارسال که شهرک امام و مناطق اطراف را به درياچه تبديل کرده بود، اين تجربه را به دست داد که امسال از ساعات اوليه بامداد ديروز، شهرداري به فکر تدبير برآيد و کاري بکند. اميدوارم چنين شده باشد و کار به سامان رسيده باشد، اما...
اماخيابانها، واويلا بود. روز قيامت رانديده‌ام اما مي‌گويند آن روز همه به هم مي‌رسند، ديروز در خيابانها هم، همه به هم رسيدند تا مشخص شود وقتي ساعت‌ها جلوکشيده نمي‌شود و کارمند و کارگر و کاسب همزمان به خيابان مي‌آيند و همه به هم مي‌رسند چيزي شبيه به قيامت را ديد. بنده خدايي مي‌گفت من فاصله چهارراه بلوار ارشاد در خيابان خيام تا خيابان ملک‌آباد را در 25 دقيقه طي کردم.

ديگري هم که خانه‌اش در «آزادشهر» بود، براي رسيدن به همين«‌سه راه خيام» در بلوار «‌ملک‌آباد»، «‌يک ساعت و 20 » دقيقه در راه مانده بود. او مي‌گفت «‌آزادشهر» قفل بود، به « وکيل‌آباد» آمدم، آنجا هم چند قفله بود، از پل «‌هاشميه»‌به آنسو رفتم، تا چشم کار مي‌کرد خودرو بود که پشت سر هم صف کشيده بود. در «‌هاشميه» به اجبار از کوچه‌ها گذشتم و خودم را به «‌آزادگان» و « پيروزي» رساندم تا از «‌ميدان تلويزيون» انتخاب مسير کنم اما... وقتي رسيدم يک ساعت و 20 دقيقه گذشته بود. مسيري که درروزهاي معمولي به 10 دقيقه هم نمي‌رسد،
از اين دست حرف‌ها زياد بود ديروز، حق هم داشتند، هرچه بگويند.

* راستي طرح «مشهد، شهر ملي» در چه مرحله‌اي است؟ آيا نمي‌شود آن را به عنوان يک مطالبه جدي از آقاي «‌رئيس جمهور» در سفر به خراسان رضوي خواست؟ آيا عدالت اقتضا نمي‌کند به اندازه مسافرپذيري مشهد بدان اهميت داده شود؟ بگذريم از جايگاه معنوي آن که به فرموده امام عظيم‌الشان انقلاب، مشهد مرکز ايران است،
* درباره وضع مشهد مخصوصا" در روزهاي باراني، حرف فراوان است، اما»
«‌درخانه اگر کس است
يک حرف بس است،»